مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
مقالات و پایان نامه ها در مورد انتخاب-تجهیزات-جهت-اجرای-CM-با-استفاده-از-تکنیک‌ها‌ی-ANP-وTOPSIS-فازی- فایل ۲۳۰
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
 

نقش نیروی انسانی در نگهداری از تجهیز

 

۰٫۱۲

 

جدول ۵-۱ وزن منطقی زیر شاخصها
۵-۴- مزایای الگوریتم پیشنهادی
در الگوریتم پیشنهادی می توان از مزایای زیربرای تحقیق نام برد :
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

این مدل با توجه به اینکه معیارهای آن به طور نظامند انتخاب شذه است معیارهایی قابل فهم است ودر ک آنها برای مصاحبه شونده آسان است.
این مدل دارای نظام بندی مناسب بوده و دارای مراحل مشخص وتعریف شده و ورودی‌ها‌ی معلوم می باشد این مشخصه شرکت را از حالت سردر گمی برای اجرای آن خارج کرده واین اطمینان را می دهد که خروجی مناسبی پس از اجرای کار وجود دارد.
مدل پیشنهادی منجر به رتبه بندی معنادار گزینه‌ها‌ می شود لذا شرکت این فرصت را می یابد تا با توجه به درجه اهمیت و اولویت تجهیزات گزینه‌ها‌ی اولی تر را برای نگهداری وتعمیرات CM انتخاب نماید.
این مدل از نظرات خبرگان بصورت انفرادی استفاده نموده وبا تلفیق آنها با یکدیگر خروجی بسیار مناسبی را فراهم می نماید و در حقیقت این خروجی در نتیجه اجماع نظرات خبرگان شرکت می باشد.
استفاده از TOPSIS فازی این امکان را فراهم نموده است تا شرایط واقعی و طبیعی حاکم بر محیط کسب وکار شرکت که عمدتا از عدم قطعیت برخوردار بوده و با ابهام و سربستگی همراه است در نظر گرفته شود این موضوع منجر می شود تا تصمیمات اتخاذ شده مناسب تر و به واقعیت نزدیک تر باشد.
از آنجایی که اوزان معیارها به شیوه نظر سنجی از خبرگان سازمان محاسبه می شود اوزان مربوطه واقعی تر بوده و از پذیرش بیشتری توسط تصمیم گیرندگان برخوردار می باشد .
استفاده از روش TOPSIS این اطمینان را می دهد که بدلیل وجود آنالیز ریاضی قابل قبول در این شیوه انتخاب گزینه‌ها‌ی برتر به شیوه ای منطقی و استدلالی اصولی صورت پذیرد و صرفا نتیجه تصور و برداشت فردی بدون پشتوانه نباشد.
۵-۵ – پیشنهاداتی به منظور بهبود کاربرد الگوریتم پیشنهادی در اولویت بندی تجهیزات
در مرحله تشکیل تیم تصمیم گیرنده باید کلیه افراد کلیدی سازمان شناسایی شده و به عنوان اعضا تیم تعالی (تصمیم‌گیری) در نظر گرفته شوند طبیعی است که این افراد باید سازمان را خوبی شناخته و از قدرت تحلیل قابل قبولی برخوردار باشند .معمولا مدیران ارشد وروسای بخشها وسرپرستان کاندیدای اصلی این تیم خواهند بود. انتخاب افراد غیر کلیدی موجب خواهد شد تا این الگوریتم از ابتدا به صورت غلط اجرا گردد.
در مرحل محاسبه اوزان هر یک از شاخص‌ها‌ی تصمیم‌گیری به شیوه نظر سنجی از خبرگان تلاش می شود تا میزان اهمیت هر یک از معیارهای غربالگری در شرکت مورد نظر بدست آید لذا ضروریست هر یک از تصمیم گیرندگان ،نظر خود را در خصوص میزان اهمیت هر یک از معیارهای چهار گانه ارائه نماید. در این گام هم برای ارائه نظرات کارشناسی دقیق تر بایستی دقت شود تا افراد پاسخ دهنده از آشنایی کاملی با شیوه مقایسات زوجی برخوردار باشند.وحتی الامکان سعی شود که جداول مقایسات زوجی در فواصل زمانی معین ،به پاسخ دهندگان تحویل داده شود.
۵-۶پیشنهاداتی جهت کاربرد نتایج تحقیق
در راستای کاربردی نمودن نتایج تحقیق پیشنهادات زیر ارائه می گردد:
با توجه به اولویت بندی تجهیزات پیشنهاد می گردد در دفتر تحقیق وتوسعه شرکت فولاد آلیاژی ایران این پروژه مورد بررسی قرار گرفته تا در صورت نیاز در موارد مشابه نیز در شرکت اجرا شود.
پیشنهاد می شود که برای خطوط عملیات حرارتی ،انرژی وتاسیسات ،آبرسانی شرکت فولاد آلیاژی ایران این پروژه انجام گیرد لازم بذکر است که اجرای این پروژه در خط عملیات حرارتی دارای اولویت می باشد.
پیشنهاد می شود برای افزایش کارایی الگوریتم تحقیق ،نرم افزاری جهت پیاده سازی الگوریتم به صورت مکانیزه طراحی شود تا در دوره‌ها‌ی زمانی خاص ،در صورتیکه پروژه ای مشابه پیش آمد بتوان آن را اجرا نمود.
پیشنهاد می شود در دوره‌ها‌ی زمانی مشخص ،شاخصهای انتخاب تجهیزات مورد بازنگری قرار گیرد تا در صورت نیاز شاخص جدید اضافه شده یا شاخص موجود بهبود یافته وشاخصهای قدیمی که کاربردی ندارند حذف گردد.
۵-۷- پیشنهاداتی برای تحقیقات آتی
با توجه به نتایج تحقیق حاضر ،موارد زیر جهت انجام پژوهشهای آتی پیشنهاد می گردد:
در پژوهش حاضر در مراحل آخر از تکنیک TOPSIS فازی جهت اولویت بندی تجهیزات استفاده گردید. پیشنهاد می شود در تحقیقات مشابه از تکینیک تحلیل پوششی داده‌ها‌ ([۶۲]DEA) جهت این کار استفاده شود در این حالت میزان سرمایه ،زمان ونیروی انسانی مورد نیاز برای انتخاب تجهیزات را می توان بعنوان ورودی وامتیازات کسب شده توسط تجهیزات را برای هر شاخص را می توان بعنوان متغیر خروجی در نظر گرفت .این تکنیک را می توان در محیط فازی ویا منطقی به کار برد.
شاخص‌ها‌ی این پژوهش با توجه به قلمرو تحقیق متناسب با شرکت فولاد آلیاژی ایران ،تدوین شده بود پیشنهاد می گردد با بررسی سایر سازمان وشرکت‌ها‌ی مشابه مدل جامعی در این صنایع ارائه گردد که کلیه شاخصهای سازمان‌ها‌ی دخیل را فرا گیرد.
در اکثر مطالعات مشابه منظر مالی معمولا بیشترین وزن را دارا می باشد ولیکن با توجه به ماهیت شرکت که یک شرکت تولیدی است منظر فنی بیشترین وزن را دریافت کرده است پیشنهاد می گردد این پژوهش در شرکت‌ها‌ی مشابه نیز اجرا گردد تا در صورت مشابه بودن این ن
تیجه بعنوان یک نتیجه کلی قلمداد گردد.
استفاده ازفن دلفی فازی برای نزدیک تر کردن نظرات خبرگان پیشنهاد می گردد.
۵-۸-جمع بندی
هدف از این تحقیق ،ارائه مدلی برای اولویت بندی تجهیزاتی که باید تحت CM در شرکت فولاد آلیاژی ایران بود و لیکن با بهره گرفتن از اصول این تحقیق می توان این پژوهش را در موارد مشابه نیز به کار برد در این تحقیق ابتدا ۱۶ شاخص برای اولویت بندی تجهیزات استخراج گردید وسپس این شاخصها به چهار منظر مختلف تقسیم شده واز طریق ANP فازی وزن داده شد وسپس از طریق TOPSIS فازی ۱۰۰ تجهیز مورد نظر اولویت بندی گردید.و تجهیزاتی که دارای بیشترین اولویت بودند بعنوان تجهیزاتی که باید تحتCM قرار گیرند انتخاب شدند.
منابع ومأخذ فارسی
آذر،عادل،رجب زاده ،علی(۱۳۸۱).تصمیم‌گیری کاربردی ،تهران،انتشارات نگاه دانش .
اصغرپور،محمد جواد(۱۳۸۱).تصمیم‌گیری چند معیاره ،چاپ ۳،انتشارات دانشگاه تهران.
زگیتری،هانس دیتر(۱۳۷۸)،مدیریت ارشد وکیفیت ،خرم، مسلم ،تهران،انتشارات ریز پردازنده
بازرگان ،عباس و همکاران (۱۳۸۰) روش‌ها‌ی تحقیق در علوم رفتاری ،تهرا موسسه انتشارات آگاه
خاکی ،غلامرضا (۱۳۸۶) روش تحقیق در مدیریت ،تهران مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
دانایی فرد حسن و دیگران (۱۳۸۳) روش شناسی پژوهش کمی در مدیریت رویکردی جامع ،تهرا انتشارات صفار –اشراقی چاپ اول
دانایی فرد حسن و دیگران (۱۳۸۳) روش شناسی پژوهش کیفی در مدیریت رویکردی جامع ،تهرا انتشارات صفار –اشراقی چاپ اول
سکاران ،اوما (۱۳۸۰) روش‌ها‌ی تحقیق در مدیریت ،ترجمه محمد صائبیو محمود شیرازی ،تهران موسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت و برنامه ریزی
کامران شهانقی ، محمود شفیعی ، علی جهان (۱۳۸۷)ارزیابی و مقایسه چهار روش نگهداری و تعمیرات و انتخاب استراتژی بهینه با کمک AHPفازی ،مجله نگهداری وتعمیرات
حمید بابائی، کامران شهانقی دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه علم و صنعت ایران کنفرانس بین المللی نگهداری و تعمیرا ت ۱۳۸۷ مطالعه ای بر نگهداری و تعمیرات بر مبنای پایش وضعیت و ارائه راهکار‌ها‌یی برای توسعه آن
علی حاج شیر محمدی ،۱۳۸۱،کتاب نگهداری وتعمیرا ت ،انتشارات صنعتی اصفهان
رضا رمضانیان ،کامران شهانقی۱۳۸۷ انتخاب مناسبترین اقدام نگهداری و تعمیرات مبتنی بر وضعیت با استفاده ازتکنیک AHP فازی گروهی کنفرانس بین المللی نگهداری وتعمیرات
نمکین، علی, مسعودی، علی؛۱۳۸۷اثرات اجرایی pm بر کاهش نرخ شکست با تحلیل نمودار چرخه حیات همراه با حالت واقعی” ، مقالات دومین و سومین همایش نگهداری و تعمیرات، سایت ایران نت.

نظر دهید »
ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در رابطه با شناسایی و ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

محدود

اندازه سفارش

اغلب بزرگ

غالباً کوچک

تقاضا

تقاضای وابسته، به‌شدت در حال نوسان

تقاضای مستقل، نسبتاً ثابت

کشش قیمت

بیشتر بدون کشش (انعطاف‌ناپذیر)

بیشتر با کشش (انعطاف‌پذیر)

تعداد مشتریان

عمدتاً محدود

بسیار زیاد

دامنه مشتریان

گاهی با تمرکز جغرافیایی زیاد

وسعت جغرافیایی زیاد

مقایسه ی بازارهای مصرفی و صنعتی-( آرجان-۲۰۰۲-۲۹)[۱۵]
موارد زیر چند ویژگی مهم برای بازارهای صنعتی است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

خرید حرفه‌ای: معمولاً ماموران حرفه‌ای خرید در تصمیم‌گیری خرید و عملیات خرید درگیر می‌شوند. این افراد به دلیل دانش، تجربه و مسئولیت‌شان معمولاً مشاوران باتجربه‌ای برای فروشندگان صنعتی و مدیران حسابداری هستند.
تقاضای وابسته: بیشتر شرکت‌ها محصولات خود را به شرکت‌های دیگر می‌فروشند. برخی از شرکت‌های تولیدی، محصولات خود را مستقیماً به مصرف‌کننده نهایی تحویل می‌دهند. به همین دلیل، دگرگونی در بازارهای صنعتی اغلب به تغییراتی که در بازارهای مصرف نهایی رخ می‌دهد، وابسته هستند.
تقاضای بدون کشش و بی‌ثبات: به دلیل پیچیدگی تصمیم‌گیری، کشش قیمت در بازارهای صنعتی غالباً کمتر از کشش قیمت برای کالاهای مصرفی است.
تمرکز جغرافیایی: بسیاری از بازارهای صنعتی از نظر جغرافیایی متمرکز هستند (برخلاف بازارهای مصرفی که از نظر جغرافیایی پراکنده‌اند.) صنایع شیمیایی اروپا به طور مثال در آلمان، و صنعت خودروسازی در جنوب آلمان، فرانسه و شمال ایتالیا متمرکز شده است (همان طور که صنعت ریزتراشه‌ها در سیلیکون‌والی در ایالات متحده متمرکز است).
زیاد بودن مقدار سفارش و میزان پول درگیر: معاملات بین مشاغل با مقادیر زیاد کالا و خدمات و بنابراین مبالغ هنگفتی پول همراه است.
تعداد محدود مشتریان: بازار فروش برای تامین‌کنندگان صنعتی اغلب تنها از چند شرکت تشکیل می‌شود. در اروپا صنعت خودروسازی ـ اگر به تولیدکنندگان محدود شود ، تقریباً از ۱۰ تولیدکننده مستقل بزرگ تشکیل می‌شود. تولیدکنندگان محصولات مصرفی روزانه در بیشتر کشورهای اروپایی تنها با چند فروشگاه زنجیره‌ای مواجه هستند. بنابراین، در حقیقت تنها تعداد محدودی از خریداران، موفقیت محصول جدید را تعیین می‌کنند.
یک تفاوت عمده بین بخش مصرف و بخش صنعت مربوط به رابطه متقابل و وابستگی (متقابل) بین خریدار و فروشنده است. برخلاف بخش مصرف، ویژگی بازارهای صنعتی اغلب روابط طولانی‌مدت بین خریدار و فروشنده است. در نتیجه، بازاریاب‌های صنعتی باید این بازارها را به صورت شبکه‌ای از روابط در نظر بگیرند. هدف راهبردهای بازاریابی آنها، توسعه و سرمایه‌گذاری در این شبکه‌ها و استمرار آنهاست. به بیان دیگر، بازاریابی صنعتی و خرید حرفه‌ای، به مدیریت جدی روابط موجود در شبکه‌های پیچیده سازمانی نیاز دارد(نصر آزادانی، ۱۳۹۲، فصل ۲، ص ۲۱)
مدل های رفتار مصرف کننده را می توان در سه گروه اصلی تقسیم کرد.گروه اول مدل های محتوایی و فرایندی می باشند.گروه دوم مدل هایی هستند که بر عوامل موثر بر رفتار مصرف کننده تاکید زیادی دارند و گروه سوم مدل هایی هستند که توصیف کننده ی فرایند پردازش اطلاعات می باشند.(حبیبی-۱۳۹۲)در اینجا برای آشنایی بهتر چند مدل رفتار صنعتی توضیح داده می شود :

شکل ۲-۱ مدل رفتار خرید صنعتی ولفگنگ(۵۱,۱۹۹۵wolfgang,)

در این مدل متغیرهای بازدارنده و انگیزش روی تصمیم ها تاثیرگذارند و حساسیت به اطلاعات، آگاهی، دانش، نگرش، تصمیم ها در فرایند خرید موثرند.این مدل توسط ولفگانگ در ۱۹۹۵ ارائه شده است.

شکل ۲-۲ مدل رفتار خرید صنعتی نیکلس(۳۹۵۱۹۹۹,-nickels)

در این مدل ۴ گروه عامل در فرایند خرید موثرند که این گروه ها شامل عوامل فرهنگی اجتماعی-عوامل موقعیتی-عوامل روانی و عوامل آمیخته ی بازاریابی اند.عوامل فرهنگی اجتماعی شامل گروه های مرجع-خانواده و طبقه ی اجتماعی اند.عوامل موقعیتی شامل نوع خرید-محیط اجتماعی و محیط فیزیکی اند و عوامل روانی شامل ادراک-نگرش و یادگیری اند.همانگونه که در این مدل مشاهده می شود عوامل آمیخته ی بازاریابی شامل کیفیت(محصول)-قیمت-تبلیغ(ترفیع)-و توزیع در مراحل مختلف تصمیم خرید مصرف کنندگان را تحت تاثیر قرار می دهد.

شکل ۲-۳ مدل رفتار خریدار صنعتی آرنز (Arens, 1999, 130)

این مدل فرایند تصمیم خرید را شرح داده است.فرایندهای شخصی شامل ادراک و دانش –تاثیرات اجتماعی همچون خانواده و جامعه-تاثیرات غیر شخصی مثل زمان و مکان روی فرایند تصمیم خرید موثرند.دحالت تصمیم خرید بعد از ارزیابی گزینه ها صورت می گیرد.ارزیابی بعد از خرید هم همیشه اتفاق می افتد که به تجربیات مثبت و منفی شخص بستگی دارد.

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی تأثیر اینترنت ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

این نظریه، موقعیت نگرش را بر حسب یک تعارض گرایشی ـ اجتنابی در نظر می‌گیرد؛ به این صورت که فرد، دلایل معیّنی برای پذیرش یک موضع و دلایل دیگری برای رد کردن آن موضع و حتی کسب موضع مخالف دارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بر اساس این نظریه، نیرومندی نسبی مشوّق‌ها نگرش فرد را تعیین می‌کنند. اگر نگرش کسب‌شدۀ اوّلیه، منفی باشد، نگرش جدید، تنها هنگامی مثبت خواهد بود که اتخاذ موضع جدید، در بردارندۀ مشوّق بیش‌تری باشد. تفاوت این نظریه، با نظریۀ محرک ـ پاسخ در این است که این نظریه، تأکید خود را بر آنچه فرد با اتخاذ یک موضع خاص به دست می‌آورد یا از دست می‌دهد، متمرکز کرده است. در واقع، در این رویکرد، عناصر شناختی که حاوی منافع یا زیان‌هایی نباشند، نسبتاً بی‌اهمیت تلقی می‌شوند، چرا که فرد موضعی را اتخاذ می‌کند که نفع را به حداکثر برساند (کریمی، ۱۳۸۸: ۸۵).
۲ـ۲ـ۳ـ۲ـ الگوهای شناختی تغییر نگرش
این الگوها، بر مبنای این فرض، وضع شده‌اند که انسان، پذیرندۀ منفعل اطلاعات ورودی نیست، بلکه به عنوان موجودی دارای شناخت، اطلاعات رسیده را مورد ارزیابی، تجزیه و تحلیل و تعبیر و تفسیر قرار می‌دهد. در این فرایند، نقش تفکر، حافظه، بینش و عواملی از این قبیل، اساسی و مهم است و همین طور، طبق این الگو هر کسی می‌داند چه نگرش‌هایی دارد، از نظر موضع‌گیری در کجا ایستاده است، چه نگرش‌هایی را می‌تواند بپذیرد و کدام نگرش‌ها را رد خواهد کرد. بدین ترتیب، هم اتخاذ یک نگرش و هم تغییر احتمالی آن، طبق اعتقاد الگوی شناختی، آگاهانه و از روی عمد صورت می‌گیرد.
وجود شواهد فراوان دربارۀ اهمیت فرایندهای تفکر فعال در تغییر نگرش و نیز مقاومت در برابر تغییر نگرش، به شکل‌گیری رویکرد پاسخ شناختی[۲۳۹] در حوزۀ قانع‌سازی و تغییر نگرش منجر شد که فرض‌های اصلی این رویکرد به طور خلاصه عبارت‌اند از:
ـ افراد وقتی با یک پیام قانع‌سازی مواجه می‌شوند، به طور فعال، محتوای این پیام را با اطلاعاتی که دربارۀ موضوع دارند و نگرش قبلی خود دربارۀ موضوع، می‌سنجند و در نتیجه، به افکار یا پاسخ‌های شناختی جدید می‌رسند.
ـ تغییر نگرش با واسطۀ این پاسخ‌های شناختی صورت می‌گیرد.
ـ میزان و جهت تغییر نگرش، تابعی است از جاذبۀ پاسخ‌های شناختی در ارتباط با محتوای پیام و دیدگاه مطرح شده. از این لحاظ، پاسخ‌های شناختی را می‌توان (الف) مطلوب یا خوشایند، (ب) نامطلوب یا ناخوشایند و (ج) خنثی در نظر گرفت.
ـ هر چه نسبت پاسخ‌های مطلوب ایجاد شده به وسیلۀ یک پیام بیش‌تر و نسبت پاسخ‌های منفی کم‌تر باشد، تغییر نگرش در جهت محتوای پیام بیش‌تر خواهد بود. بنابراین، در رویکرد پاسخ شناختی، بر پردازش فعال و مجدانۀ اطلاعات تأکید می‌شود (بونر و وانک، ۱۳۹۰: ۱۶۷).
از آن جا که فعالیت شناختی فرد گیرندۀ پیام در این رویکردها فرض اصلی محسوب می‌شود، پتی و کاچیوپو[۲۴۰] (۱۹۸۱) آن‌ها را «رویکردهای خودقانع‌سازی»[۲۴۱] نیز نامیده‌اند (بونر و وانک، ۱۳۹۰: ۱۶۱).
در این گروه، «نظریۀ تعادل»، «نظریۀ توافق»، «نظریۀ قضاوت اجتماعی»، و «نظریۀ همسازی شناختی» مورد بررسی قرار می‌گیرند.
۱ـ۲ـ۲ـ۳ـ۲ـ نظریۀ تعادل[۲۴۲]
این نظریه، یکی از اشکال نظریۀ شناختی است که در سال ۱۹۵۸ توسط فریتس هایدر[۲۴۳] عنوان شده است. نکتۀ اصلی در این دیدگاه و دیگر دیدگاه‌های مربوط به نظریۀ هماهنگی شناختی این است که در نظام شناختی هر فرد، تمایلی نسبت به حرکت از یک حالت عدم هماهنگی، به سوی یک حالت هماهنگ، وجود دارد. بویژه نظریۀ تعادل معتقد است که یک سیستم، از حالت عدم تعادل به سوی یک حالت تعادل حرکت می‌کند (کریمی، ۱۳۸۸: ۸۷). در این نظریه، فرض بر این است که افراد می‌کوشند بین شناخت‌های خود، همسانی یا تعادل برقرار کنند، چرا که فقدان تعادل، حالت ناخوشایندی ایجاد می‌کند که شخص را به برقراری دوبارۀ آن ترغیب می‌کند (بونر و وانک، ۱۳۹۰: ۸۵).
برای این که این نظریه مشخص‌تر شود، آن را با مثالی بیان می‌کنیم: فرض کنید شخص A عاشق فوتبال است و در عین حال با شخص B که از فوتبال متنفر است، رابطۀ صمیمی دارد. کاملاً مشخص است که در این میان یک ناهماهنگی میان رابطه این دو نفر و علایق‌شان وجود دارد. برای این که این ناهماهنگی به هماهنگی تبدیل شود، سه راه وجود دارد؛ اوّل این که شخص B نگرشش را نسبت به فوتبال عوض کند و مانند شخص A عاشق فوتبال شود. دوم این که شخص A نگرشش را نسبت به فوتبال تغییر دهد و مانند شخص B از آن متنفر شود. سوم این که شخص A رابطه‌اش را با شخص B قطع کند. نظریۀ تعادل دقیقاً به همین نکته اشاره دارد و پیش‌بینی می‌کند که شخص A و شخص B با سبک و سنگین کردن قضایا و سنجیدن جوانب امر از میان سه انتخاب موجود، انتخابی را خواهند داشت که بیش‌ترین نفع را به آن‌ها برساند و در عین حال، در جهت ایجاد هماهنگی و تعادل قرار گیرد.
در واقع، دیدگاه‌های شناختی، تأثیرپذیری منفعلانۀ مخاطبان را از رسانه‌ها رد می‌کنند و در عوض، معتقدند که این تأثیرپذیری، اتفاقاً از روی عمد و با اختیار و قصد آگاهانه مخاطب به منظور رسیدن به حالت هماهنگی، اتخاذ شده است.
در رسانه‌های سنتی، چون محتوا به صورت عمودی منتقل شده و منطبق بر ارزش‌ها و نگرش‌های مخاطبان است، بنابراین، بیش‌تر جنبۀ تقویت وضع موجود را بر عهده دارد، در حالی که اینترنت، به دلیل تعاملات بی‌شمار و تنوع و گوناگونی بالای محتوا، دیدگاه‌های مختلفی را ایجاد می‌کند که فرد را در حالت تلاش برای هماهنگی با این عدم تعادل ایجاد شده در سطح نگرش‌ها و ارزش‌هایش تشویق می‌کند و همین امر، مقدمات تغییر نگرش را در کاربران اینترنت فراهم می‌آورد.
۲ـ۲ـ۲ـ۳ـ۲ـ نظریۀ توافق[۲۴۴]
دیدگاه توافق به وسیلۀ آزگود و تانن بوم[۲۴۵] (۱۹۵۵) عرضه شده است. این دیدگاه، تقریباً به طور کامل توجه خود را به توافق میان نگرش یک فرد با نگرش فرد دیگری معطوف می‌کند که در مورد موضوعی اظهار نظر می کند. بدین صورت که وقتی فرد A نگرش خود را (مثبت یا منفی) در مورد موضوعی بیان می‌کند، این سخن چه اثری بر روی نگرش شخص B نسبت به موضوع مربوطه و هم‌چنین شخص A خواهد داشت. مثال عینی این قضیه این که ما از شخص A متنفریم و در عین حال عاشق شخص B هستیم و این در حالی است که شخص A نیز عاشق شخص B است. در این صورت برای این که تعادلی در این میان به وجود آید، علاقه ما نسبت به شخص B کم‌تر خواهد شد، چون شخص A که ما از او متنفریم نیز به او علاقه دارد، از سوی دیگر، علاقۀ ما به شخصA بیش‌تر خواهد شد، چون او هم مانند ما، عاشق شخص B بوده است. بدین ترتیب، طبق پیش‌بینی این دیدگاه، چگونگی ارزشیابی یک فرد از فرد یا موضوعی دیگر، ارزشیابی ما را از هر دوی آن‌ها تحت تأثیر قرار می‌دهد.
کاربرد اصلی دیدگاه توافق، در پیش‌بینی مؤثر بودن یک فرد در ایجاد تغییر در نگرش‌ها و کارایی او در این مورد است.
محتوای رسانه‌های سنتی، از آن جا که مطابق با نگرش‌های موجود ما هستند، طبیعتاً همسو با نگرش ما و در جهت تأیید آن‌ها عمل می‌کنند و بنابراین نیازی به توافق بین موضوعاتی که این رسانه‌ها دربارۀ آن‌ها اظهار نظر می‌کنند با نگرش‌های ما ایجاد نخواهد شد، در حالی که در رسانه‌های متعاملی چون اینترنت، به دلیل این که نظرهای بسیار زیاد، متنوع، متفاوت و گاه متضادی با نگرش‌های ما ابراز می‌شود، شخص برای ایجاد توافق بین اظهار نظرهای انجام شده با موضوعات مورد ارزشیابی، ناچار به ایجاد تغییر یا تعدیل در نگرش‌های گذشته خود (هم نسبت به موضوعاتی که در مورد آن‌ها از سوی کاربران دیگر اظهار نظر انجام شده است و هم نسبت به اظهار نظرکننده‌ها) است که البته میزان و شدت این تغییرات، بسته به میزان و شدت علاقه یا عدم علاقۀ فرد نسبت به موضوع مورد بحث یا فرد اظهار نظرکننده دارد. این نظریه بیش‌تر در گروه‌های مرجع در ارتباطات کاربرد دارد.
۳ـ۲ـ۲ـ۳ـ۲ـ نظریۀ هماهنگی شناختی[۲۴۶]
اساس و بنیاد این نظریه بر اصطلاح «منطق روانی»[۲۴۷] متکی است که در سال ۱۹۵۸ از سوی دو روان‌شناس به نام‌های ایبلسون و روزنبرگ[۲۴۸] مطرح گردید. این اصطلاح برای اطلاق به فرآیندهایی به کار گرفته می‌شود که ممکن است باورهای ما را طوری تغییر دهند که از نظر روان‌شناختی، هماهنگ باشند، بدون آن که لزوماً از قوانین دقیق منطق صوری پیروی کنند. به نظر می‌رسد مثالی که کریمی در کتاب خود آورده است، می‌تواند این مطلب را به خوبی توضیح دهد: «اگر ما بدانیم که سیگار کشیدن می‌تواند سبب ایجاد سرطان ریه شود و باز هم به سیگار کشیدن ادامه دهیم، باور ما با رفتارمان ناهماهنگ است. برای رفع این حالت ناهماهنگی ناراحت‌کننده، می‌توانیم انکار کنیم که سیگار می‌تواند ربطی به بیمار شدن و ابتلا به سرطان داشته باشد. چنین انکاری کاملاً عقلایی نیست، اما امکان ادامۀ سیگار کشیدن را برای ما فراهم می‌کند و رفتار ما را با باورمان هماهنگ می‌کند» (کریمی، ۱۳۸۸: ۹۴).
مهم‌ترین نظریه‌ای که در این خانواده جای می‌گیرد، «نظریۀ ناهماهنگی شناختی»[۲۴۹] نام دارد که برای اوّلین بار در سال ۱۹۵۷ به وسیلۀ لئون فستینگر[۲۵۰] ارائه شد. این نظریه با فرض‌های بنیادی بسیار ساده‌اش، نه تنها در حوزۀ تغییر نگرش، بلکه در حوزه‌های مختلف و متعدد دیگری از روان‌شناسی اجتماعی نیز کاربرد دارد. اساس این نظریه بر این فرض بنیادین مبتنی است که «وقتی شخصی دارای دو شناخت هم‌زمان باشد که با یکدیگر متناقض باشند، می‌گویند که او دارای ناهماهنگی شناختی است» یا به قول خود فستینگر، هنگامی که دو شناخت ما دو روی متفاوت یک سکه باشند، ما دچار ناهماهنگی شناختی شده‌ایم (کریمی، ۱۳۸۸: ۹۴). در این تعریف، شناخت‌ها شامل افکار، نگرش‌ها، باورها و حتی رفتارهایی می‌شود که شخص از آن‌ها آگاه است.
از آن جا که این ناهماهنگی ایجاد شده در سطح شناخت‌ها، ناراحتی‌آفرین و تنش‌زا است، شخص را به برطرف کردن ناهمسازی ایجاد شده یا حداقل کاهش دادن آن بر می‌انگیزد. البته این که این حالت تا چه حد ناراحت‌کننده است یا میزان ناهماهنگی چه قدر است، به اهمیت هر یک از شناخت‌های ناهماهنگ برای فرد و هم‌چنین نسبت شناخت‌های ناهماهنگ فرد به شناخت‌های هماهنگ او بستگی دارد. به عبارت دیگر، ممکن است در یک حالت ناهماهنگی، دو شناخت وجود داشته باشد، اما اگر هیچ یک از آن‌ها برای شخص چندان اهمیت نداشته باشند، در آن صورت، تنش ایجاد شده حداقل است. اما وقتی پای اعتقادات یا رفتارهای مهم در میان باشد، نظریۀ ناهماهنگی شناختی، پیش‌بینی می‌کند که تنش بسیار بالاست و برای کاهش این تنش، کوشش قابل ملاحظه‌ای لازم است.
افراد، برای کاهش ناهماهنگی ایجاد شده، معمولاً سه راه را در پیش می‌گیرند: یا این که تعداد یا اهمیت عناصر ناهمساز را (بر اساس منطق روانی که قبلاً به آن اشاره کردیم) کاهش می‌دهند و یا این که تعداد یا اهمیت شناخت‌های همساز خود را افزایش می‌دهند و یا این که یکی از عناصر ناهمساز را به نحوی تغییر می‌دهند که با شناخت‌های دیگرشان همساز شود. غالباً این تغییر، متضمن تغییر نگرش فرد است، به گونه‌ای که نگرش، با رفتاری که قبلاً انجام گرفته است، هماهنگ شود. این حالت در مورد کسی که علاقۀ بسیار زیادی به همسرش دارد و در عین حال تاریخ تولد او را فراموش کرده است می‌تواند خود را به این صورت نشان دهد که خودش را قانع کند که یادآوری تاریخ ازدواج به معنی یادآوری بالا رفتن سن همسرش است که چندان خوشایند نیست و در نتیجه اهمیتی ندارد که آن را فراموش کرده باشد (کاهش اهمیت عناصر ناهمساز) و یا این که ممکن است همسرش را برای خرید لباس به بازار یا به یک سفر دلخواه ببرد یا به رفتارهای دیگری که به فکر همسر بودنش را تأیید می‌کنند، دست بزند (افزایش تعداد یا اهمیت عناصر همساز) و یا اصلاً ممکن است شخص نگرش خود را در مورد دوست داشتن همسرش تغییر دهد (تغییر یکی از عناصر ناهمساز برای هماهنگی با شناخت‌های دیگر).
نظریۀ ناهماهنگی شناختی، پیش‌بینی می‌کند که وقتی فردی مجبور شود، موقعیت اجتماعی‌ را که مخالف نگرش‌های اوست، اتخاذ کند، این تعارض، منجر به تغییر در نگرش آن شخص خواهد شد. این نظریه، هم‌چنین پیش‌بینی می‌کند که هر قدر شخص، موقعیت اجتماعی را که مخالف نگرش‌های خصوصی اوست به صورت خودآگاه پذیرفته باشد، احتمال تغییر دادن نگرش‌های شخصی او نسبت به تغییر آن موقعیت بیش‌تر خواهد بود (کریمی، ۱۳۸۸: ۱۰۰).
۴ـ۲ـ۲ـ۳ـ۲ـ نظریۀ قضاوت اجتماعی[۲۵۱]
واضع اصلی نظریۀ قضاوت اجتماعی «مظفر شریف» (۱۹۳۵) بوده است. این نظریه معتقد است که پیام‌های ترغیب‌کننده‌ای که شبیه به دیدگاه خود ما باشد (لنگر یا معیار درونی ما)، شبیه‌تر از آنچه واقعاً هستند، قضاوت می‌شوند. در حالی که پیام‌هایی که با باورهای ما فاصله دارند، فاصله‌دارتر از آنچه واقعاً هستند، دیده می‌شوند (کریمی، ۱۳۸۸: ۱۰۴).
شریف برای توضیح چگونگی ارتباط این اثرات جذب و تضاد با تغییر نگرش واقعی، سه مفهوم جدید را نیز معرفی کرد: «گسترۀ پذیرش»[۲۵۲]، «گسترۀ طرد»[۲۵۳] و «گسترۀ عدم التزام»[۲۵۴]. در واقع این گستره‌ها نشان می‌دهند که نگرش یک فرد را نمی‌توان با یک نقطه روی یک مقیاس نشان داد؛ بلکه یک نگرش، شامل گستره‌ای از مواضع قابل پذیرش است. بر این اساس، گستر‌ه‌ای را که یک شخص، غیر قابل پذیرش یا قابل اعتراض می‌داند، گسترۀ طرد و گستره‌ای را که نه قابل پذیرش و نه غیر قابل پذیرش باشد، گسترۀ عدم التزام نامیده می‌شود (کریمی، ۱۳۸۸: ۱۰۵).
بر اساس این نظریه، افراد از نگرش خود همچون یک تکیه‌گاه (لنگر)[۲۵۵] در قضاوت‌هایشان استفاده می‌کنند. به اعتقاد شریف و هاولند، افراد، نگرش‌های خود و نیز مواضع نگرشی دیگر را در امتداد یک بُعد ارزیابی ـ که به سه ناحیۀ مشخص تقسیم شده‌اند ـ قرار می‌دهند؛ این سه ناحیه عبارت‌اند از: ناحیۀ پذیرش، ناحیۀ عدم پذیرش و ناحیۀ بی‌طرف یا عدم التزام. دیدگاه‌هایی در امتداد پیوستار ارزیابی که شخص آن‌ها را پذیرفتنی می‌داند، ناحیۀ پذیرش؛ آن دیدگاه‌هایی که در نظر شخص نادرست هستند، ناحیۀ عدم پذیرش؛ و بقیۀ دیدگاه‌ها ناحیۀ بی‌طرف را تشکیل می‌دهند. تصوّر بر این است که افراد، اختلاف (فاصلۀ) بین نگرش خود و دیدگاه‌هایی را که در ناحیۀ پذیرش پیوستار ارزیابی جای می‌گیرند کم و فاصلۀ نگرش خود و دیدگاه‌هایی را که در ناحیۀ عدم پذیرش پیوستار ارزیابی جای می‌گیرند، بیش‌تر می‌کنند (بونر و وانک، ۱۳۹۰: ۲۵۲).
بر اساس تحقیقات انجام شده از سوی هاولند، هاروی و شریف (کریمی، ۱۳۸۸: ۱۰۶) چنین نتیجه‌گیری شد که التزام قوی نسبت به یک موضع، شامل پایین آمدن آستانۀ طرد یا عدم پذیرش است.
بر اساس این نظریه، وقتی افراد، موضع خود را به عنوان لنگر یا معیار به کار می‌برند، درگیر موضوع می‌شوند و به همین دلیل دربارۀ مواردی که حاضرند بپذیرند، به صورت گزینشی عمل می‌کنند؛ یعنی تنها آن مواردی که نزدیک به موضع آنهاست در گسترۀ پذیرش آن‌ها جذب می‌شوند.
بنابراین، وقتی فرد با یک پیام ترغیب‌کننده روبه‌رو می‌شود، نخستین واکنش او آن است که قضاوت کند که آن پیام، در کجای ابعاد ذکر شده قرار می‌گیرد و بویژه این که آیا پیام مزبور، در داخل گسترۀ پذیرش وی جای می‌گیرد یا در خارج آن. وقتی این قضاوت صورت گرفت، آن وقت تغییر نگرش ممکن است روی دهد یا ندهد. نظریۀ قضاوت اجتماعی معتقد است که تغییر نگرش، بیش از همه، وقتی احتمال دارد که یک پیام در داخل گسترۀ پذیرش شخص قرار گیرد. هم‌چنین تغییر نگرش می‌تواند در مواردی که پیام در داخل گسترۀ عدم التزام شخص، نزدیک گسترۀ طرد (اما نه در درون این گستره قرار گیرد)، انجام پذیرد.
این مسئله به وسیلۀ شریف و همکاران (۱۹۵۶) بسط داده شد. آن‌ها اعلام کردند که جایگزینی یا ارزش‌یابی یک پیام، متناسب است با مقیاس مرجع[۲۵۶] فرد، که شامل گستره‌های پذیرش، طرد، و عدم التزام است. این که افراد، اختلافی بین مواضع خود با پیام‌ها ببینند یا نه، بستگی به مواضع آن پیام‌ها نسبت به گستره‌های پذیرش، طرد، و عدم التزام آن‌ها دارد. بنابراین، نتیجه این است که وقتی یک فرد با موضوعی درگیر است، گسترۀ پذیرش او یک نقطۀ معیاری خواهد بود برای ارزشیابی پیام‌هایی که متوجه آن موضوع‌اند. وقتی پیام، فاصلۀ زیادی از گسترۀ پذیرش نداشته باشد، جذب شده و به صورت عادلانه، بدون سوگیری و احتمالاً درست، مورد قضاوت قرار خواهد گرفت و موضع خود شخص در جهت پیام تغییر خواهد کرد. از سوی دیگر، اگر پیام مدافع موضعی باشد که از گسترۀ پذیرش شخص، فاصلۀ زیادی دارد، به طوری که در گسترۀ طرد شخص قرار بگیرد، اثرات تضاد روی می‌دهد و پیام به صورت ناعادلانه، سوگیرانه، و احتمالاً غلط مورد قضاوت قرار خواهد گرفت. در چنین مواردی، نگرش، احتمالاً در جهت دور از موضع مورد دفاع پیام تغییر خواهد کرد (اثر معروف به اثر بوم‌رنگ) (کریمی، ۱۳۸۸: ۱۱۴).
بر اساس اصول مربوط به گستره‌ها، نظریۀ قضاوت اجتماعی پیش‌بینی می‌کند که یک همبستگی منحنی بین اختلاف نظر پیام‌گیران و محتوای پیام با تغییر نگرش وجود دارد. اگر کاربردها و تلویحات موجود در هر یک از گستره‌ها را در نظر بگیرید، دلایل این پیش‌بینی‌ها روشن می‌شود. پیام‌هایی که نزدیک به موضع خود فرد باشند، جذب می‌شوند و نیازی به تغییر نگرش واقعی او نیست. از سوی دیگر، پیام‌هایی که کاملاً نقطۀ مخالف موضع شخص باشند، احتمالاً در گسترۀ طرد وی قرار می‌گیرند و مورد پذیرش واقع نشده و در نتیجه، تغییر نگرشی برای آن‌ها لازم نیست. در بین این دو حد افراطی، وقتی پیام‌ها جایی در حوزۀ عدم التزام شخص قرار گیرند، اثرات متقاعدکنندگی آن‌ها باید حداکثر باشد.
نظریۀ قضاوت اجتماعی، هم‌چنین کوشیده است تا متغیرهای دیگری از قبیل «قابلیت قبول منبع ترغیب‌کننده» را در این مدل بگنجاند. به این ترتیب که اگر عامل ترغیب، سخت مورد قبول و احترام باشد، تغییر نگرش به احتمال قوی‌تر صورت خواهد گرفت. بدین صورت که هر چه قابلیت قبول منبع پیام بیش‌تر باشد، گسترۀ پذیرش و عدم التزام شخص را وسعت می‌بخشد و بدین وسیله، تغییر نگرش را محتمل‌تر می‌سازد (کریمی، ۱۳۸۸: ۱۱۶).
۳ـ۲ـ۳ـ۲ـ الگوهای کارکردی
این دسته از الگوهای تغییر نگرش، بر تفاوت‌های فردی در ماهیت انسان تأکید می‌کنند. در واقع، این الگوها بر راه‌هایی که طبق آن‌ها نگرش‌های فردی بر مبنای مفروضات و نیازهای متفاوت شکل‌ می‌گیرند، تأکید می‌ورزند. بر این اساس، می‌توان گفت که مردم، نگرش‌هایی را حفظ می‌کنند که با نیازهای آنان جور در می‌آید. بنابراین، برای تغییر دادن این نگرش‌ها، ابتدا باید نیازهای آنان شناسایی شود. از آن جا که افراد مختلف، ممکن است نیازهای کاملاً متفاوت داشته باشند، در نتیجه، یک پیام ترغیب‌کنندۀ یکسان، ممکن است برای همه، به یک اندازه متقاعدکننده نباشد (کریمی، ۱۳۸۸: ۱۱۸).
کاتز در این زمینه معتقد است، یک فرد، نسبت به اشیایی نگرش مثبت پیدا می‌کند که در برآوردن نیازهای او یا در جلوگیری از رویدادهای منفی برای وی مؤثر باشند. اگر یک شیء یا یک فرد، با نیازهای شخص، مخالف بوده یا مانع برآوردن نیازهای او باشند، در وی نسبت به آن شیء یا فرد، نگرش منفی شکل خواهد گرفت. در واقع، کاتز در این دیدگاه معتقد است که تقویت‌ها و تنبیه‌های گذشتۀ شخص، در ارتباط با موضوع نگرش، پایۀ شکل‌گیری و تغییر نگرش‌های اوست که این رویکرد مبتنی بر اصول یادگیری است (کریمی، ۱۳۸۸: ۱۱۸).
۴ـ۲ـ چارچوب نظری
همان طور که اشاره شد، تأثیرات رسانه‌ها بر مخاطبان‌شان را می‌توان در دو حوزۀ تأثیر فُرم (شکل) و محتوا مورد بررسی قرار داد. از آن جا که اینترنت به عنوان رسانه‌ای نوین (از نظر شکل و محتوا) در دهه‌ های اخیر ظهور کرده است، لذا بدون تردید، نمی‌توان هیچ کدام از این دو مؤلفه را در تأثیرگذاری آن بر روی کاربرانش نادیده گرفت.
طبق نظر اندیشمندان مکتب تورنتو و پیروان آنها، هر گونه تغییری در شکل رسانه (با ثابت در نظر گرفتن محتوا)، تأثیراتی بر مخاطبان آن خواهد گذاشت. با این اوصاف، طبیعی است که تغییر شکل رسانه‌های سنتی و مونولوگی مانند روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون به رسانۀ نوینِ به شدت متعاملی مانند اینترنت، اثرات غیر قابل تردیدی بر مخاطبان آن‌ها خواهد داشت و این همان نکته‌ای است که این اندیشمندان و معتقدان به نظریۀ بوم‌شناسی رسانه‌ها بر آن تأکید دارند.
شکی نیست که الزام کاربران به استفادۀ شخصی و انحصاری از اینترنت، مخاطبان را از جمع خانوادگی یا دوستانه‌ای ـ که هنگام تماشای تلویزیون یا گوش دادن به رادیو گرد هم می‌آمدندـ، جدا می‌کند و به تقویت هر چه بیش‌تر روحیۀ فردگرایی در جامعه می‌ انجامد. هم‌چنین لزوم تمرکز هم‌زمان بر متن، صدا، تصویر ارائه شده از طریق اینترنت و نیاز به کار هم‌زمان با صفحه کلید، ضمن درگیر کردن حواس بینایی و شنوایی افراد، حس لامسۀ کاربران را نیز درگیر می‌کند و امکان توجه آن‌ها به محیط اطرافشان را به شدت کاهش می‌دهد، بنا بر این، بر مبنای دسته‌بندی مک‌لوهان، رسانۀ اینترنت را می‌توان جزو رسانه‌های سرد قلمداد کرد که در مقایسه با رسانه‌های پیش از خود، توجه بیش‌تری را از مخاطبان خود می‌گیرد و آن‌ها را بیش‌تر درگیر خود می‌کند، مسئله‌ای که ناخودآگاه بر روی نگرش، عادات و شیوۀ زندگی کاربران تأثیر آن می‌گذارد.
از سوی دیگر، ماهیت افقی و دوسویۀ ارتباطات اینترنتی، کاربران خود را وارد فضای تازه‌ای می‌کند که بسیار متفاوت با فضایی است که مخاطبان رسانه‌های عمودی و یک‌سویه‌ای مانند رادیو و تلویزیون تجربه می‌کنند. روابط متعامل دنیای مجازی، بر اساس آنچه در نظریۀ نیازجویی مطرح شد، این امکان را در اختیار کاربر خود قرار می‌دهد که از نقش گیرندۀ منفعل ـ که رسانه‌های سنتی بر او تحمیل می‌کردند ـ به نقش فعال گیرنده ـ فرستنده تغیر ماهیت دهد و علاوه بر امکان استفاده از انواع محتواهای ارسال شده از سوی کاربران پُرشمار اینترنت (با نگرش‌ها، عقاید، فرهنگ‌ها و سبک‌زندگی‌های متفاوت)، خود نیز می‌تواند به عنوان یکی از میلیاردها کاربر حاضر در فضای مجازی، اقدام به تولید محتوا نموده و آن را با دیگرانی که بعضاً نه تنها از نظر زمانی و مکانی، بلکه از نظر زبانی، عقیدتی، فرهنگی و… با او فاصلۀ معناداری دارند، به اشتراک بگذارند و بازخورد آن را دریافت کند و یا با آن‌ها به صورت زنده و برخط در حوزه‌های گوناگون به بحث و تبادل و نظر بپردازد.
آنچه مسلم است این است که به هیچ وجه نمی‌توان تأثیرات قابل ملاحظۀ این تحوّل بنیادی در شکل و امکانات رسانۀ اینترنت را نادیده گرفت و از همین رو، می‌توان با مک‌لوهان هم‌صدا شد و گفت «رسانه، همان پیام است».
از سوی دیگر، تحولات صورت‌گرفته در حوزۀ محتوایی اینترنت نیز به حدی چشم‌گیر و تأثیرگذار بوده است که به جرئت می‌توان گفت تأثیرات ناشی از تغییر در شکل استفاده از اینترنت، در مقایسه با تأثیرات محتوای انتقال یافته از طریق این رسانه بسیار ناچیز است.
تکرار، تکثّر و تنوع، از جمله مفاهیمی هستند که در تعاملات اینترنتی نقش بسیار کلیدی ایفا کرده و (گاهی) به حدی گسترده و قوی عمل می‌کنند که به راحتی می‌توان کارکرد رسانه‌ اینترنت را با دیدگاه محتوای قدرتمند رسانه‌ها تبیین کرد.

نظر دهید »
راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی با موضوع  مقایسه ی مولفه های ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ن۹: نگاه ابزاری به انسان
در جامعهای که عدهای میل و اشتیاق وافر به سلطه، تملک و قدرت دارند، این اعتقاد در آنان گسترش می‌یابد که میتوانند همه چیز را با پول خود بخرند و در اینجاست که از وجود، مفهومی کاملاً مادی دارند و دیگران را نیز همچون شی و موجودات بیجان تلقی میکنند که میتوانند آنها را به هرشیوهای در خدمت خود درآورند. برای آنها پول معیار همه چیز است و سود نخستین هدف. بنابراین چون ثروت دارند توانایی سلطه بر دیگران نیز در آنها رشد می‌کند و به عقیدهی اریک فروم (بهنقل از فریره) این اشتیاق به تملک بیتردید متناظر است با گرایش به عقدهی آزارندگی. ازاینرو ستمگران و نخبگان به این دلیل که نگاهی ابزاری به انسان دارند از علم و تکنولوژی نیز بهعنوان ابزارهایی قدرتمند برای رسیدن به اهداف خود و حفظ نظام ستمگری استفاده میکنند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ن۱۰: بینظمی سازمانیافته
تا زمانی که ستمدیدگان شعور خود را کشف نکردهاند، تقریباً همیشه حالت تسلیم نسبت به وضع خود نشان میدهند. زمانی که این تسلیم به طور سطحی تجزیه و تحلیل شود به یک سربهراهی تعبیر میگردد که نشانهای از خصلت ملی است. و تا زمانی که ستمدیدگان در واقعیت موجود در جامعه غرق هستند، نمی‌توانند به روشنی متوجه نظمی شوند که در خدمت ستمگران است و ستمدیدگان رنجهای خود را که ثمرهی استثمار است، خواست خدا میدانند گویی که خدا خالق این بینظمی سازمان یافته است؛ ازاینرو نظم حاکم بر جامعه که در جهت اهداف ستمگران و نخبگان شکل میگیرد، نظمی کاذب است که جهت سکوت افراد ستمدیده به کار میرود و به نوعی نظم حاکم بر جامعهی ستمگر یک نظم ناعادلانه و مرده‌دوستانه است.
ن۱۱: آموزش نقلی و بانکی
در آموزش نقلی رابطهای که شکل میگیرد متضمن یک کارساز نقال (معلم) و کارپذیرانی بیمار و شنونده (شاگردان) است. محتوای تعلیم چه ارزشها باشد و چه ابعاد تجربی واقعیت، در جریان تعلیم بیجان و متحجر میشود. در این نوع آموزش معلم آنچه را که به عنوان حقیقت جلوه میدهد چیزی نیست جز دنیایی بیحرکت، ایستا و قابل پیشبینی. دانشآموزان و یادگیرندگان در این نوع آموزش هیچگونه دخل و تصرفی ندارند مگر انباشتن اطلاعات و محتویاتی به دور از تجربهی واقعیت. سرشت آموزش نقلی، مطمئن‌بودن کلمات است و نه قدرت دگرگونکنندهی آنها. به نوعی اینگونه آموزشها همان آموزش بانکی[۸۰] است که در آن امانتسپاری اتفاق میافتد که معلم بهجای برقرارنمودن ارتباط، ابلاغیه صادر می‌کند. آموزش بانکی واقعیت را تبدیل به افسانه میکند. ازاینرو در فرایند تبدیل واقعیت به افسانه اهداف دور از نیازهای افراد تعیین میشوند. به عقیدهی نگارنده واقعیت که مبدل به امری ایستا و بی‌حرکت شود، ذهنیتها بسته و محدود خواهند شد و زمانی که جامعه از ذهنیتهای بسته و کوته نظر پر گردد دیگر جایی برای ظهور فلسفه یافت نمیشود و دنیای بدون فلسفه یعنی دنیایی روباتیکوار که افراد بدون درک واقعی میخوانند و میآموزند و زندگی میکنند و در همین جامعه است که مفاهیمی مانند عدالت، برابری، مساوات و… در دست قدرتمندان به معنای دلخواه خودشان میچرخد بیآنکه مردم دریابند.
ن۱۲: فقدان آموزش طرح مسیله[۸۱]
به عقیدهی فریره، آموزشی که طرح مسیله میکند، آگاهی را نه فقط از امور بلکه از نفس این آگاهی بسط میدهد. طرح مسیله باید شرایطی بیافریند که در آن شرایط معرفت عمقی، معرفت سطحی را از میدان بیرون براند. آموزش طرح مسیله متضمن پردهبرداشتن دایمی از واقعیت است چراکه سعی میکند هشیاری را بیرون بکشد و به مداخله نقادانه در واقعیت وادارد.
ن۱۳: انسان تکساحتی
بسیاری از طرحهای تربیتی و سیاسی به این دلیل شکست خوردهاند که طرحکنندگان آنها را بر مبنای دید شخصی خود از واقعیت طرح کرده و دیگران را در نظر نگرفته بودند. محتوای برنامه از بالا به پایین دیکته و طرحریزی میشود. ستمگران با طرحهایی به توده های شهری و روستایی نزدیک میشوند که ممکن است با بینش خودشان از جهان مطابقت داشته باشند و نه با بینش مردم.
ن۱۴: برنامههای آموزشی
برنامههای آموزشی کنونی به شیوهای است که به هیچ وجه با دل مشغولیها، شکها، امیدها و هراسهای مردم دلبستگی ندارند. و خود این برنامهها بیشتر موجب هراس و ترس ستمدیدگان میشود.
ن۱۵: عدم توجه به پژوهش
هرقدر که اندیشهی مردم بیشتر کاوش شود و مربیان و مردم با هم آموزش بیابند، بیشتر به پژوهش ادامه خواهند داد. پژوهش را باید به صورت یک پیگیری تربیتی و یک عمل فرهنگی تبیین کرد.
ن۱۶: همخوانی نداشتن آموزش با واقعیت در جامعه
به اعتقاد فریره آموزش وپرورش اخلاقزده که چیزی را بهعنوان فضیلت نشان میدهد، برای افراد خارج از نظام آموزشی فضیلت محسوب نمیشود. در این حالت تنها روش سالم، آگاهسازی نسبت به وضع موجود است.
ن۱۷: فرهنگ
یکی از موضوعهای اصلی که موضوعی مرکزی و واجب است، مفهوم مردمشناسانهی فرهنگ است. زمانی که دنیای فرهنگ مورد بررسی قرار بگیرد مردم سطح آگاهی خود را از واقعیت که موضوعهای متعدد در آن نهفته است، عیان میسازند. مفهوم فرهنگ وقتی به صورت تصوری در همه یا بیشتر ابعادش مورد بحث قرار گرفت میتواند وجوه مختلف یک برنامهی آموزشی را فراهم کند.
ن۱۸: فقدان روش گفت وشنودی
به اعتقاد فریره، فعالیت آدمی نمیتواند تنها به لفاظی و فلسفهی عمل تبدیل شود بلکه باید با کردار یعنی با اندیشه و عمل تحقق پذیرد و فرایند اندیشه و عمل تنها در گفت وشنود صورت میگیرد. یکی از ارکان ضروری گفت وشنود، نیاز به ارتباط با دیگران است. اگر به این نیاز که آدمیان موجودهایی هستند که بی ارتباط با دیگران نمیتوانند حقیقتاً انسان باشند، توجهی نشود، آدمیان تنزل مییابند و منزلت اشیا پیدا میکنند.
ن۱۹: بینش ماشینی از واقعیت
کسانی که به بینش ماشینی از واقعیت مقید هستند، درنمییابند که وضع عینی آدمیان، درک آنان از جهان را مشروط میسازد و این درک به نوبهی خود نگرشها و نحوهی رفتار آنان را با جهان مشروط می‌کند. آنان تصور میکنند که واقعیت به طور خودکار دگرگون میشود بیآنکه درک نادرست واقعیت به وسیلهی آدمیان به صورت مسیلهای طرح گردد. در تمام طول تاریخ، هیچ واقعیتی وجود ندارد که توسط آدمیان نگرفته باشد؛ ازاینرو برای آنکه وضع مردم از کارپذیر به کارساز تبدیل شود، لازم است که دربارهی واقعیتی که باید دگرگون شود، هم اندیشه کرد و هم عمل.
ن۲۰: آموزش با هدف پیروزی بر دیگری
زمانی که هدف افراد پیروزی بر دیگری باشد این هدف مانع از آن میشود که عمل گفت و‌شنود که لازمهی رابطهای نقادانه است، شکل بگیرد. از آنجا که هر پیروزی مستلزم داشتن یک غالب و یک مغلوب است، این امر خود موجب میشود که افراد به عدهای ستمگر و عدهای ستمدیده طبقهبندی میشوند. در یک وضع عینی ستمگری، خصلت ضد گفت وشنودی برای ستمگر ضروری است نه فقط از جنبهی اقتصادی بلکه از جنبهی فرهنگی چراکه از مظلومان حق صحبت و ابراز مقصود و فرهنگ آنان سلب میشود.
ن۲۱: تفرقهسازی
یکی دیگر از ابعاد سیاسی نظریه ضدگفت وشنودی فریره، تفرقه انداختن و حکومت کردن است. ستمگران در حقیقت در تلاش هستند که ستمکشان را بیشتر ضعیف کنند و آنان را از هم جدا سازند، در میان آنها شکاف اندازند و هر روز شکاف را عمیقتر کنند. این کار با شیوه‌های گوناگون صورت میپذیرد؛ از شیوه های دیوانسالاری دولتی گرفته تا صورتهای عمل فرهنگی که با آن مردم را بازی میدهند و در آنان این احساس را به وجود میآورند که به آنها کمک میشود.
ن۲۲: فقدان نگاه جهانشمول
به زعم فریره یکی از سرشتهای فرهنگ ستمگرانه که هیچگاه توسط مسیولان درک نمی‌شود این است که دایماً دل به نظریهی متمرکز ساختن مسایل بسپارند و از مطالعهی مسایل بهعنوان ابعاد یک کل غافل بمانند. در طرحهای گسترش اجتماعی هرقدر که ناحیهای را به جوامع محلی خرد کنند بیآنکه توجه به این امر داشته باشند که این جوامع خود به صورت کل و جزیی از کل بزرگتر تعلق دارند؛ ازاینرو بیگانگی را تشدید میکنند و هرقدر بیگانگی بیشتر شود، تفرقه بین انسانها بیشتر به چشم میخورد. این صورتهای تمرکزیافتهی عمل، روش متمرکز زندگی را تشدید میکند و مانع آن میشود که ستمدیدگان واقعیت را نقادانه درک کنند و به این ترتیب آنان را از مسایل دیگر دور نگه میدارند.
ن۲۳: شکاف طبقاتی
به اعتقاد فریره، وجود طبقات اجتماعی قابل انکار نیست و به این دلیل که میان طبقات فاصله وجود دارد، هماهنگی میان آنان ناممکن میگردد. در واقع شکاف طبقاتی، ناهماهنگی را موجب میگردد و درنهایت ادراک ناهماهنگی، منجر به ستیز طبقاتی میشود همان چیزی که ستمگران را آشفته میسازد؛ ازاینرو همهی اعمال طبقهی مسلط به منظور حفظ وضع ستمگران در جهت نفاقافکنی بهکار گرفته می‌شود.
ن۲۴: فریفتگری
بعد دیگری از نظریهی عمل ضد گفت وشنودی، فریفتگری[۸۲] است. این بعد نیز ابزاری برای غلبه است. این عمل موجب آن میشود که نخبگان، توده ها را با هدفهای خود مطابق سازند و هرچه رشد سیاسی این مردمان کمتر باشد، آسانتر میتوانند ابزار دست کسانی باشند که نمیخواهند قدرت را از دست بدهند. نخبگان مسلط به وسیلهی فریفتگری میتوانند مردم را به نوع غیراصیلی از سازمان سوق دهند و به این طریق مردم را از نوع سازمان واقعی مردمی منحرف کنند.
ن۲۵: استیلای فرهنگی
در پدیدهی استیلای فرهنگی گروه مستولی در زمینهی فرهنگی گروه دیگر نفوذ میکند و با نادیدهگرفتن استعدادهای این گروه بینش خود از جهان را بر آنان تحمیل مینماید و با جلوگیری کردن از وجودشان از آفرینندگی آنان جلوگیری میکند. در تحلیل نهایی، استیلا صورتی است از سلطهی اقتصادی و فرهنگی. استیلا ممکن است به وسیلهی جامعهای مسلط بر جامعهای وابسته اعمال شود، یا ممکن است در جامعهای در سلطهی یک طبقه بر طبقهی دیگر نهفته باشد. به اعتقاد فریره استیلای فرهنگی از یک سو ابزار سلطه است و از سوی دیگر نتیجهی سلطه؛ پس عملی فرهنگی که سرشت استیلاجویانه داشته باشد علاوه بر این‌که عمدی و بر طبق نقشه است به معنی دیگر به سادگی محصول واقعیت ستمگری است.
ن۲۶: مدرنیزاسیون
فریره جامعهای را که باب روز شود و مدرنیزاسیون در آن اتفاق افتد به این علت که به کشورهای خارجی وابستگی پیدا میکند فقط نوشده میداند و معتقد است تکاملی در آن صورت نمیگیرد. این سرنوشت هر جامعهی وابستهای است تا زمانی که وابسته باقی بماند. اما آنچه اهمیت دارد تکامل یافتن است که مانند باب روز شدن القایی نیست. به اعتقاد فریره برای آنکه معلوم شود جامعهای در حال تکامل است یا نیست باید از معیارهای مبتنی بر شاخصهای درآمد سرانه و نیز شاخصهایی که بر مطالعهی درآمد ناخالص متمرکز است فراتر رفت.
ن۲۷: عدم مشارکت
در نظریهی عمل ضد گفت وشنود، غلبه بهعنوان نخستین سرشت کارسازی است که شخص دیگری را مغلوب کرده و او را به شی مبدل میکند. در نظریهی عمل گفت وشنودی، کارسازان برای همکاری گرد هم میآیند تا جهان را دگرگون کنند.
ن۲۸: مسلکگرایی[۸۳]
برای تفرقهافکندن میان ستمدیدگان مسلک ستمگری لازم است و برعکس، دستیافتن به یگانگی آنان شکلی از عمل فرهنگی را ایجاب میکند که از طریق آن بدانند که چرا و چگونه به واقعیت چسبیدهاند. این کار احتیاج به مسلکزدایی[۸۴] دارد. موضوع عمل گفتوشنودی و آزادیبخش، امکان بخشیدن به ستمدیدگان است که با درک چسبیدگی خود به دگرگونکردن واقعیتی غیرعادلانه مصمم شوند.
ن۲۹: نوع سازمان
سازمان از دیگر مشخصه های عمل گفتوشنودی است. در مقابل سازمان، فریفتگری قرار دارد که برای پیروز شدن و تسلط یافتن ستمگران ضروری است. در عمل گفتوشنودی بازی‌دادن به وسیلهی سازمان صحیح از میان میرود. برای نخبگان حکم سازمان به معنی سازماندادن به خودشان است و برای رهبران انقلابی سازمان به معنای سازماندادن خودشان با مردم است. در سازمان اولی، نخبگان طبقهی نخبهی مسلط هردم قدرت خود را بیشتر می‌سازند تا بتوانند بهتر سلطه کنند و سلب شخصیت نمایند. در دومی، سازمان مطابقت دارد با ماهیت و هدف خود که همان کاربرد آزادی است. نظریهی عمل گفتوشنودی هم با قدرت‌گرایی مخالف است و هم با سوءاستفاده از آزادی و بدین وسیله اقتدار و آزادی را تایید میکند. بدون قدرت هیچگونه آزادی وجود ندارد، همچنان که بیآزادی هیچگونه قدرتی در میان نیست. هر آزادی این امکان را دربردارد که در شرایط خاصی ممکن است به اقتدار مبدل شود. آزادی و اقتدار نمیتوانند از هم جدا باشند، بلکه باید در ارتباط با هم در نظر گرفته شوند. اقتدار واقعی به صرف انتقال واقعی قدرت تایید نمی‌شود، بلکه از راه تفویض یا با پیوستن از سر همدردی به دست میآید. اگر قدرت فقط از گروهی به گروه دیگر منتقل شود یا بر اکثریت تحمیل گردد، قدرت به قدرتگرایی استحاله مییابد. اقتدار وقتی میتواند از تعارض با آزادی اجتناب کند که آزادی تبدیلشده به قدرت باشد. رشد بیش از حد یکی موجب اضمحلال دیگری میشود. در نظریهی عمل گفتوشنودی سازمان محتاج به قدرت است و نمیتواند قدرتگرا باشد، به آزادی نیاز دارد پس نمیتواند هرجومرج طلب باشد. به اعتقاد فریره، سازمان جریانی بسیار تربیتی است که در آن رهبران و مردم با هم اقتدار حقیقی و آزادی را میزمایند.
ن۳۰: جامعهی بسته
فریره معتقد است که جامعهی بسته مضمون ازخودبیگانگی فرهنگی را پدید میآورد. در این جامعه است که گروه نخبه با تحمیلکردن و امر وارد کردن مدلهای فرهنگی بیگانه و مردم با وظیفهی دنبالهروی، تحت تسلط بودن و حکومت شدن به وسیلهی گروه نخبه و نداشتن هیچ امری متعلق به خود شناخته میشوند. در حقیقت این نوع جامعه یک جامعهی تودهشده است. جامعهی توده[۸۵] جامعهای است که در آن مردم پس از داخل شدن به روند تاریخی به وسیلهی یک گروه نخبه به یک تودهی رام نیندیشیده تغییر ماهیت دادهاند. این روند، تودهسازی نامیده شده است و این واژه در برابر بیداری که روند کسب شناخت نقاد است، قرار می‌گیرد. در همین جامعهی بسته و تودهوار است که مضامینی چون دموکراسی، همکاری جمعی، آزادی، مالکیت، قدرت و آموزش معنای خاص متناسب با جامعه را به خود گرفتند.
ن۳۱: مددگرایی[۸۶]
فریره معتقد است که آرامبخشهایی چون مددگرایی در روند تبدیل انسان کارساز به انسان کارپذیر نقش اساسی دارد. کمکگرایی یک روش زیانبار خاصی است که تلاش در تباهکردن مشارکت جمعی در روند تاریخی دارد. در این روش مقام طبیعی انسان بهعنوان فرد فاعل یا کارساز نقض شده و در آن حالت با این شخص همچون شی منفعلی که ناتوان در مشارکت روند بازسازی خود است، رفتارمیشود و در مرتبهی بعدی با روند دموکراتیزهکردن بنیانی ضدیت مینماید. دموکراتیزهکردن بنیانی به گفتهی کارل مانهایم (به‌نقل از فریره) پدیدهای است که زاییدهی شکاف در جامعهی بسته است اما تحت فشار ضربهی فرقهگرایی قرار میگیرد. این پدیده در همهی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی نمایان میگردد. فریره همچنین معتقد است بزرگترین خطر مددگرایی، خشونت ضد گفتوگویی بودن آن است که با تحمیل سکوت و انفعال به انکار شرایطی که مناسب رشد و گسترش آگاهی مردم است، می‌پردازد. مددگرایی انسان را از درک ضرورت بنیانی انسان یعنی مسیولیتپذیری باز میدارد.
ن۳۲: قوانین
اقتصاد خودکفای ایالتهای بزرگ از نظر فریره، عاملی بود برای تثبیت نظامهای بسته که با جوی مناسب استبداد فرمان و قانون ارباب داشتند. از سویی قوانینی وجود داشت که محدودیتهای مشخصی را بر خواست و خشم اربابان اعمال میکرد اما وضع این قوانین در جهت منافع بردهداران نیست بلکه از ترس از دست دادن برده در نتیجهی مرگ یا فرار و یا رعایت افکار عمومی است که محدودیتهایی را برای اربابان وضع میکنند و گرنه تنبیه برده به هر دلیلی از نظر قانونگذار جدی نمینماید.
ن۳۳: فرهنگ

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی دانشگاه ها درباره : ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

بدین منظور ابتدا به بیان مسئله پرداخته شد؛ تا خواننده با مسائل بنیادی تحقیق بیشتر آشنا گردد. سپس دلایل اهمیت تحقیق مطرح گردید و علت انتخاب چنین موضوعی تبیین شد. در ادامه سئوالاتی را قرار است این مطالعه به آن پاسخ دهد؛ بیان گردید و در این راستا اهداف و فرضیه های تحقیق مطرح شد.
همچنین نحوه پاسخگویی به سئوالات و شیوه آزمون فرضیات بصورت اجمالی تبیین گردید و نهایتاً واژهگان کلیدی تحقیق را تعریف نمودیم. در ادامه این رساله که شامل فصول دو تا پنج میباشد کلیه موارد فوق بتفصیل خواهد آمد.
فصل دوم
مبانی نظری
۲-۱. مقدمه
همزمان با توسعه ارزش بازار سازمانهای دانش محور، در دهه ١٩٩٠ علاقمندی وسیعی نسبت مقوله سرمایه فکری[۹] پدید آمد. اولین بار رتبه های مفهوم سرمایه فکری در سال ١٩۶٩ توسط اقتصاد دانی به نام جان کنز گالبریت بیان گردید. دانش بعنوان یک دارائی در مقایسه با سایر انواع دارائیها، دارای این طبیعت منحصر بفرد است که هر چه بیشتر استفاده شود به ارزش آن افزوده میشود اجرای یک استراتژی مؤثر مدیریت دانش و تبدیل شدن به یک سازمان دانش محور، بعنوان یک شرط الزامی برای موفقیت سازمانها است.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تعاریف مختلفی از سرمایه فکری در منابع مختلف ارائه شده است آنچه که تمامی نویسندگان در مورد آن اتفاق نظر دارند اینست که سرمایه فکری صورتی از دانش است که مزیت رقابتی ایجاد میکند و ارزش ناملموس یک سازمان را نمایش میدهد. اما هنوز بر سر یک تعریف خاص توافق ندارند ولی به هر حال ترکیب روشنی بین وجه نظری و کاربرد عملی سرمایه فکری وجود ندارد. اغلب صاحبنظران، سرمایه فکری را به سه دسته سرمایه مشتری، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری تقسیم میکنند اگر مفاهیمی را که توسط محققان مختلف مورد استفاده قرار گرفته مورد بررسی قرار گیرد، گروهی از مفاهیم مشابه از میان واژهها و ساختارها از قبیل نا مشهودها، دانش و ایجاد ارزش هویدا میشود. از این رو در راستای تصور اولیه، سرمایه فکری ممکن است به عنوان مجموعه تمام دانش تعریف شود که به وسیله کارکنان و شرکت در اختیار قرار گرفته شده است و یک مزیت رقابتی را ایجاد میکند و یا به تعبیری سرمایه فکری عبارت است از مواد فکری از قبیل دانش، اطلاعات، اموال و تجربه فکری که شرکتها بوسیله آنها میتوانند مزیتی در جهت ایجاد ثروت داشته باشند. (استوارت[۱۰] و سالیوان[۱۱])
از این گذشته میتوان با سرمایه فکری به عنوان ترکیبی از داراییهای نامشهود یا داراییهای بیاهمیت که در ترازنامه افشا نمیشوند رو به رو شد و اگر این سرمایه فکری خوب مدیریت شود قادر است برای شرکتها مزیت رقابتی و در نتیجه ایجاد ارزش بوجود آورد.
بروکینگ[۱۲] در سال ١٩٩۶ سرمایه فکری ترکیبی از چهار بخش عمده دارائیهای بازار، دارائیهای انسان محور، دارائیهای فکری، دارائیهای زیر ساختی تعریف کرده است بنتیس[۱۳] در سال ٢٠٠٠ سرمایه فکری را به صورت مفهومی که تمامی منابع نامحسوس و ارتباطات داخلی آنها را طبقهبندی میکند تعریف نموده است بنابراین مدیران نیاز دارند که بتوانند اثر تلاشهای مدیریت دانش را بر عملکرد سازمان خود اندازه گیری کنند. بصورت تاریخی در علم حسابداری، دارائی ناملموس در سرفصلی تحت عنوان سرقفلی[۱۴] جای میگرفت و سرمایه فکری بخشی از این سرفصل به شمار میآمد لیکن روشی برای شناسائی و اندازه گیری این موارد ناملموس در سازمانها فراهم نمیآورد.
هدف تحقیق حاضر بررسی ارتباط بین سرمایه فکری و سرمایه نوآوری با کارآیی مالی و ارزش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران میباشد. در این فصل مبانی نظری و پیشینه مربوط به موضوع تحقیق با بهره گرفتن از علم موجود در حیطه مدیریت و حسابداری ارائه میشود. این فصل در سه بخش تدوین و ارائه شده است. در بخش اول، ادبیات مرتبط با سرمایه فکری و نوآوری بررسی شده است. در بخش دوم مفاهیم کارآیی مالی و ارزش شرکتها و روش های اندازه گیری این متغیرها مطرح شده است و در نهایت در بخش سوم این فصل تحقیقات انجام شده خارجی و داخلی مرتبط با موضوع مرور گردیده است.
۲-۲. نظریههای مربوط به سرمایه فکری
دراکر(۱۹۹۳) اندیشمند معروف مدیریت میگوید: ما در حال وارد شدن به یک جامعه دانشی هستیم که در آن منابع اقتصادی اصلی، دیگر سرمایه بیشتر، منابع طبیعی و نیروی کار بیشتر و… نیست. منابع اقتصادی اصلی دانش خواهد بود قرن ٢١، قرن اقتصادی دانشی است. قبل از اقتصاد دانشی، اقتصاد صنعتی حاکم بوده که در این اقتصاد عوامل تولید ثروت اقتصادی، یکسری داراییهای فیزیکی و مشهود مانند زمین، نیروی کار، پول و ماشین آلات و… بوده و از ترآیب این عوامل اقتصادی، ثروت تولید میشود. در این اقتصاد، استفاده از دانش به عنوان عامل تولید، نقش کمی داشته است اما در اقتصاد دانشی، دانش یا سرمایه فکری به عنوان یک عامل تولید ثروت در مقایسه با سایر داراییهای مشهود فیزیکی، ارجحیت بیشتری پیدا میکند. در این اقتصاد، داراییهای فکری بخصوص سرمایه های انسانی جزو مهمترین داراییهای سازمان محسوب میشود و موفقیت بالقوه سازمانهاریشه در قابلیت‌های فکری آنها دارد تا داراییهای مشهود. (گلدی صدقی، ١٣٨۶)
با رشد اقتصادی دانشی یا اقتصاد مبتنی بر دانش، بطور قابل ملاحظهای شاهد این موضوع هستیم که داراییهای نامشهود شرکتها عامل مهمی در حفظ و تحقیق مزیت رقابتی پایدار آنها میشوند در مقایسه با سایر داراییهای مشهود. (کینگ هانگ[۱۵]، ٢٠٠٩)
محیط کسب و کار به طور شگفتانگیزی تغییر میکند، در کسب و کارها و اقتصاد قرن ٢١ بر روی اطلاعات، فناوری اطلاعات، تجارت الکترونیک، نرمافزارها، مارکها، حقالاختراع، تحقیقات و نوآوریها، و… سرمایهگذاری میشود که همگی جزئی از داراییهای نامشهود و سرمایه فکری و دانش هستند تا جزو داراییهای مشهود. (سالیوان[۱۶] ، ٢٠٠٠) در پارادایم صنعتی قدیم شرکتها تحت اصول اقتصاد کمیابی عمل میکردند. اقتصاد کمیابی بدین معناست که منابع و داراییها تحت سلطه و کنترل شرکتها محدود و کمیاب هستند و استفاده بیشتر از آنها، از ارزش آنها میکاهد ولی در عصر اقتصاد اطلاعاتی و دانش، این اصول صدق نمیکند.
شرکتها در اقتصاد دانش تحت اصول اقتصاد فراوانی عمل میکنند، اقتصاد فراوانی بدین معناست که منابع و داراییهای در اختیار شرکت به میزان فراوان وجود دارد. این نوع داراییها از نوع نامشهود هستند و بیشتر در افراد قرار دارند که ما به آنها دستیابی داریم مثالی از فراوانی این نوع داراییها در اقتصاد دانش، فراوانی اطلاعات در اینترنت است.
بطور خلاصه در اقتصاد دانش، مهمترین داراییها و عوامل تولید، نامشهود هستند که استفاده از آنها از ارزش آنها کم نمیکند و حتی به ارزش آنها میافزاید. این نوع داراییها نامشهود شامل دانش؛ سرمایه فکری و … هستند ولی اقتصاد صنعتی مهمترین عوامل تولید، داراییهای مشهود و فیزیکی هستند که استفاده از آنها از ارزش آنها میکاهد و این داراییها شامل زمین، ماشین آلات و سرمایه پولی و … است.
آندریک(١٩٩٠) که یکی از مشهورترین اقتصاددانان مطرح امریکاست، میگوید که در سال ١٩٢۵ نسبت سرمایه های تجاری نامشهود به سرمایه های تجاری مشهود ٣٠ به ٧٠ بوده است ولی این نسبت در سال ١٩٩٠ به میزان ۶٣ به ٣٧ رسیده است؛ همچنین لئو مطرح میسازد که فقط در حدود ١٠ تا ١۵ درصد کل ارزش بازاری شرکتها را تشکیل میدهند که هنوز هیچ کاری در مورد اندازه گیری آنها صورت نگرفته است. (گلدی صدقی ، ١٣٨۶) همچنین یکسری مطالعات انجام شده در سال ١٩٩٩ در زمینه ترکیب داراییهای هزاران شرکت غیرمالی در طی سالهای ١٩٧٨ تا ١٩٩٨ نشان داد که رابطه بین داراییها نامشهود و مشهود ٢٠ به ٨٠ بوده و در سال ١٩٩٨، این نسبت تقریباً به ٨٠ به ٢٠ رسیده است. این تغییرات قابل ملاحظه باعث ایجاد یکسری روشها برای محاسبه ثروت شرکتهایی شده است که مهمترین داراییهای آنها، داراییهای نامشهود بویژه فکری و دانش بوده است.
در طی دهه گذشته کسب و کارها، اهمیت مدیریت داراییهای نامشهود خود را درک کردهاند و توسعه مارکها، روابط سهامداران، شهرت و فرهنگ سازمانها را به عنوان مهمترین منابع مزیت پایدار تجاری خود در نظر گرفتهاند. در این اقتصاد توانایی خلق و استفاده از ارزش این داراییهای نامشهود، یک شایستگی اصلی را برای سازمانها بوجود میآورد. امروز سازمانها نیاز دارند تا بتوانند داراییهای خود را از نو و دوباره طبقهبندی کنند و باید این موضوع را درک کنند که چگونه این داراییها میتوانند اهداف استراتژیک آنها را حمایت کنند و سهم آنها را از ارزش سازمان بصورت کمی در آورند و بتوانند این داراییهای خود را با داراییهای رقبای خود مقایسه کنند. برای این منظور بایستی ابتدا طبقهبندی جدیدی از داراییهای سازمانی را در این عصر ارائه کنیم. بیشک این داراییهای نامشهود دارای ارزش هستند چون وقتی شرکتها (کسب و کارها) فروخته میشوند و بخشی از ارزش آنها بصورت سرقفلی نامگذاری و برچسب می خورد. بر طبق تفکر هوریب سرقفلی، تفاوت بین ارزش واقعی (بازاری) شرکت و ارزش دفتری آن است. (بونتیس[۱۷]،۲۰۰۰)
شرکتها نه تنها نیاز دارند تا داراییهای نامشهود خود را شناسایی، اندازه گیری و مدیریت کنند بلکه باید همواره سعی کنند تا این داراییهای نامشهود را بطور مستمر ارتقاء و بهبود بخشند. سازمانهایی که نتوانند داراییهای دانشی خود را بطور مستمر ارتقاء دهند بقاء خود را با خطر از دست دادن و فنای خود، مبادله خواهند کرد. (همان منبع)
۲-۳. تعاریف مختلف سرمایه فکری
دررابطه با سرمایه فکری تعاریف مختلفی ارائه شده است که درادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد.
بونتیس(۱۹۹۶) : سرمایه فکری یک چیز فرار و گریزان است اما زمانیکه کشف شده و مورد استفاده قرار گیرد سازمان را قادر میسازد تا با یک منبع جدید در محیط رقابت کند.
دریک و کول[۱۸](١٩٩٩): سرمایه فکری یک جریان دانش در درون یک شرکت است.
روس[۱۹] (١٩٩٧ ): سرمایه فکری شامل حاصل جمع دانش اعضای یک سازمان و تبدیل کاربرد علمی دانش اعضای سازمان است.
سیدرمن[۲۰] (٢٠٠٢ ): سرمایه فکری تفاوت بین ارزش بازاری یک شرکت و هزینه جایگزینی داراییهای آن است.
استیوارت[۲۱] (١٩٩٧): سرمایه فکری، مواد فکری از قبیل دانش و اطلاعات و مالکیت معنوی و تجربه است که باعث ایجاد ثروت میشوند و هنوز تعریف جهان شمولی برای آن وجود ندارد.
موریتسن[۲۲] (٢٠٠١): سرمایه فکری یک دانش سازمانی وسیع و گستردهای که خاص هر شرکتی است که به شرکت اجازه میدهد تا بطور پیوسته خود را با شرایط در حال تغییر و تحول انطباق دهد .
بونتیس(١٩٩٨): سرمایه فکری جستجو و پیگیری استفاده مؤثر از دانش (کالای ساخته شده) در مقایسه با اطلاعات (مواد خام) است.
ادوینسون[۲۳](١٩٩٧ ): سرمایه فکری یک دانش کاربردی برای خلق یک ارزش برای شرکت است.
۲-۴. مدلهای طبقهبندی سرمایه فکری
در زمینه طبقه بندی اجزاء سرمایه فکری تا کنون مدلهای زیادی ارائه شده است هریک از طبقه بندیها از جهاتی به تبیین اجزای سرمایه فکری پرداخته است. در ادامه این طبقهبندیها با نام محققان آنها ذکر شده و به شرح اجزای این طبقهبندیها پرداخته میشود. ولی باید توجه داشت که همانند سرمایه فکری، هنوز یک تعریف طبقهبندی جهان شمولی درباره اجزاء سرمایه فکری وجود ندارد لیکن از جهت زیادی شباهتهایی بین تعاریف مختلف مشاهده میشود و تمامی این تعاریف و طبقهبندیها بر این اصل استوارند که سرمایه فکری، مجموع داراییهای ناملموس سازمان اعم از دانش (بخشی از سرمایه انسانی[۲۴])، سرمایه ساختاری[۲۵]، سرمایه ارتباطی، سرمایه سازمانی، سرمایه داخلی و سرمایه خارجی [۲۶]است برخی از طبقهبندیهای ارائه شده به شرح زیر است:
طبقهبندی بونتیس سال ١٩٩٨ و ٢٠٠٠
طبقهبندی استیوارت در سال ١٩٩٧
طبقهبندی گوران روز[۲۷] در سال ١٩٩٧
طبقهبندی آمی بروکینگ
طبقهبندی سویبی در سال ١٩٩٧
طبقهبندی ایستیس و همکارانش
طبقهبندی ادوینسون و همکارانش
طبقهبندی چن و همکارانش
طبقهبندی هاناس و لوندال[۲۸]
۱۰- طبقهبندی پتی و گیوتری[۲۹]
۱۱- طبقهبندی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
۱۲- طبقهبندی لیم و دالیمور[۳۰] در سال ٢٠٠۴
۱۳- طبقهبندی آاپلن و نورتون
در ادامه برخی از مهمترین طبقهبندیهای تشریح میشوند.
طبقهبندی ادوینسون و مالونه
این دو نفر در طرح ارزش اسکاندیای[۳۱] خود، سرمایه فکری را به دو جزء سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری ارائه کردهاند که نمودار آن بصورت زیر است:
نمودار۲-۱. طرح ارزش اسکاندیکا
در این طبقه بندی ادوینسون و مالونه، سرمایه مشتری را در زیر و زمره سرمایه ساختاری قرار داده است که در بیشتر طبقهبندیها دیگر این کار صورت نگرفته است و برای سرمایه ساختاری دو سرمایه سازمانی و مشتری را در نظر گرفتند و برای سرمایه سازمانی نیز دو سرمایه فرایندی و نوآوری را مطرح کردند.
در این طبقهبندی سرمایه سازمانی شامل فلسفه سازمان، سیاستها و سیستمهایی برای استفاده از قابلیت‌های سازمان است و سرمایه فرآیندی شامل مالکیت معنوی و سایر داراییهای نامشهود است. (چن گو[۳۲]،۲۰۰۷)
روس[۳۳] و همکارانش (۱۹۹۷)
روس و همکارانش نیز سرمایه فکری را به سه سرمایه انسانی شامل شایستگی، طرز فکر و چابکی یا زیرکی فکری و سرمایه ساختاری شامل همه ساختارها و فرایندها و مالکیت معنوی سازمانی و داراییهای فرهنگی و سرمایه ارتباطی شامل روابط با ذینفعان داخلی و خارجی یک شرکت تقسیم میکند ولی بعداً روس یک جزء سرمایه دیگری را بنام سرمایه بهبود و بازسازی را به طبقهبندی خود افزود که این سرمایه شامل حق اختراعات جدید و تلاشهای آموزشی است. (بونتیس ،۲۰۰۰ )
بونتیس(۱۹۹۸)
بونتیس ابتدا به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری، مشتری اشاره کرد و در سال ٢٠٠٠ طبقهبندی خود را به صورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی و دارایی یا مالکیت معنوی تغییر داد. منظور از سرمایه انسانی سطح دانش فردی است که کارکنان یک سازمان دارای آن میباشند که این دانش معمولا بصورت ضمنی میباشد. منظور از سرمایه ساختاری کلیه داراییهای غیر انسانی یا قابلیت‌های سازمانی است که برای برآورد شدن نیازهای بازار مورد استفاده قرار میگیرد و منظور از سرمایه ارتباطی کلیه دانش قرار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه کنندگان، مجامع علمی و غیره است که به عقیده ایشان مهمترین جزء یک سرمایه ارتباطی، سرمایه مشتری است بخاطر اینکه موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن است و منظور از مالکیت معنوی، آن قسمت از داراییهای نامشهود است که براساس قانون مورد حمایت و شناسایی قرار گرفته است مانند کپی رایت، حق اختراع و حق امتیاز. (همان منبع)

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 5
  • 6
  • 7
  • ...
  • 8
  • ...
  • 9
  • 10
  • 11
  • ...
  • 12
  • ...
  • 13
  • 14
  • 15
  • ...
  • 414

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 کسب درآمد ثابت اینترنتی
 خصوصیات گربه اسکاتیش فولد
 تغییر شخصیت در روابط عاشقانه
 حقایق سگ پامرانین
 نشانه‌های نارضایتی همسر
 درآمد از ویرایش ویدئو آنلاین
 آموزش Leonardo AI پیشرفته
 افزایش رضایت مشتری
 معیارهای انتخاب همسر مردان
 درآمد از پست‌های هوش مصنوعی
 آموزش Vyond حرفه‌ای
 موفقیت در پادکست‌سازی
 انتخاب پوشک سگ
 اشتباهات طراحی لباس سفارشی
 بازسازی پس از خیانت
 آموزش Leonardo AI کامل
 درآمد از آموزش برنامه‌نویسی
 مشکلات درآمد طراحان گرافیک
 افزایش درآمد دوره های آنلاین
 شکست درآمدزایی مقالات آنلاین
 کسب درآمد فروش گیاهان آپارتمانی
 سگ های آپارتمانی بدون ریزش مو
 گربه های موکوتاه شورت هیر
 آموزش استفاده از Jasper AI
 نشانه های سگ آلفا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • ✔️ توصیه های مهم درباره آرایش برای دختران
  • نکته های طلایی درباره آرایش
  • ☑️ ترفندهای ضروری و کلیدی درباره آرایش برای دختران
  • ✔️ ترفندهای آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای ضروری و اساسی درباره میکاپ
  • هشدار زیان حتمی برای رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش
  • توصیه های ضروری و کلیدی درباره آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • نکته های ضروری و کلیدی درباره آرایش
  • ✅ این موارد را درباره آرایش جدی بگیرید
  • ☑️ راهنمای جامع درباره آرایش
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان