مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
بررسی پایان نامه های انجام شده درباره : تأثیر ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
 

One-way ANOVA: % comp versus warp-fibre
Source DF SS MS F P
warp-fibre 1 12.180 12.180 14.58 0.062
Error 2 1.670 0.835
Total 3 13.850
نمونه شماره ۶ و ۸ (wt4 , ct4)

 
 

One-way ANOVA: % comp versus warp-fibre
Source DF SS MS F P
warp-fibre 1 52.49 52.49 6.11 0.132
Error 2 17.17 8.59
Total 3 69.66
نمونه شماره ۱۰ و ۱۲ (wt8 , ct8)

 

بر طبق جدول ۳ در فصل سوم و نمودارهای ۴-۳ و ۴-۴ مشاهده می­گردد که درصد فشردگی در فرش های بافته شده با نخ تار پنبه ی به استثنای نمونه فرش شماره ۵، نسبت به نمونه های بافته شده با تار پشمی افزایش یافته است. . تنها استثنای موجود، فرش شماره ۵ با گره فارسی، نخ پرز ۴ لا و تار پشمی می­باشد (wp4)، که نسبت به نمونه شماره ۷ (cp4) با تار پنبه ای و مشخصات یکسان دارای فشردگی بیشتری است.
می­توان اینگونه توجیه نمود که به دلیل خاصیت ارتجاعی بالایی که تارهای پشمی نسبت به پنبه ای دارد و از طرفی هم به دلیل وجود فلس در تارهای پشمی، نخ های پرز با آن هادرگیر شده و در لایه ساختاری زیرین فرش استوارتر در کنار هم قرار گرفته اند، در نتیجه در برابر اعمال فشار مقاومت بالاتری از خود نشان می­ دهند.
نمودار ۴-۳. تأثیر جنس نخ تار در تعیین شاخص درصد فشردگی پرز در نمونه های بافته شده با گره فارسی و نخ های پرز ۲و۴و۸ لا در دو نوع جنس نخ تار پشمی و پنبه ای
نمودار ۴-۴. تأثیر جنس نخ تار در تعیین شاخص درصد فشردگی پرز در نمونه های بافته شده با گره ترکی و نخ های پرز ۲و۴و۸ لا در دو نوع جنس نخ تار پشمی و پنبه ای
۴-۲-۳ تأثیر تعداد لای نخ پرز در تعیین شاخص درصد فشردگی
با توجه به اینکه نخ های پرز به کار رفته در بافت نمونه فرش ها ۲لا، ۴لا و ۸لا می­باشد، جهت یکسان نمودن عوامل متغیر دیگر، نمونه ها در ۴ گروه ۳ تایی با جنس نخ تار و نوع گره یکسان در هر گروه قرار داده شدند. تا دقیق تر با یکدیگر قیاس گردند.با توجه به نتایج به دست آمده از آزمون ANOVAیکطرفه در جدول های ۴-۵، ۴-۶، ۴-۷ و ۴-۸ مشاهده می­گردد که عامل تعداد لای نخ پرز در تعیین درصد فشردگی نمونه فرش های شماره ۱ و ۵ و ۹ (wp2 , wp4, wp8) با تار پشمی و گره فارسی، تأثیر معنادار داشته است (p-value<0/05). ضمنا نتایج تست Tukey مربوطه، اختلاف معنی دار را تأیید می­ کند.
دربقیه نمونه ها این عامل تأثیر چندانی بر تعیین شاخص درصد فشردگی نداشته و نتایج حاصل به سطح اختلاف معنی دار نزدیک نمی ­باشد.
جدول ۴-۵. نتایج آزمون ANOVA برای مقایسه تأثیر تعداد لای نخ پرز بر درصد فشردگی
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در نمونه های بافته شده با تار پشمی و گره فارسی

 

One-way ANOVA: % comp versus ply yarn
Source DF SS MS F P
ply yarn 2 23.39 11.69 11.09 0.041
Error 3 3.16 1.05
Total 5 26.55

 
 

Grouping Information Using Tukey Method
ply
yarn N Mean Grouping
۶ ۲ ۱۱.۰۹۵ A
۵ ۲ ۸.۵۸۰ A B
۷ ۲ ۶.۲۶۰ B
نمونه شماره ۱ و ۵ و ۹ (wp2 , wp4, wp8)

 

جدول ۴-۶. نتایج آزمون ANOVA برای مقایسه تأثیر تعداد لای نخ پرز بر درصد فشردگی
در نمونه های بافته شده با تار پشمی و گره ترکی

 

One-way ANOVA: % comp versus ply yarn
Source DF SS MS F P
ply yarn 2 20.14 10.07 1.87 0.297
Error 3 16.18 5.39
Total 5 36.32

 
نظر دهید »
مقالات و پایان نامه ها درباره تحلیل حقوقی موارد ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

ماده۱۴۱ قانون مدنی احیای زمین را اینگونه تعریف می کند: «مراد از احیای زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیله عملیاتی که درعرف آبادکردن محسوب است ازقبیل زراعت،درختکاری، بنا ساختن وغیره، قابل استفاده نمایند.» بنابراین اعمال مذکور درماده۱۴۱قانون مدنی حصری نبوده و به عنوان نمونه ذکر گردیدهاند و هردلیلی که عرف، آن را آبادکردن بپذیرد میتواند به عنوان احیای زمین پذیرفته شود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

البته ماده یک آیین نامه اجرایی قانون زمین شهری مصوب ۲۴/۳/۷۱ علاوه بر تأیید تعریف قانون مزبور مواردی هم که احیاء محسوب نمیشوند را از باب تمثیل ذکر کرده است. متن ماده به شرح ذیل میباشد: «منظور از عمران و احیای قابل قبول مذکور در قانون زمین شهری که از این پس قانون نامیده میشود، عمومات یاد شده در ماده ۱۴۱ قانون مدنی و مقررات بعدی در باب احیاء و عمران زمینهاست عملیاتی از قبیل شخم غیر مسبوق به احیاء، تحجیر، ریختن مصالح در زمین،حفر چاه و نظایر آن، عمران و احیاء محسوب نمی گردد.»
البته آیین نامه مذکور به همین حد بسنده نکرده واز عبارت «غیرموات» نیز استفاده کرده است.در ماده هشت این آیین نامه میخوانیم:«موارد زیر غیرموات تلقی میشود؛مگر آنکه خلاف آن بنا به تشخیص وزارت مسکن وشهرسازی ثابت شود:
الف- پلاکهایی که طبق مقررات برای آنها به عنوان نصاب مالکانه، پروانه ساختمانی صادر شده یا بشود.
ب- پلاکهایی که مساحت زمین آنها تا ۳۰۰۰ متر مربع بوده و مربوط به واحدهای مسکونی ساخته شده یا هر گونه مستحدثات باشد؛ مشروط بر دارا بودن هر یک از اسناد مشروح زیر که تاریخ صدور آنها تا قبل از تاریخ ۵/۴/۱۳۵۸ باشد:
اسناد مالکیتی که به عنوان هر گونه مستحدثات،صادر شده یا تحت این عنوان مورد نقل و انتقال قرار گرفته و در ستون انتقالات قید مستحدثات شده باشد.
گواهی پایانکار یا مفاصاحساب نوسازی شهرداری یا سطح شهر یا گواهیهای مالیاتی از قبیل مفاصا حساب یا گواهی ارث، مشروط بر آنکه در اسناد و گواهیهای یاد شده تصریح شده باشد که پلاک مورد نظر، واحد ساختمانی یا مسکونی یا مستحدثات است.
سند رسمی اجاره به عنوان واحد مسکونی یا ساختمان.
پلاکهایی که به تشخیص شهرداری محل، قبل از تاریخ اجرای مقررات مربوط به صدور پروانه ساختمانی در شهر محل وقوع ملک به صورت ساختمان یا مستحدثات درآمده باشد.
ج- در صورتی که اسناد انتقال مربوط به پلاکهایی باشد که به عنوان ساختمان مورد معامله وزارتخانهها و موسسات و شرکتهای دولتی یا وابسته به دولت و بنیادها و نهادهای انقلاب اسلامی یا شهرداریها و موسسات اعتباری مجاز قرار گرفته باشد.
د- پلاکهایی که قبل از تاریخ ۵/۴/۱۳۵۸ به صورت تأسیساتی از قبیل مستحدثات صنعتی، ورزشی، جایگاههای فروش مواد نفتی، کارگاهها، گاراژها، توقفگاهها و انبارهای مسقف، اماکن درمانی، بهداشتی، آموزشی، فرهنگی و خدمات عمومی و تأسیسات مشابه باشد؛ مشروط بر آنکه مساحت زمین آنها از سه هزار متر مربع بیشتر نبوده و دارای پروانه رسمی کسب یا ساختمان یا گواهی پایانکار باشند.
ه- ذکر وجود ساختمان در مرحله صدور آخرین مفاصا حسابهای نوسازی مالیاتی در کلیه موارد بالا، حسب مورد توسط سازمان مربوط، ملاک عمل خواهد بود.»
با ذکر مصادیقی که با بهره گرفتن از قوانین و آییننامهها گردید، همچنان تاکید میگردد که مصادیق فوق حصری نبوده وهمانطور که متعاقباً ذکر خواهد شد، هنوز هم درموات بودن یا نبودن زمین، بین مالکین سابق و سازمان مسکن وشهرسازی اختلاف به وجود میآید.

ب: زمین دایر

درقانون مدنی تعریفی از زمین دایر ارائه نگردیده ولی در ماده ۵ قانون زمین شهری” اراضی دایر شهری” تعریف گردیده که میتواند راهگشای مناسبی برای موضوع مورد نظر ما باشد. متن ماده به شرح ذیل می باشد:«زمینهایی است که آن را احیاء و آباد نمودهاند و در حال حاضر دایر و مورد بهره برداری مالک است زمینهای دایر مشمول این قانون صرفاً اراضی کشاورزی یا آیش اعم از محصور یا غیر محصور میباشد.» همانطور که ملاحظه می شود در هر جای این مبحث اگر بحثی از زمین دایر به میان بیاید منظور، زمینهای کشاورزی یا آیش اعم از محصور یا غیر محصور میباشد. و کلیهٌ زمینها مشمول این قانون نمیباشد.

ج: زمین بایر

در مورد این نوع زمین که در فقه به زمینهای«موات عرضی یا بالعرض»معروفند نیز در قانون مدنی تعریفی ارائه نگردیده ولی ماده ۴ قانون زمین شهری،” اراضی بایر شهری” را این گونه تعریف کرده است: «زمینهایی است که سابقه عمران و احیاء داشته و به تدریج به حالت موات برگشته اعم از آنکه صاحب مشخصی داشته و یا نداشته باشد.» درنگاه اول به نظر می آید در تنظیم این ماده دقت کافی به عمل نیامده زیرا عبارت پایانی این ماده زائد به نظر میرسد. به این علت که در ابتدای ماده صحبت از زمینی میشود که سابقه احیاء و عمران داشته، و این ذهنیت بوجود می آیدکه؛ ملکی که سابقه عمران و احیاء نداشته، اصولاً مالکی هم نداشته و نیاز به ذکر عبارت«“ اعم از آنکه صاحب مشخصی داشته و یا نداشته باشد» نبوده است.
البته اگر غالب موارد احیاء و عمران را در نظر بگیریم، این ایراد میتواند موجه باشد ولی نباید فروضی را هم که نادر است نادیده بگیریم، زیرا در فرضی ممکن است شخصی زمین را احیاء کند ولی قصد تملک آن را نداشته باشد. به عنوان مثال همانطور که از مفهوم مخالف ماده ۱۴۳[۲۴] بر می آید احیائی که به قصد تملک نباشد، ایجاد مالکیت نمیکند. پس با این توضیحات به نظر می رسد قانونگذار با عبارت پایانی قصد افزایش دامنه تعریف زمینهای بایر را داشته است که البته این موضوع می تواند نوعی حمایت از متصرفین محسوب شود. زیرا همانطور که بعداً ذکر خواهد شد معترضین به دولت کافی است اثبات نمایند که زمینی که به تملک دولت در آمده، موات نمیباشد و هر چه دامنه تعریف زمین بایر افزایش یابد اثبات بایر بودن آسانتر گردیده و بدیهی است زمینی که بایر محسوب گردد از شمول اراضی موات خارج میباشد.

د: زمین موات

این زمینها در فقه به زمینهای «موات بالذات» شهرت دارند. در مورد این نوع زمین نیز به طور اختصاصی در قانون مدنی تعریفی ارائه نگردیده ولی در قسمت انتهایی ماده ۲۷ قانون مدنی اراضی موات زمینهایی تعریف شدهاند که«معطل افتاده و آبادی و کشت و زرع در آنها نباشد»[۲۵] با دقت در تعریف مذکور ملاحظه مینماییم که تعریف مناسبی از زمینهای موات ارائه نگردیده است. زیرا بر اساس این تعریف زمینهایی که قبلاً دایر بوده ولی به عللی فعلاً معطل افتاده نیز موات محسوب میگردد. در حالی که همانطور که در تعریف زمین بایر ملاحظه کردیم این گونه زمینها جزء زمینهای بایر محسوب میگردند نه موات.
البته این مسامحه در موارد دیگری نیز رخ داده است. به عنوان مثال قانونگذار در اصل ۴۵ قانون اساسی از عبارت «موات یا رها شده» استفاده نموده و این دو واژه را به یک معنی به کار برده است که جای داشت دقت بیشتری در استفاده از این عبارت به کار برده می شد. زیرا اصول قانون اساسی به عنوان راهنما و مرجع سایر قوانین استفاده میگردد.
اما این مسامحه به نحوی در ماده سه قانون زمین شهری مصوب سال ۱۳۶۶ جبران گردیده است. متن ماده مذکور به شرح ذیل می باشد: «زمینهایی است که سابقه عمران و احیاء نداشته باشد»
گویا این تعریف با تمام کوتاهی و اختصار کاملترین تعریف را (لااقل در حقوق کنونی) ارائه می دهد. زیرا در این تعریف زمینهای بایر از موات کاملاً جدا گشته و تعریف جداگانه زمین بایر (البته اگر به درستی تعریف شود) تداخلی با این تعریف پیدا نمیکند.
البته بعضی دیگر از حقوقدانان ماده ۲۷ قانون مدنی رابه گونه ای دیگر تفسیر نمودهاند. بدین نحوکه دوشرط را برای موات بودن زمین لازم دانستهاند:۱- نداشتن مالک خاص ۲- نبودن آبادانی وکشت زرع در زمین. [۲۶]
به نظر می رسد اگر عبارت پایانی ماده را با صدر ماده تفسیر نمائیم، تفسیر اخیر منطقیتر به نظر میرسد و احتمال تداخل زمینهای بایر از موات نیز از بین میرود.
انفال در فقه چنین تعریف شده است:
«کل مالم یوجف علیها بخیل و رکاب ارضاً کانت او غیرها انجلی عنها اهلها او سلموها للمسلمین طوعاً»[۲۷]
«هر چیزی که به عنوان غنیمت بدست آمده باشد و در مسیر بدست آوردن آنها از امکانات جنگی استفاده نشود، چه زمین باشد چه غیر زمین و صاحبانشان کوچ کرده باشند و یا به طوع به مسلمین واگذار کرده باشند، جزء انفال و در اختیار امام و دولت اسلامی است»
و پس از آن زمینهای موات که قسمی از انفال به حساب میآیند، چنین تعریف شده است: «موات به معنى زمین معطلى است که فعلا مورد بهره بردارى واقع نمى شود، براى اینکه آب به آن نمى رسد و یا به خاطر اینکه زیر آب واقع شده و باصطلاح باتلاق شده و یا به علت اینکه شنى است و یا شوره زار و سنگلاخ و یا جنگل است و درختان و نى آن را پوشانده و یا به هر علتى دیگر کشت و زرع نشده و نمى شود.»[۲۸]
همچنین تقسیماتی از زمین موات در فقه وجود دارد که کمی متفاوت از قوانین موضوعه میباشد.
«زمین موات دو قسم است: اول: زمینى است که در اصل موات بوده و هیچ سابقه ملکیت و احیاء ندارد هرچند که احراز اینکه فلان زمین از قرنها قبل تاکنون کشت نشده غالبا بلکه در همه جا مشکل است، بلکه مى توان گفت ممکن نیست و ملحق به اینگونه زمینها زمینى است که اطلاع و علمى درباره سابقه آن در دست نباشد. دوم: زمینى است که موات بعارض است یعنى زمانى آباد بوده و کشت مى شده بعدا دچار خرابى و مواتى شده مانند زمینهاى اقوام منقرض شده که آثار شهر و مرز و خرابه هاى خانه ها در آن به جاى مانده.»[۲۹]
احکام زمینهای فوق الذکر به شرح ذیل بیان شده است.
زمینى که موات به اصل است ملک امام علیه الصلوه و السلام است چون جزء انفال مى باشد ولکن در زمان غیبت براى هر کسى جایز است که با داشتن شروطى که مى آید آن زمین را احیاء کند و به عمران و آبادیش بپردازد، و بنابراقوى در این صورت احیاء کننده مالک آن مى شود چه اینکه این زمین در سرزمین اسلام باشد و یا در دار کفر چه در ارض خراج باشد مانند سرزمین عراق یا در غیر آن، احیاء کننده مسلمان باشد یا کافر.
موات به عارض و غیر اصلى آن زمین متروکى است که سابقه ملکیت باحیاء داشته و فعلا مالکى براى آن شناخته نشود، و این دو قسم است: اول: آن زمین مواتى است که اهلش منقرض و هلاک شده باشد و به سبب مرور زمان و گذشت ایام بى مالک شده باشد، مانند سرزمینهاى مخروبه و آبادیهاى متروکه و شهرهاى باستانى ویران شده و قناتهاى پر شده اى که متعلق به امت هاى گذشته بوده و از آنها نه اسمى برجا مانده و نه رسمى، و یا هم اکنون نام آن زمینها معروف به زمین فلان شخص یا زمین فلان قوم است که به جز نام از آن شخص و آن قوم اثرى نیست.قسم دوم: زمینى است که اینطور نبوده و نباشد و از سابق هم آن زمین را بدون ملک نمى دانسته اند بلکه مالکى موجود دارد لکن شخص او شناخته شده نیست که به این قسم زمین مجهول المالک مى گویند.زمینهائى که از قسم اول است حکم موات اصلى را دارد یعنى از مصادیق انفال است و احیائش جایز است و هرکس آن را احیاء کند مالک مى شود، پس احیاء زمینهاى قدیمى و شهرها و قراء باستانى که آثارى از قبیل جاى نهر و مرز در آنها دیده مى شود و همچنین لایه روبى قناتهاى آن و کندن چاههاى کهنه و به آب رساندنش و تعمیر خرابیهایش جایز است و نباید با اینگونه اراضى معامله مجهول المالک کرد و در احیاء آن نیازى به اذن حاکم شرع یا خریدن از وى ندارد بلکه به نفس احیاء و تعمیر ملک مى شود.و اما قسم دوم احتیاط آن است که در احیاء آن و قیام به تعمیر و آبادکردنش از حاکم اجازه بگیرد آن وقت در آن تصرف کند، همچنانکه نزدیکتر به احتیاط آن است که با آن معامله مجهول المالک کند، یعنى نخست از مالک آن تفحص کند آن گاه بعد از یاءس از یافتن مالک عین آن زمین را از حاکم شرع خریدارى نموده خودش قیمت آن را صرف در فقراء کند و یا آن که منفعت آن را با اجاره اى معین از حاکم اجاره کند و یا خودش اجرت المثلى براى آن زمین معین کند و همان مبلغ را به ذمه خود بگیرد که بعدها آن را صدقه دهد، و نزدیکتر به احتیاط آن است که همین کار را نیز با اجازه حاکم شرع انجام دهد، بله اگر به دست آورد که مالک زمین از زمینش اعراض کرده و یا اهل آن آبادى از آن جا کوچ کردند و سرزمین را رها کرده اند تا دیگران بیایند و آبادش کنند در این صورت بدون اشکال احیائش جائز است.[۳۰]

بند دوم: نظام رسیدگی

الف: تشخیص نوع زمین

همانطور که قبلاً ذکر گردید در پی اجرای طرحهای مختلف، دولت اقدام به تملک اراضی میکند. این زمینها ممکن است دارای مالک خاص بوده و یا بدون مالک خاص باشد همچنین ممکن است دایر، بایر و یا موات باشند. در ارتباط با زمینهایی که مالک خاص ندارند، اصولاً اعتراضی پیش نمیآید. زمینهای موات نیز اگر به گونه ای صحیح تعریف شوند اصولا”بدون مالک میباشند. اما زمینهای بایر و به ویژه دایر، دارای مالک خاص بوده و بحث و مناقشه درمورد اینگونه زمینها موضوع مبتلابه جامعه میباشد.و در واقع مناقشهٌ اصلی برسر این موضوع میباشدکه آیا زمین مورد اختلاف موات میباشد یا غیرموات ؟
متن ماده ۱۲ قانون زمین شهری به شرح ذیل میباشد: «تشخیص عمران و احیاء و تأسیسات متناسب و تعیین نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات به عهده وزارت مسکن و شهر سازی است. این تشخیص قابل اعتراض در دادگاه صالحه می باشد.
تبصره ۱- دادگاه نسبت به اعتراض خارج از نوبت و بدون رعایت تشریفات آئین دادرسی رسیدگی کرده و حکم لازم الاجرا خواهد داد، اعتراض به تشخیص وزارت مسکن و شهرسازی در دادگاه مانع از اجرای مواد این قانون نمی گردد.
تبصره ۲- ملاک تشخیص مرجع مقرر در ماده ۱۲ در موقع معاینه محل در مورد نوع زمینهائی که از تاریخ ۲۲/۱۱/۱۳۵۷ وسیله دولت یا ارگانها و نهادها و کمیته ها و دفاتر خانه سازی احداث اعیانی یا واگذار شده، بدون در نظر گرفتن اعیانیهای مذکور خواهد بود.»
برای اینکه به تحلیل ماده فوق بپردازیم باید ابتدا اصطلاحات به کاررفته در ماده را بررسی کنیم.

ب: تشکیلات کمیسیون

همانطور که در ابتدای متن ماده ۱۲ قانون زمین شهری ملاحظه میگردد تشخیص عمران، احیاء، تأسیسات متناسب و تعیین نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات به عهده وزارت مسکن و شهرسازی است. بدیهی است اگر اجرای قانونی را که به تصویب قوه مقننه رسیده است بپذیریم، باید تشخیص نحوه اجرا را نیز به عهده مرجع اجرا کننده واگذار نمائیم. البته این اختیار تا جایی قابل پذیرش است که مخالفتی با متن قانون نداشته باشد.
در راستای اجرای این قانون کمیسونی تشکیل گردیده که نحوه انجام وظایف این کمیسیون در آیین نامه اجرایی این قانون و دستورالعمل اجرائی ماده ۱۲ گنجانده شده است.اینک ابتدا به طور خلاصه تشکیلات و نحوه کار کمیسیون را تشریح کرده و سپس شروع به نقد و بررسی تشکیلات و عملکرد کمیسیون میپردازیم.
“این کمیسیون تنها مرجع صالح برای تشخیص عمران و احیاء و تأسیسات متناسب و تعیین نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات(البته زمینهای موات شهری) است.
کمیسیون از سه نفر نمایندگان وزارت مسکن و شهرسازی که به حکم معاون وزیر منصوب می‌شوند، تشکیل می‌گردد.البته در قانون اراضی شهری مصوب سال ۱۳۶۰،کمیسیون مذکور از سه نفر تشکیل میشد که یک نفر نماینده وزیر مسکن وشهرسازی،یک نفر نماینده وزیر دادگستری ویک نفر نماینده شهردارمحل،اعضای آن راتشکیل می دادند. به نظر می آید هرچند ترکیب مذکور تاحدی سرعت کار کمیسیون را به این علت که از سه ارگان متفاوت انتخاب شده بودند،کاهش می داد، اما از این جهت که سه ارگان حقوق مالکین را بررسی میکردند،موجهتر به نظر میآمد. ولی با تغییراتی که بعداً به وجود آمد هر سه نماینده مذکور به حکم معاون وزیر مسکن و شهرسازی منصوب می شوند. محل تشکیل و دبیرخانه کمیسیون در اداره مسکن و شهرسازی هر محل است و زیر نظر مدیر کل سازمان مسکن و شهرسازی استان مربوطه فعالیت می‌کند. کمیسیون با حضور کلیه اعضا تشکیل و تصمیمات آن با اکثریت آراء اتخاذ می‌شود.”[۳۱]

ج: صلاحیت کمیسیون

کمیسیون، صالح به اظهارنظر و صدور نظریه نسبت به پلاک‌هایی است که اولاً توسط مراجع رسمی وذی‌صلاح جهت تشخیص و تعیین ماهیت، به کمیسیون ارجاع شده ثانیاً پلاک‌های معرفی شده، داخل درحوزهٌ خدماتی، قانونی و استحفاظی شهرها باشند.

د: نحوه تشخیص

در ماده شش آیین نامه میخوانیم: «کلیه مراجعی که به‌نحوی از انحا در ارتباط با زمین‌های شهری، اقداماتی از قبیل نقل و انتقال، صدور مجوزهای قانونی و پروانه‌های حفر چاه یا ساختمانی یا غیره انجام می‌دهند، ملزم و موظف هستند قبل از هرگونه اقدامی بدواً نظر وزارت مسکن و شهرسازی را درباره نوع زمین استعلام کنند؛ مگر این که با عنایت به مقررات مربوطه نوع زمین، مشخص و معین باشد.»

نظر دهید »
بررسی تطبیقی جرم تخریب در حقوق ایران و ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

علاوه بر معیّن بودن مرتکب جرم و میزان خسارتی که مرتکب به مال مورد تخریب وارد کرده است. احراز رابطه علیّت در فعل مرتکب با نتیجه حاصله از عمل ارتکابی، دسته جمعی محکوم کردن عده ای به ارتکاب عمل تخریب وجهه قانونی ندارد. حکم شماره ۷/۱۷۴۹- ۲۷/۲۹ شعبه ۲ دیوان عالی کشور مؤیّد این موضوع است« …. مداخله کنندگان در قتل و جرح و ضرب را با اینکه عمل هر یک معلوم نشود قانون قابل مجازات دانسته است ولی اگر عمل تخریب یا سوزاندن اسناد بین عدّه محصوری لوث شود مجموع مداخله کنندگان را نمی شود مجازات کرد.»[۱۷۴]
بهر حال برای تحقّق یک جرم مقّید از جمله تخریب، وجود چهار شرط لازم است:
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

    1. عمل مجرمانه به قصد ترتّب نتیجه مجرمانه تحقّق یافته باشد.
    1. تحقّق نتیجه مجرمانه یعنی: صدمه و خسارتی که از فعل، مقصود مرتکب بوده تحقّق یابد.
    1. میان فعل انجام شده و نتیجه آن رابطه علیّت وجود داشته باشد.
    1. احراز و اثبات نتیجه انتسابی به مرتکب.[۱۷۵]

در جرایم عمدی مطلق که تنها تحقّق رکن مادی جرم برای عنوان مجرمانه کافی است مانند شهادت دروغ در این دسته از جرایم عمدی که حصول نتیجه خاص منتفی است، اثبات رابطه علیّت بین فعل و نتیجه نیز موضوعاً منتفی است. لذا در این گونه موارد کافی است فعل به فاعل آن منتسب باشد در جرایم غیر عمدی هم اگر چه مجرم به علّت وجود عنصر خطا خواستار نتیجه حاصله نیست بلکه در بعضی مواقع عامد در فعل هم نبوده معذلک لازم است نتیجه مجرمانه بر عمل او مترتّب باشد و بالاخره در جرایم با رکن مادی ترک فعل باز هم جرم انتسابی باید به مرتکب مستند باشد. [۱۷۶]
در حقوق انگلستان نیز باید برای تحقّق جرم بین رفتار مرتکب و فعل واقع شده رابطه علیّت موجود باشد و درصورت عدم وجود رابطه علیّ انتساب بزه به مجرم امکان پذیر نخواهد بود. علیّت در حقیقت مستلزم آن است که عمل مشتکی عنه شرط لازم(علت اساسی) نتیجه باشد.[۱۷۷]
در دعوای دولت علیه وایت در سال ۱۹۱۰ مشتکی عنه به دلیل ریختن سیانید در نوشیدنی مادر خود به قصد کشتن او به قتل عمد متهم بود. شواهد پزشکی نشان می داد که مرگ زن به علّت ایست قلبی بوده است و نه به علت سم. دادگاه پژوهشی بر اساس دلایل حکم داد که مشتکی عنه مرتکب قتل عمد نشده بلکه مرتکب شروع به قتل عمد شده است. این مورد نمونه خوبی از فقدان علیّت عملی است، مادر مشتکی‌عنه مستقل از عمل او در هر صورت در میگذشت و بنابراین عمل مشتکی عنه شرط لازم مرگ او نبوده است.[۱۷۸]
مبحث سوّم: رکن معنوی
علاوه برعنصر قانونی مبتنی بر پیش‌بینی رفتار مجرمانه در قانون جزا و عنصر مادی جرم شامل وقوع عمل در خارج باید عمل مزبور از اراده مرتکب ناشی شده باشد در واقع باید میان عمل و شخص عامل رابطه روانی(یا رابطه ارادی) موجود باشد که آن را عنصر اخلاقی(یا روانی یا معنوی) می‌نامند. ارتکاب عمل هم به خودی خود، دلیل وجود عنصر معنوی یا روانی نیست و در مواردی با وجود اینکه عملی صورت میگیرد، قانون مرتکب آن را در جرایم عمدی به خاطر فقدان قصد مجرمانه یا فقدان مسئولیت جزائی قابل مجازات نمی داند مانند احراز فقدان قصد و عمد درجرائم علیه اموال چون سرقت و تخریب بنا و عمارت که وصف مجرمانه را از عمل ارتکابی زائل می سازد.[۱۷۹]
گفتار اوّل: مفهوم و مبانی رکن معنوی
برای آنکه از نظر قضایی جرمی واقع شود ارتکاب یک عمل مادی (عنصر مادی) که از طرف قانون پیش بینی و مجازات شده باشد کافی نیست بلکه باید این عمل مادی اثر اراده مرتکب آن باشد. این ارتباط میان عمل و اراده مرتکب را که حقوق انگلیسmens rea (اراده جنایی) در برابر actus reus (عمل جنایی) می نامند عنصر اخلاقی جرم را تشکیل می دهد. عنصر اخلاقی باید به عنصر مادی بپیوندد ( باید قبل یا مقارن عنصر مادی ظاهر شود) تا جرم واقع گردد. [۱۸۰]
رکن معنوی تشکیل می شود از عمد یا خطا، عمد هم بر حسب نوع جرم به «عمد عام» و «عمد خاص» تقسیم می شود. به هر حال برای تحقّق جرم وجود قصد ارتکاب ضرورت دارد ولی ماهیّت این قصد در کلّیه جرایم یکسان نیست. گاه مرتکب عمل مجرمانه را می خواهد که جرمی را مرتکب شود ضمناً تحقّق نتایج عمل خود را نیز خواستار می گردد دراین صورت اصطلاحاً می گوییم که دارای «قصدمجرمانه» یا سؤنیت است. [۱۸۱]
عمد عبارت است از هدایت اراده انسان به سوی منظوری که انجام یا عدم انجام آن را قانونگذار منع یا امر نموده است، بنابراین در جرایم عمدی فعل و نتیجه آن هر دو مورد اراده و خواست عامل است به عبارت دیگر هرگاه مجرم نتیجه عملی را که به او نسبت داده شده قبلاً در نظر گرفته و با توجّه به نتیجه مجرمانه، عمل را انجام داده باشد در واقع مرتکب جرم عمدی شده است.[۱۸۲] سؤنیت یا عمد عام عبارت است از اراده آگاه فاعل در ارتکاب جرم، قصد یا سؤنیت خاص اراده آگاه نسبت به مال موضوع جرم یا شخص متضرّر از جرم است. [۱۸۳]
یکی از نویسندگان در مورد نیّت جنایتکارانه می نویسد بعضی ها نیّت جنایتکارانه را عبارت از کشش اراده به طرف یک هدف مخالف منفعت اجتماعی دانسته اند این تعریف قدری مبهم است و ممکن است آن را با داعی ارتکاب جرم اشتباه نمود، برای رفع ابهام بهتر است تعریف پروفسور گارسن را اختیار نمود و طبق نظر این عالم حقوق جنایی نیّت جنایتکارانه عبارت از معرفت فاعل جرم است به نامشروع بودن عمل ارتکابی خویش می باشد. [۱۸۴]
پرفسور گارو استاد حقوق جنایی دانشگاه لیون فرانسه در تعریف اراده یا قصد از نظر لغوی میگوید «این کلمه نماینده جهت حرکت میل انسانی است به طرف هدفی معلوم، امّا در امور کیفری اراده یا قصد عبارت است از تمایل به طرف عملی مثبت یا منفی مجرمانه، اگر این معنی صحیح باشد باید گفت که هیچ جرمی بدون قصد و اراده وجود ندارد و تنها اراده است که ایجاد جرم می‌کند و تمام جرائم مرکب هستند از عمل، و قصد زیرا اراده با میل اشتباه می‌‌شود و صفت ارادی فعل قطعاً چیزی است که عمل ارادی انسان را نظیر آنها که به وسیله حیوانات اتفاقاً واقع می شود جدا می سازد. در حقیقت هیچ فعل یا ترک فعلی نمی تواند قابل مجازات باشد مگر به شرط آنکه کار ارادی انسان باشد. در حقوق جزا قصد تشکیل می شود از تمایل به اجرای عملی که فاعل عالم به ممنوع بودن آن است.» [۱۸۵]
بهر حال سؤنیت یا قصد یا عمد، به قصد یا عمد عمومی و قصد یا عمد خاص تقسیم می شود، عمد عام، عبارت از تصمیم به ارتکاب عملی است که مجرم با علم به ممنوعیت یا امر به اجرای آن بوسیله قانون مرتکب می‌شود این امر در متون قانونی معمولاً به صورت علم و یا عمد مورد توجّه قانونگذار قرار گرفته و گاهی بصورت (بقصد) از آن استفاده کرده است.
در مادّه۵۲۰ قانون مجازات اسلامی آمده است « هر کسی شبیه مسکوکات رایج داخلی یا خارجی غیر از طلا و نقره بسازد یا عالماً یا عمداً آنها را داخل کشور نماید …» بنابراین در جرایم عمدی وجود سؤنیت عام ضروری است و برای تحقّق تمام جرایم عمدی وجود این سوءنیت یا عمد لازم است اعم از این که در متن قانون به آن اشاره شده باشد یا نشده باشد امّا در عمد خاص علاوه بر اراده فاعل بر انجام فعل غیر قانونی خواست نتیجه حاصله و ایجاد اضرار و خسارت وارده نیز منظور نظر او قرار می گیرد.
در جرایمی مثل کلاه برداری و جعل عمد خاص از اجزا لازم و ضروری عنصر معنوی است، جرم تحریق، تخریب و مصادیق دیگر آن به اشکال مختلف نیز از جمله جرائمی است که ایراد ضرر و خسارت بر طرف و تحقّق نتیجه حاصله شرط وقوع آن است، بنابراین با فقدان سؤنیت جرم محقّق نخواهد شد.
ازنظر لغوی اراده عبارت است از خواستن ، طلب کردن، قصد و آهنگ و عزم.[۱۸۶] درضمن باید به این نکته اشاره کرد که برای تحقّق عنصر معنوی یا روانی وجود دو عامل ضرورت دارد:اراده ارتکاب فعل و قصد مجرمانه.
اوّل- اراده ارتکاب فعل: در کلیّه جرائم اعم از عمدی یا غیر عمدی اراده ارتکاب فعل وجود دارد و قانونگذار فقط انجام عمل ارادی را مجازات میکند. بنابراین حتّی در صدمات بدنی ناشی از حوادث رانندگی و مستی راننده نیز، شخص مرتکب واجد اراده بوده و با وجود همین اراده است که راننده، اتومبیل را به راه انداخته است. در واقع راندن اتومبیل مورد اراده و خواست راننده هست و فقط نتیجه آن که صدمات بدنی بوده مورد نظر و مقصود راننده نبوده است، در صورت فقدان اراده ارتکاب فعل، تحقّق جرم منتفی است.[۱۸۷]
از طرف دیگر اراده ارتکاب فعل نیز باید با قصد مجرمانه، یا خطای جزایی توام باشد وگرنه به علّت فقدان عنصر روانی، عمل ارتکابی جرم تلقی نمی‌شود. فقط در یک مورد ارتکاب فعل به تنهایی(با فقدان قصد و فقدان خطای جزائی) مؤثر و جرم است و دیه دارد آن مورد استثنایی، قتل یا جرح و یا نقص عضو است که به طور خطایی واقع می شود.[۱۸۸]
دوم - قصد مجرمانه: قصد مجرمانه غالباً مترادف با سؤنیّت است و آن اراده جهت یافته به مقاصد نهی شده درحقوق جزا می‌باشد.پس زمانی سؤنیّت تحقّق پیدا می‌کند که مرتکب جرم خواستار نتیجه عمل و نتایج حاصله از عمل مجرمانه باشد و تا این ارکان تحقّق نیابد، سؤنیّت وجود نخواهد داشت.[۱۸۹] بنابراین در جرائم عمومی، فعل و نتیجه آن هردو مورد اراده و خواست عامل است.[۱۹۰]
خطای کیفری: عدالت نه تنها اقتضا می کند که تقصیر و مسئولیت کیفری متوجّه کسی باشد که با وجود علم به نتیجه مجرمانه فعل خود آن را مرتکب می شود، بلکه اگر ترتّب نتیجه مذکور را بر فعل یا ترک آن محتمل دانست و از ارتکاب فعل خودداری نکرد و یا در مواردی غافل بود مقصّر شناخته شود.[۱۹۱]
تقصیر یا خطای کیفری عنصر روانی جرایمی است که اصطلاحاً غیر عمدی نامیده می شود. و به موجب تبصره مادّه ۳۳۶ قانون مجازات اسلامی: ( اعم است از بی احتیاطی، بی مبالاتی، عدم مهارت، عدم رعایت نظامات دولتی) چه در تمام موارد مذکور فاعل در تحصیل نتیجه فعل ارتکابی به هیچ وجه عامد نیست. [۱۹۲]
به طور کلّی می‌توان گفت هر چند که قانونگذار در برخی از موادّ قانونی راجع به تخریب (مثلاً در موادّ ۶۷۵ ،۶۷۷، ۶۷۹ قانون مجازات اسلامی به عنصر عمد اشاره کرده و در برخی دیگر (مثلاً در موادّ ۶۷۶ و ۶۷۸) به این عنصر اشاره نکرده است، لیکن تردیدی وجود ندارد که عنصر روانی جرم تخریب در حقوق ایران (عمد) در خراب کردن مال متعلّق به دیگری است و این جرم با سهل انگاری یا بی احتیاطی قابل ارتکاب نمی باشد مگر آن که حکم خاصّی در این مورد در قانون یافت شود که گاهی به دلیل اهمیّت مال مورد تخریب، چنین احکام خاصی در قوانین ایران مشاهده می شوند. به عنوان مثال می توان به قانون اخلال گران در صنایع نفت ایران مصوّب ۱۶/۷/۱۳۳۶ اشاره کرد.[۱۹۳]
گفتار دوّم: عناصر رکن معنوی جرم تخریب
در تحقق عنصر روانی یا معنوی وجود دوعامل ضرورت دارد. اول: اراده ارتکاب فعل، دوم: قصد مجرمانه حال به بررسی این دوعامل دروقوع جرم تخریب می پردازیم.
بند اوّل: عنصر اراده و اختیار
از نظر لغوی اراده عبارت است ازخواستن، طلب کردن، قصد وآهنگ و عزم و ازنظر حقوقی سه اصطلاح«اصل آزادی اراده» «اصل استقلال اراده» و«اصل حاکمیت اراده» به کار گرفته شده و آن عبارت است از تأثیر اراده افراد در روابط اشخاص در زندگی قضایی.[۱۹۴]
علم و آگاهی فاعل بر تحریم های قانونی و نیز کیفیت و ماهیت و اوصاف فعل اگر چنانچه با اراده ارتکاب توام نباشد به تنهایی بی تأثیر است. عمد متضمّن این است که با وجود آگاهی، فاعل عزم کاری کند که دقیقاً قانونگذار آن را جایز ندانسته است. اراده ارتکاب همان خواستن فعل یا ترک فعل است بنابراین اگر فاعل تخریب از روی اجبار مجبور به تخریب یا آتش زدن مزرعه ای شده باشد نمی توان او را مجرم دانست.[۱۹۵]
پروفسور گارو استاد حقوق جنایی دانشگاه لیون فرانسه در تعریف اراده با قصد از نظر لغوی می گوید این کلمه نماینده جهت حرکت میل انسانی است به طرف هدفی معلوم، امّا در امور کیفری اراده یا قصد عبارتست از تمایل به طرف عمل مثبت یا منفی مجرمانه اگر این معنی صحیح باشد باید گفت که هیچ جرمی بدون قصد و اراده وجود ندارد تنها اراده است که ایجاد جرم میکند و تمام جرایم مرکّب هستند از عمل و قصد زیرا اراده با میل اشتباه می‌شود و صفت ارادی فعل قطعاً چیزی است که عمل ارادی انسان را از نظیر آنها که به وسیله حیوانات اتفّاقاً واقع می‌شود جدا می‌سازد در حقیقت هیچ فعل یا ترک فعلی نمی‌تواند قابل مجازات باشد مگر به شرط کار ارادی انسان باشد. [۱۹۶]
در عرف حقوق گاه اراده را مرادف عمد به کار می‌برند که منظور همان عمد درفعل به معنی خواستن فعل است و چون هر جرم علی الاصول تا اراده نباشد واقع نمی شود، بنابراین، اراده در تمام جرایم اعم از عمدی یا غیر عمدی وحتی درجرایم خلافی وجود دارد .[۱۹۷]
با مطالبی که در بالا ذکر شد این نتیجه را می‌توان گرفت که برای وقوع جرم تخریب باید شخص مرتکب دارای اراده و اختیار باشد هر چند مقنّن در برخی از مواد قانونی راجع به تخریب و تحریق چون مواد ۶۷۵، ۶۷۷، ۶۷۹ ق.م.ا به عنصر عمد در ارتکاب عمل تصریح نموده ولی در بعضی دیگر همانند مواد ۶۷۶، ۶۷۸ این قانون به این عنصر اشاره‌ای نشده است لیکن از این حیث قابل تردید نیست که جرم تخریب و تحریق یک جرم عمدی بوده تحقق رکن روانی آن مستلزم سوء‌ نیّت یعنی وجود علم و عمد می‌باشد .[۱۹۸]
این جرم با سهل انگاری یا بی احتیاطی قابل ارتکاب نمی باشد مگر آنکه حکم خاصی درقانون یافت شود،گاهی به دلیل اهمیت مال مورد تخریب چنین احکام خاصی درقوانین ایران مشاهده می‌شوند برای مثال ماده ۶ قانون کیفر بزه های مربوط به راه آهن مصوب۳۱/۱/۱۳۲۰٫[۱۹۹]
درحقوق انگلستان نیز عنصر معنوی خسارت کیفری با اثبات قصد یا سهل انگاری آگاهانه ثابت می‌شود به عنوان مثال دردعوای دولت علیه گ درسال ۲۰۰۳ ،مجلس اعیان حکم داد که رفتار فرد، با توجه به موارد زیر« سهل انگارانه» محسوب می‌شود(درمحدوده ماده ۱ قانون مصوب۱۹۷۱):

    1. شرایط، هنگامی که فرد ازخطری که وجود دارد یا درآینده به وجود خواهد آمد آگاه باشد.
    1. نتیجه، هنگامی که فرد ازخطری که واقع خواهد شد آگاه است، و با توجّه به شرایطی که او به آن واقف است، خطر کردن نامعقول است.[۲۰۰]

بند دوّم: عنصر قصد مجرمانه اضرار به غیر
سؤنیّت خاص، اراده آگاه نسبت به مال موضوع جرم یا شخص متضرّر از جرم است. در جرم تخریب علاوه بر عمد و قصد در انجام فعل مجرمانه ارتکابی (در از بین بردن مال دیگری) نتیجه مجرمانه نیز که در واقع احراز قصد ایراد ضرر و خسارت به دیگری ضروری است.به طوری که تخریب و شکستن عمدی در و پنجره دیگری برای نجات جان صاحبخانه در هنگام بروز خطر، چون همراه با قصد فرد در ایراد ضرر و خسارت به مالک خانه نبوده و هدف نجات جان دیگری بوده لذا چنین عملی جرم محسوب نشده قابل تعقیب کیفری نمی باشد. [۲۰۱]
در موادّ قانونی مربوط به تخریب، به قصد اضرار صراحتاً اشاره‌ای نشده است ولی با ذکر عباراتی نظیر آتش زدن، تلف کردن، خراب کردن و سوزاندن در متون قانونی قصد نتیجه که همان اضرار است به راحتی قابل استنباط است.
یکی از مؤلّفان کتب حقوقی در کتاب خود نظر متفاوتی را بیان داشته به این شرح که در قانون مجازات اسلامی مصوّب۱۳۷۵ اصولاً و علی‌الاطلاق تحقّق سؤنیّت عام جهت تشکیل رکن معنوی جرم تخریب کافی است و در برخی موارد اگر عمل ارتکابی توأم با قصد اضرار به مالک یا قصد مقابله با حکومت اسلامی باشد از موارد تشدید مجازات تلقی خواهد شد.[۲۰۲]
این نویسنده دلیل این امر را این دانسته است که:

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش مقاله بررسی قصه های قرآنی ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

پرده بدرید ا ز زلیخا درد و داغ عا شقی عاشقی داود را رنجورکرد و سوگوار
آرزوی یوسف گم گشته مریعقوب را دیده بگرفت از گریستن در جدایی زار زار
چون زلیخا با زبرنا گردم از دیدار دوست بازچون یعقوب بینا گردم ا زپیوند یار
نظا می درمخزن الاسرارمی گوید :
روزی از این مصر زلیخا پناه یوسف خوش خلق برون شد ز چاه
باز نظامی در خسرو و شیرین می گوید:
بر آمد یوسفی نارنج در دست ترنج مه زلیخا وار بشکست
همچنین نظامی در لیلی و مجنون می گوید:
هر روز که صبح بر دمیدی یوسف رخ مشرقی رسیدی
ز آن تازه ترنج نو رسیده نظّاره ترنج و کف بریده
همچنین نظامی در هفت پیکر می گوید:
یوسف یاوه گشته را جستند چون رلیخا ز دامنش رستند
خاقانی می گوید:
نظّارگان مصر ببرّند دست از آنک یوسف نقاب طلعت غرّا بر افکند
از خلق یوسفیش به پیرانه سر جهان پیرایه ی جمال زلیخا بر افکندند
از چاه دی رسته به فن، این یوسف زرّین رسن وز ابر مصری پیرهن اشک زلیخا ریخته
آن یوسف گردون نشین عیسی پتکش هم قرین درد لو رفته پیش از این تلخاب دریا ریخته
چون یوسف از دلو آمده در حوت چون یونس شده از حوت دندان بستده بر خاک غبرا ریخته
الیاس(ع)۱
قرآن مجید دوبار ازالیاس نام برده: یکی در سوره ی صافات و دیگری در سوره ی انعام. وبه این شرح درباره ی الیاس سخن به میان آمده است« همانا الیاس از جمله ی فرستادگان است»
آن هنگامی را به یاد آور که به قوم خود گفت چرا تقوی پیشه نمی گیرید؟ آیا« بعل۲رامی خوانید و بهترین آفرینندگان را فرو می گذارید؟ خدای یکتا پروردگار شما و پدران پیشین شما است.
قوم او وی را تکذیب کردند و ایشان در روز حشر احضار و محاکمه خواهند شد ولی بندگان مخلص در امان خواهند بود. ذکری از الیاس برای امم آینده باقی گذاشتیم. رحمت برپیروان الیاس باد چه او از بندگان مؤمن ما است»۳
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

انوری میگوید :
ای چوالیاس و خضربرسرکار عزم تزویج کن مگو من این
خیام نیشابوری می گوید :
گرشهره شوی به شهر شرالناسی ورگوشه نشین شوی همه وسواسی
به زان نبود گر خضر والیاسی کس نشناسد ترا توکس نشناسی
می راکه خرد خجسته دارد پاسش اوآب حیاتست و منم الیاسش
الیاس یاری گرگمگشتگان دربیابان وتنهاسفرکننده ،سنایی غزنوی می گوید :
موج دریاکی رسد دراوج صحرای خضر دربیابان راه کمترگم کند الیاس را
یا چو الیاس باش تنها رو یاچوابلیسی شوحریف نواز
ابوسعیدابوالخیرمی گوید :
گرشهره شوی به شهر شرالناسی ورخانه نشینی همگی وسواسی
به زان نبودکه همچو خضرو الیاس کس نشناسد تورا توکس نشناسی
همراهی خضروالیاس ،نظامی درشرفنامه می گوید :
فروزنده گوهر زدستش بتافت فرودید خضر آنچه می جست یافت
چوباچشمه ی خضر آشنایی گرفت بدو چشم او روشنایی گرفت
بدانست خضر از سرآگهی که اسکندر از چشمه ماند تهی
که الیاس با خضر همراه بود درآن چشمه کاو برگذرگاه بود
چون الیاس و خضر آبخور یاقتند از آن تشنگان روی برتافتند
بازنظامی دراقبال نامه می گوید :
به دشت و به دریا توان گذشت هم الیاس دریام و هم خضر دشت
خاقانی شروانی می گوید :
درحریم کعبه ی جان محرمان الیاس وار علم خضر و چشمه ی ماهی بریان دیده اند
کشتگان کزکعبه ی جان بازجانور گشته اند ماهی خضراندگویی کاب حیوان دیده اند.
قارون و گنج های او۱
قارون از قوم موسی بود. بر ایشان ستم کرد.خداوندمی فرماید : ما آن اندازه گنج بدو داده بودیم که عده ای نیرومند می بایست حمل خزاین او را عهده دار باشند. قوم موسی بدو گفتند: بر مالی که داری غره مباش و شادمان و سرمست شو، زیرا خدا سرمستان را دوست ندارد، با توسل به آنچه خدا به تو بخشیده است وسایل آسایش سرای دیگر را فراهم آور و بهره مندی خود را در این جهان فراموش مکن. همچنان که خدا به تو نیکی کرده است تو هم با مردم نیکی کن و آشوب طلب مباش چه خدا آشوبگران را دوست ندارد. قارون گفت: من این مال و منال را در نتیجه ی دانش خود به دست آورده ام . قارون با زینت و آرایش تمام بر قوم خود ظاهر شد. کوته نظران بر مال و ثروت قارون غبطه می خوردند و آرزو می کردند که ای کاش این مال و ثروت از آن آنها می بود۲٫
زمین شکافته شد قارون با خانه اش در سینه ی زمین فرو رفت کسی نبود که قارون را یاری دهد اگر هم بود به یاری او نرفتند و آنانی که هوس مقام و ثروت او را داشتند گفتند: « خدا روزی را برای هرکسی که بخواهد وسعت می دهد و بر هر که بخواهد روزی و معیشت را تنگ می سازد. اگر خداوند بر ما ترحم نکرده بود ما نیز در دل زمین جا می گرفتیم.»
قارون درادبیات فارسی به عنوان یک شخص ثروتمندگردنکش که ازاوبه مردم بهره ای نمی رسد و با دانش و علم، سر لجاج و عناد دارد انعکاس یافته است. انوری می گوید:

نظر دهید »
منابع پایان نامه در مورد طراحی و آنالیز استاتیکی ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

در رابطه­ بالا  و  بترتیب طول کل و طول قسمت پیستونی بازو با محرک­ پیستونی است. همچنین طول آزاد فنرها و تغییر طول فنر­ها در محرک­های پیستونی بترتیب با  و  نشان داده شده است. به طور مشابه،  و  بترتیب طول کل و طول قسمت کابلی محرک­های فنری است و همانطور که در شکل ۲-۳ نشان داده شده است،  طول آزاد فنر­ها و  تغییر طول این فنر­ها است.
(۲-۲)
شکل ۲-۳: محرک­های پیستونی و کابلی مکانیزم پیشنهادی.
۲-۲-۲ آنالیز موقعیت:
مختصات تعمیم یافته جهت آنالیز دینامیکی مکانیزم بصورت زیر در نظر گرفته شده است.
(۲-۳)
بردار  بیانگر موقعیت مرکز جرم صفحه­ی متحرک و  مشخص کننده­ جهت گیری صفحه­ی متحرک است و در آن  ،  و  زوایای اویلر با توالی۳-۲-۱ می­باشند. دستگاه مختصات متصل به صفحه­ی متحرک،  از دوران دستگاه مرجع،  به اندازه  حول محور  و دوران این دستگاه با توالی ۳-۲-۱ بدست می ­آید. در نتیجه، ماتریس انتقال از دستگاه متصل به صفحه­ی متحرک به دستگاه مختصات مرجع بصورت زیر بدست می ­آید.
(۲-۴)
همانطور که در شکل ۲-۲ نشان داده شده است، هندسه صفحه­ی ثابت توسط سه نقطه­ی  تعیین می­ شود. بردار موقعیت این نقاط در دستگاه مختصات مرجع بصورت زیر در نظر گرفته شده است.
(۲-۵)
با توجه به شکل ۲-۲،  مقادیر ثابتی می­باشند و بصورت زیر در نظر گرفته شده ­اند.
(۲-۶)
همچنین، همانطور که در شکل ۲-۲ نشان داده شده است موقعیت نقاط  نسبت به نقطه­ی  در دستگاه مختصات متحرک بصورت زیر است.
(۲-۷)
بنابراین، بردار موقعیت نقطه­ی  در دستگاه مختصات  بصورت زیر است.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

(۲-۸)
در رابطه­ بالا، بردار  ، بیان بردار  در دستگاه مختصات مرجع است. جهت مشخص کردن راستا و طول بازو­ها، بردار  تعریف می­ شود. در این بردار اولین اندیس، (j) مشخص کننده­ نوع بازو است. اندیس j=1 برای محرک­­های پیستونی و اندیس j=2 برای بازو­ها با محرک­های فنری به کار رفته است. اندیس دوم، (i) مشخص کننده­ شماره­ بازو است. بردار  بیانگر موقعیت نقطه­ی  نسبت به نقطه­ی  است و در دستگاه مختصات مرجع بصورت زیر قابل بیان است.
(۲-۹)
همچنین، بردار  ، موقعیت نقطه­ی  نسبت به نقطه­ی  است و بصورت زیر تعیین می­ شود.
(۲-۱۰)
همچنین، طول بازو­ها با محرک­های پیستونی و فنری بصورت زیر محاسبه می­شوند.
(۲-۱۱)
۲-۲-۳ آنالیز سرعت و شتاب:
در این قسمت، سرعت و شتاب زاویه­ای صفحه­ی متحرک بدست آورده می­ شود. با در نظر گرفتن زوایای اویلر با توالی ۳-۲-۱ سرعت زاویه­ای صفحه­ی متحرک در دستگاه مختصات متحرک بصورت زیر بدست می ­آید[۳۰].
(۲-۱۲)
همچنین، شتاب زاویه­ای صفحه­ی متحرک با مشتق گیری از رابطه­ ۲-۱۲بصورت زیر استخراج شده است.
(۲-۱۳)
که
(۲-۱۴)
در ادامه، با تعریف ماتریس­های  و  و همچنین با بهره گرفتن از ماتریس انتقال،  عبارت­های سرعت و شتاب زاویه­ای صفحه­ی متحرک در دستگاه مختصات مرجع بصورت زیر بیان می­شوند.
(۲-۱۵)
(۲-۱۶)
که در آن
(۲-۱۷)
(۲-۱۸)
۲-۳ آنالیز استاتیکی و سفتی مکانیزم:
با وجود مزیت­های زیاد مکانیزم­ های تنسگریتی، یکی از مشکلات اساسی آنها­ وجود عضو­های انعطاف پذیر است. این مکانیزم­ ها در اثر اعمال نیرو­های خارجی دچار تغییر شکل می­شوند لذا آنالیز سفتی در این مکانیزم­ ها ضروری است. این ماتریس جهت بررسی مساله انتقال نیرو و توانایی مقاومت مکانیزم در تغییر شکل قابل استفاده است. در قسمت اول این بحث، معادلات استاتیکی مکانیزم استخراج می­شوند و در ادامه با بهره گرفتن از این معادلات ماتریس سفتی مکانیزم استخراج می­ شود.
۲-۳-۱ آنالیز استاتیکی:
معادلات استاتیکی مکانیزم در غیاب نیرو­های خارجی با بهره گرفتن از روش تئوری رنچ[۱] بدست آورده می­شوند[۳۱]. این تئوری یکی از روش­های مناسب در بررسی استاتیک مکانیزم­ ها است. پیچش یک بردار شش بعدی است که سه مولفه­ی اول مولفه­های یک بردار یکه و سه مولفه­­ی بعدی گشتاور این بردار نسبت به مبدا دستگاه مرجع است. لذا پیچش بصورت زیر تعریف می­گردد.
(۲-۱۹)
در این روش، تعادل استاتیکی مکانیزم هنگامی ارضاء می­ شود که رنچ برایند وارد بر صفحه­ی متحرک برابر صفر شود. در مکانیزم پیشنهادی رنچ برایند ناشی از نیروهای الاستیک و گرانشی وارد بر ربات به صورت زیر نوشته می­ شود.
(۲-۲۰)
در این معادله،g ثابت گرانش و k1 و k2 بترتیب ثابت فنر­ها در محرک­های پیستونی و فنری می­باشند. همچنین  و  بصورت زیر تعریف شده ­اند.
(۲-۲۱)
(۲-۲۲)
رابطه­ (۲-۲۰) بیانگر معادلات تعادل استاتیکی مکانیزم است.
۲-۳-۲ آنالیز سفتی:
در ابتدا لازم است اشاره شود، هنگامی که مکانیزم یک کار مشخص را که نیازمند اندر­کنش با محیط است انجام می­دهد. به دلیل وجود عضو­های انعطاف پذیر این اندر­کنش باعث انحراف جزئی مکانیزم از موقعیت دلخواه می­گردد. ماتریس سفتی بیانگر مقاومت مکانیزم در برابر این انحراف است. در این قسمت ماتریس سفتی مکانیزم با دیفرانسیل گیری از معادلات تعادل استاتیکی بصورت زیر استخراج می­شوند[۳۲].
(۲-۲۳)
در ادامه، رابطه­ (۲-۲۳) بازنویسی می­ شود. اولین عبارت در رابطه­ بالا تغییر مجازی رنچ ناشی از جرم صفحه­ی متحرک است. عبارت  بصورت زیر قابل استخراج است.
(۲-۲۴)
در نتیجه، اولین عبارت در رابطه­ (۲-۲۳) بصورت زیر قابل بیان است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 92
  • 93
  • 94
  • ...
  • 95
  • ...
  • 96
  • 97
  • 98
  • ...
  • 99
  • ...
  • 100
  • 101
  • 102
  • ...
  • 414

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 کسب درآمد ثابت اینترنتی
 خصوصیات گربه اسکاتیش فولد
 تغییر شخصیت در روابط عاشقانه
 حقایق سگ پامرانین
 نشانه‌های نارضایتی همسر
 درآمد از ویرایش ویدئو آنلاین
 آموزش Leonardo AI پیشرفته
 افزایش رضایت مشتری
 معیارهای انتخاب همسر مردان
 درآمد از پست‌های هوش مصنوعی
 آموزش Vyond حرفه‌ای
 موفقیت در پادکست‌سازی
 انتخاب پوشک سگ
 اشتباهات طراحی لباس سفارشی
 بازسازی پس از خیانت
 آموزش Leonardo AI کامل
 درآمد از آموزش برنامه‌نویسی
 مشکلات درآمد طراحان گرافیک
 افزایش درآمد دوره های آنلاین
 شکست درآمدزایی مقالات آنلاین
 کسب درآمد فروش گیاهان آپارتمانی
 سگ های آپارتمانی بدون ریزش مو
 گربه های موکوتاه شورت هیر
 آموزش استفاده از Jasper AI
 نشانه های سگ آلفا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • ✔️ توصیه های مهم درباره آرایش برای دختران
  • نکته های طلایی درباره آرایش
  • ☑️ ترفندهای ضروری و کلیدی درباره آرایش برای دختران
  • ✔️ ترفندهای آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای ضروری و اساسی درباره میکاپ
  • هشدار زیان حتمی برای رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش
  • توصیه های ضروری و کلیدی درباره آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • نکته های ضروری و کلیدی درباره آرایش
  • ✅ این موارد را درباره آرایش جدی بگیرید
  • ☑️ راهنمای جامع درباره آرایش
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان