مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
استراتژی مناسب فناوری اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی در سازمان مدیریت ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۵-۳- پیشنهادات ۱۲۱
۵-۴- محدودیت‌های تحقیق ۱۲۳

منابع و مراجع ۱۲۵
الف) فهرست منابع فارسی ۱۲۶
ب) فهرست منابع انگلیسی ۱۲۸
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱- مقدمه تحقیق
امروزه اطلاعات در جوامع و سازمان‌ها همچون نیروی انسانی و پول یکی از اشکال سرمایه و دارایی محسوب می‌شود. راهی بس طولانی پیموده شد تا اطلاعات و فناوری اطلاعات توانست توانمندی‌ خود را در سازمان‌ و کسب‌وکار به اثبات برساند، به‌طوری‌که بحث و بررسی در این زمینه همچنان در محافل دانشگاهی و تجاری ادامه دارد.
بسیاری از سازمان‌ها در اندازه و فعالیت‌های مختلف، چه دولتی و چه خصوصی هم اکنون به طور اساسی به سیستم‌های اطلاعاتی و زیرساخت‌های فناوری خود وابسته‌اند. فناوری اطلاعات بسیار با کسب‌وکار در آمیخته است و وجود و بقای برخی از صنایع مانند ارتباط از راه دور (مخابرات)، رسانه‌ها، صنعت سرگرمی و خدمات مالی که محصول آنها به طور فزاینده‌ای در حال دیجیتالی شدن است، به شدت به مؤثر و کارآمد بودن برنامه‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی آنان وابسته است. با ظهور تجارت و کسب‌وکار الکترونیکی نیز به‌کارگیری فناوری دیگر تنها یک ایده شیک نیست، بلکه به‌نظر می‌رسد که با روش نوینی در اداره و هدایت کسب وکار روبه‌رو هستیم.
سازمان‌ها مرتب در جستجوی کاربردهایی از فناوری هستند که نه تنها عملیات و فرآیندهای جاری کسب‌وکار آنها را بهبود بخشد، بلکه بتواند فرصت‌های جدیدی را خلق نموده و منشأ مزیت رقابتی برای آنان باشد. پورتر و میلر(۱۹۸۵) ادعا کرده‌اند که فناوری اطلاعات به سه روش بر رقابت تاثیر می‌گذارند. نخست، ساختار صنعت و قوانینِ رقابت با فناوری‌های نوین اطلاعاتی تغییر یافته است. دوم، سازمان‌ها دریافته‌اند با بهره گرفتن از فناوری اطلاعات می‌توانند عملکرد بهتری نسبت به رقبایشان داشته باشند و در نهایت، سازمان‌ها با به‌کارگیری فناوری اطلاعات، کسب‌وکارهای جدیدی را خلق نموده‌اند.
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تاثیر فناوری اطلاعات بر رقابت (پورتر و میلر ۱۹۸۵)

    • تغییر ساختار صنعت و قوانینِ رقابت به‌وسیله فناوری‌های نوین اطلاعاتی
    • دستیابی به عملکرد بهتر نسبت به رقبا با به‌کارگیری فناوری اطلاعات
    • خلق کسب‌وکارهای جدید با به‌کارگیری فناوری اطلاعات

۱-۲- بیان مسئله
بدیهی است که سازمان‌‌ها خواهان دقت و بلندنظری بیشتری در سرمایه‌گذاری‌های سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات خود هستند. وضعیت موجود آنها ریشه در تصمیمات و اقدامات دیروز آنها دارد. شاید برخی از آنها آرزو کنند که از نو برای سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات برنامه‌ریزی کنند؛ اما متاسفانه وجود سیستم‌های قدیمی[۱] به ما یادآوری می‌کند که چنین آرزوهایی دور از واقعیت است و سیستم‌ها و سخت‌افزارهایی که اکنون به ما ارث رسیده است، حاصل همان تصمیمات و اقدامات پیشین ما بوده است. بسیاری از بانک‌ها، شرکت‌های بیمه و سازمان‌های بزرگ ملی و جهانی، هنوز به سیستم‌هایی وابسته هستند که برای اولین بار نزدیک به ۲۰ تا ۳۰ سال پیش ایجاد شده‌اند. این را هم می‌دانیم که چیزی که دیروز سبب موفقیت ما شده است، لزوماً در آینده عامل موفقیت ما نخواهد بود، مگر آنکه قابلیت‌ها و دانش ما در طول زمان رشد و توسعه یافته باشد. یادگیری از تجربیات گذشته اعم از موفقیت‌ها و شکست‌های کسب شده، بخش مهمی از رویکرد استراتژیک می‌باشد. ارل[۲] نکته‌ای را در پژوهش‌های خود متذکر شده است مبنی بر این که، قابلیت‌های نهفته در سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات بیشتر از طریق تجربه و سعی و خطا به‌دست آمده و هرگاه سازمان‌ها با چالشی مواجه شده‌اند مجبور به یافتن راهکاری برای رفع آن بوده‌اند. بدین گونه مدیریت سیستم‌های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات به طور مرتب در حال یادگیری است.
بدون تردید سازمان‌ها برای بهره‌گیری موثر از این ابزار مهم و تاثیرگذار، نیاز به استراتژی دارند. همچنین ادبیات برنامه‌ریزی استراتژیک به سازمان‌ها برای استفاده بلند مدت و آینده نگر از فناوری اطلاعات بسیار می‌تواند موثر باشد. علاوه بر داشتن استراتژی فناوری اطلاعات بایستی به این نکته نیز دقت شود که این استراتژی بایستی با صنعت و یا کسب‌وکار سازمان همخوان و هماهنگ باشد.
سازمان مدیریت صنعتی به عنوان یکی از باسابقه‌ترین موسسات ارائه خدمات آموزش، مشاوره و تحقیق مدیریت به نهادهای مختلف و بومی کردن بسیاری از مفاهیم مدیریتی و اقتصاد در ایران، از این قاعده کلی مستثنی نیست. لزوم بهره‌گیری سازمان از استراتژی فناوری اطلاعات مناسب و موثر از چند بعد قابل بررسی است:
چه گونه‌ای از استراتژی فناوری اطلاعات متناسب با یک سازمان ارائه دهنده خدمات حرفه‌ای و مشاوره‌ای مانند سازمان مدیریت صنعتی می‌باشد به طوریکه با نوع کسب‌وکار و استراتژی کلان سازمان هماهنگی و همسو باشد.
سازمان مدیریت صنعتی با توجه به صنعتی که در آن فعال است، چه استراتژی‌ای را بایستی در قبال کارکردها یا زیرسیستم‌های فناوری اطلاعات در پیش گیرد تا هماهنگی موثری میان کارکردها محقق شود.
۱-۳- موضوع و اهداف اساسی تحقیق
در این پژوهش اهداف ذیل مورد نظر است :

    1. تعیین استراتژی موثر و مناسب فناوری اطلاعات در سازمان مدیریت صنعتی
    1. تعیین استراتژی مناسب خدمات فناوری اطلاعات در سازمان مدیریت صنعتی
    1. تعیین استراتژی مناسب سبد سیستم‌های اطلاعاتی و کاربردهای سازمان مدیریت صنعتی
    1. تعیین استراتژی مناسب توسعه سیستم‌های اطلاعاتی و کاربردها در سازمان مدیریت صنعتی
    1. تعیین استراتژی مناسب زیرساخت و فناوری در سازمان مدیریت صنعتی

۱-۴- سوالات و فرضیه‌های تحقیق
پرسش‌هایی که در این تحقیق مطرح می‌شوند و تلاش در پاسخگویی به آنها خواهیم داشت:

    1. استراتژی مناسب فناوری اطلاعات در سازمان مدیریت صنعتی چیست؟
    1. استراتژی مناسب خدمات فناوری اطلاعات در سازمان مدیریت صنعتی چیست؟
    1. استراتژی مناسب سبد سیستم‌های اطلاعاتی و کاربردها در سازمان مدیریت صنعتی چیست؟
    1. استراتژی مناسب توسعه سیستم‌های اطلاعاتی و کاربردها در سازمان مدیریت صنعتی چیست؟
    1. استراتژی مناسب زیرساخت و فناوری در سازمان مدیریت صنعتی چیست؟

فرضیه نخست تحقیق: استراتژی فناوری اطلاعات مناسب شرکت‌ مشاوره‌ای سازمان مدیریت صنعتی بر اساس الگوی مک فارلن، استراتژی چرخشی می‌باشد.
به بیانی دیگر در شرایطی که تاثیر فناوری اطلاعات در عملیات روزمره سازمان پائین یا نه چندان حیاتی باشد و از طرفی دیگر تاثیر فناوری اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی بر آینده سازمان بالا باشد یا احتمال تاثیر فناوری اطلاعات بر موفقیت سازمان در آینده زیاد باشد، استراتژی فناوری اطلاعات مناسب سازمان، از گونه استراتژی چرخشی می‌باشد.
این تحقیق چهار فرضیه فرعی نیز در بر دارد:

    1. استراتژی مناسب توسعه سیستم‌های اطلاعاتی در سازمان مدیریت صنعتی به عنوان یک شرکت مشاوره مدیریت، استراتژی نمونه‌سازی است.
    1. استراتژی مناسب سبد کاربردها و سیستم‌های اطلاعاتی در سازمان مدیریت صنعتی به عنوان یک شرکت مشاوره مدیریت، استراتژی توسعه کاربردهای با پتانسیل بالا است.
    1. استراتژی مناسب زیرساخت و فناوری در سازمان مدیریت صنعتی به عنوان یک شرکت مشاوره مدیریت، استراتژی فناوری نوظهور و پیشرو است.
    1. استراتژی مناسب خدمات اطلاعاتی و فناوری در سازمان مدیریت صنعتی به عنوان یک شرکت مشاوره مدیریت، استراتژی تعمیرگاه شغلی است.

۱-۵- الگوی نظری پژوهش
یکی از چارچوب‌هایی که برای کمک به مدیران در خلال تصمیم‌گیری در خصوص همسو نمودن فعالیت‌های فناوری اطلاعات با استراتژی کسب‌وکار استفاده می‌شود، توسط مک فارلن و مک کنی (۱۹۸۲) با عنوان “شبکه استراتژیک”[۳] مدون شده است.
شبکه استراتژیک و تحلیل جایگاه شرکت

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه طراحی یک الگوریتم ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲-۴-۲-۲- موعد تحویل نامعلوم
پانوالکر و همکاران[۵۳]مساله کلاسیک زمانبندی تک ماشینه و تخصیص موعد تحویل)این مساله بصورت خلاصه مساله[۲۷]pss گفته می شود که خلاصه ای از اسامی پایه گذاران آن می باشد(را بصورت زیر تعریف می کنند:
“n کار موجود یک موعد تحویل یکسان دارند که بایستی تعیین گردد.کارها قبل یا بعد از تعیین یک موعد تحویل روی یک ماشین تکمیل می گردند.این موعد تحویل جزئی از تابع هزینه میﺑاشد.مقدار جریمه مربوط به موعد تحویل خطی بوده و مستقل از کارها میﺑاشد. هدف, یافتن مقدار بهینه موعد تحویل و توالی بهینه کارها روی ماشین به گونه ای است که مجموع دیرکرد و زودکرد و هزینه مربوط به موعد تحویل حداقل گردد.”
آداموپولوس و پاپیس[۵۴]مساله زمانبندیn کار مستقل را روی m پردازنده موازی غیریکسان تحت یک موعد تحویل یکسان و نامعلوم برای کارها بررسی کردهﺍند.موعد تحویل یک متغیر تصمیممیﺑاشد.هدف, تخصیص کارها به ماشینﻫا و تعیین موعد تحویل به گونهﺍی است که کل هزینه حداقل شود.این هزینه ترکیبی از موعد تحویل نامعلوم و کل دیرکرد و زودکرد میﺑاشد.از آنجا که مساله NP-hard میﺑاشد, یک روش ابتکاری چندجمله ای بر حسب زمان برای حل آن توسعه داده شده است.این روش راه حلﻫای موثری برای مساله میﻳابد.این روش, روی یک مساله نمونه تولید شده بصورت تصادفی تست گردیده و کارایی آن نشان داده شده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بیسکپ و چنگ[۵۵]مساله زمانبندیn کار مستقل را رویm ماشین موازی بررسی کردهﺍند.آنها فرض کردهﺍند که شرکتﻫا دو هدف را در نظر دارند.یکی رسیدن به انحراف کم از موعد تحویل یکسان برای همه کارها و دیگری حداقل کردن زمان تکمیل کل کار.بنابراین هدف یافتن زمانبندی بهینه کارها روی ماشینﻫا و موعد تحویل یکسان بهینه برای تمامی کارها به گونهﺍی است که ترکیبی از کل دیرکرد و زودکرد وزنی و زمان اتمام حداقل شود.آنها نشان دادهﺍند که مساله NP-hardبوده و سپس یک نمونه قابل حل چند جملهﺍی بر حسب زمان برای آن ارائه دادهﺍند.سپس یک روش ابتکاری به منظور یافتن جوابهای نزدیک به بهینه برای این مساله توسعه داده شده و کارایی آن با بهره گرفتن از نتایج محاسباتی بدست آمده از چند مساله نمونه اثبات گردیده است.
موشیو[۵۶]مساله زمانبندی کارها و تخصیص موعد تحویل را برای ماشینﻫای موازی یکسان حل کرده است.مساله بصورت زیر می باشد.
“Nکار قرار است رویMماشین موازی یکسان انجام شوند.همه کارها در زمان صفر در دسترس بوده و همگی دارای موعد تحویل dمیﺑاشند که بایستی مقدار بهینه آن تعیین گردد.زمان بیکاری برای ماشینﻫا مجاز بوده ولی انقطاع کارها مجاز نمیﺑاشد.هدف یافتن زمانبندی و موعد تحویل به گونه ای است که مقدار Z(q,d)=min{WEmaxEj,WTmaxTj,Wdd} بهینه گردد.
تابع هدف از نوع minmaxمیﺑاشد. آنها روی معرفی یک الگوریتم ابتکاری برای حل این مساله NP-hard متمرکز شده اند.این الگوریتم ابتکاری شامل دو مرحله می باشد.در مرحله اول, یک زمانبندی بر اساس قاعده [۲۸] LPTبرای کارها ارائه گردیده و در مرحله دوم, مساله تخصیص موعد تحویل برای زمانبندی ایجاد شده در مرحله اول بررسی میﮔردد. سپس آنها یک حد پایین برای تابع هزینه یافتهﺍند. سپس نشان دادهﺍند که این روش ابتکاری(حد پایین) تحت چندین فرض عمومی مجانبا بهینه میﺑاشد. سپس آنها با بهره گرفتن از یکسری مطالعه عددی وسیع نشان دادهﺍند که الگوریتم ابتکاری و حد پایین ایجاد شده توسط آنها نتایج اجرایی بسیار خوبی را نشان میﺩهند.
موشیو و یاول[۵۷]مساله ای از توالی یک مجموعه کارهای مستقل روی یک مجموعه از ماشینﻫای موازی یکسان و تخصیص موعد تحویل به کارها را با هدف حداقل کردن مجموع دیرکرد وزنی و زودکرد وزنی و هزینه موعد تحویل در نظر میﮔیرند.آنها مساله[۲۹]GPSS(UJ) را در نظر میﮔیرند.این مساله برای حالت تک ماشینه میﺗواند بصورت زیر بیان شود:
“nکار مستقلJبایستی روی یک ماشین پردازش گردند.کارها در زمان صفر در دسترس هستند.موعد تحویل همه کارها که یک متغیر تصمیم میﺑاشد یکسان بوده و باdنمایش داده میﺷود.زمان عملیات کارj با pj نشان داده می شود. فرض میﮔردد که این مقدار برای همه کارها برابر با واحد باشد.سه جزء هزینه در نظر گرفته میﺷود.یکی برای زودکرد،یکی برای دیرکرد و دیگری برای موعد تحویل.هزینه هر واحد زودکرد کارj و هزینه هر واحد دیرکرد آن به ترتیب با Bj ,ajنشان داده میﺷود.جریمه هر واحد تعویق موعد تحویل با  نشان داده میﺷود.تابع هدفی که بایستی حداقل گردد،بصورت رابطه ۲-۱۴می باشد.با بهره گرفتن از روش استاندارد سه پارامتری مساله بصورتمعادله۲-۱۵بیان می گردد
“
(۲-۱۴)
(۲-۱۵)
آنها نشان دادهﺍند که کل زمان مورد نیاز برای حل مساله GPSS(UJ) برای تک ماشین O(n2) میﺑاشد.این مقدار برایm ماشین موازی یکسان نیز صدق میﮐند.آنها همچنین مساله[۳۰]TWET(UJ) را در نظر میﮔیرند.این مساله مشابه مساله GPSS(UJ) میﺑاشد با این تفاوت که در آن مقدار  برابر با صفر در نظر گرفته میﺷود.با بهره گرفتن از روش استاندارد سه پارامتری مساله بصورترابطه ۲-۱۶بیان میﮔردد.آنها یک الگوریتم( O(n3برای حالت تک ماشینه و یک الگوریتمO(n3) برای حالت mماشین موازی یکسان ارائه کردهﺍند.
(۲-۱۶)
آنها یک الگوریتم O(n4(n*logn)) برای حالت تک ماشینه برای حل مسالهGMWAL(UJ) [۳۱] ارائه کرده اند.این مساله مشابه مسالهGPSS(UJ) می باشد با این تفاوت که در آن تابع هدف بصورتminmax در نظر گرفته میﺷود.با بهره گرفتن از روش استاندارد سه پارامتری مساله برای حالت تک ماشین بصورت معادله ۲-۱۷بیان میﮔردد:
(۲-۱۷)
مین و چنگ [۵۸] از یک الگوریتم ژنتیک مختلط به منظور بدست آوردن جوابﻫای نزدیک به بهینه برای مساله تعیین موعد تحویل بهینه و زمانبندی کارها روی ماشینﻫای موازی یکسان استفاده کردهﺍند.هدف, حداقل کردن هزینه دیرکرد وزنی و زودکرد وزنی و هزینه تعویق موعد تحویل میﺑاشد. هر کار جریمه دیرکرد و زودکرد مجزایی دارد.
۲-۵- دسترسی محدود به ماشینها:
در این مسائل به هر یک از کارها یک زیر مجموعه از مجموعه ماسینها با عنوان مجموعه پردازشی نسبت داده می شود به طوریکه هر کار تنها بر روی ماشینهای موجود در مجموعه پردازشی خود می تواند پردازش شود.در یک نگرش کلی به محدودیت دسترسی محدود به ماشینها هر کدام از مجموعه های پردازشی مربوط به وضعیتی می باشد که در آن کار ها داری ویژگی هایی هستند که تنها بخشی از ماشینها قادر به پردازش آنها می باشند
مسائل ماشینهای موازی با محدودیت مجموعه های پردازشی در کلاس مسائل NP-HARD قرار دارند]۶۲[به همین خاطر محققان الگوریتم ابتکاری و فراابتکاری را برای بهینه سازی این نوع مسائل به کار گرفتند.لیونگ و لی ]۶۳[زمانبندی ماشینهای موازی نامرتبط را با محدویت دسترسی به ماشینها با تمرکز بر روی تابع هدف زمان پایان کار بیشینه بررسی نمودند.
۲-۵- جمع بندی :
با توجه به اهمیت معیار دیر کرد در سیستم های مختلف بخصوص JIT و نیاز به حفظ اعتماد مشتری بررسی ماشین های موازی با در نظر گرفتن معیار دیر کرد بسیار کاربردی و سودمند می باشد.از طرف دیگر اتمام کارها زودتر از موعد تحویل می تواند هزینه هایی مانند هزینه نگهداری برای شرکت ایجاد کند؛ بدین جهت معیار زود کرد نیز جهت تضمین میزان بهره وری بسیار سودمند بوده و در سیستم های تولیدی مورد توجه قرار می گیرد. در این فصل مطالعاتی از افراد مختلف در ارتباط با معیارهای مذکور آورده شده است و شرح مختصری از از هر مسأله آورده شده است. در فصل بعد مدل ریاضی مسأله مورد نظر ارائه گردیده و فرضیات مربوط به آن بیان می شود.
فصل سوم
مدل ریاضی پیشنهادی
۳-۱- مقدمه:
زمانبندی به طور وسیعی در محیط های صنعتی و تجاری که کارها باید در آن محیط ها با منابع محدود انجام شوند، مورد بررسی می باشد. درجه ارضاء اهداف مورد نظر در یک محیط صنعتی یا تجاری به طور زیادی تحت تأثیر مدل زمانبندی کارها در آن محیط می باشد. بنابراین روش مورد استفاده برای تعیین توالی کارها بسیار مهم است.
در بسیاری از موقعیت ها روش های ریاضی می توانند ابزار لازم الاجرا برای تعیین توالی تهیه کنند. فرموله کردن مسأله زمانبندی با روش های ریاضی جهت کنترل و بهینه کردن کارایی مسائل دنیای واقعی، درک موقعیت مسأله و مشخص کردن پیچیدگی مسأله مورد نظر، همواره مورد توجه محققان این علم بوده است.اگر چه رویکرد برنامه ریزی عدد صحیح به عنوان یک روش دقیق ظرفیت عملکرد محدودی در بهینه سازی مسائل زمانبندی در زمان محاسباتی معقول دارد.از سوی دیگر،بیشتر مسائل موجود در محیطهای صنعتی اندازه بزرگتری نسبت به ظرفیت محاسباتی مدل برنامه ریزی عدد صحیح دارند.با این وجود این مدلها جواب بهینه لازم برای توسعه و اعتبار سنجی عملکرد رویکردهای ابتکاری و فراابتکاری گوناگون را فراهم می نمایند.
برای نوشتن مدل ریاضی یک مسأله زمانبندی، ابتدا باید مشخصات مسأله از جمله : مشخصات کارها و پارامترهای مربوط به آنها، مدل ماشین ها و منابع، اهداف مورد نظر مسأله، فرضیات مسأله و محدودیت های تعریف شده در مدل را به طور واضح تشریح کرد.
۳-۲-تعریف مسئله:
مسئله زمانبندی ماشینهای موازی نامرتبط با محدودیت زمان نصب وابسته به توالی کارها ودسترسی محدود به ماشینها و محدوئیت زمان دسترسی به کارها به منظور کمینه سازی زودکرد و دیرکرد وزنی کارها به شرح زیر ارائه می گردد:
یک مجموعه از کار متمایز بر روی مجموعای از ماشین که به صورت موازی کنار هم قرار گرفتند پردازش می شود به طوریکه هر کار تنها بر روی یک ماشین پردازش می شود و هر ماشین در هر لحظه قادر به پردازش تنها یک کار می باشد.هر یک از کارها بر روی زیرمجموعه ای از مجموعه ماشینها به صورت ، می تواند پردازش شود.این زیر مجموعه اصطلاحا مجموعه های پردازشی نامیده میشود و تعداد مجموعه پردازشی در مسئله وجود دارد.بر روی هر کار در طول یک دوره زمانی معین یک بار پردازش صورت می پذیرد و به این دوره زمانی زمان پردازش اطلاق می شود.زمان پردازش کارها بر روی ماشینها نه تنها به نوع کار بلکه به نوع ماشین هم بستگی دارد و بین زمان های پردازش کارها بر وری ماشینهای مختلف رابطه مشخصی وجود ندارد.قبل از آغاز پردازش یک کار بر روی یک ماشین به منظور آماده سازی آن ماشین برای پردازش آن کار عملیاتی انجام می شود که از آن با عنوان عملیات نصب ماشین یاد می شود و به دوره زمانی که در آن عملیات نصب ماشین انجام میشود زمان نصب ماشین اطلاق میشود.این زمان به نوع کاری که بر روی ماشین پردازش می شود و به نوع کار قبلی پردازش شده و همچنین به نوع ماشین بستگی دارد و اصطلاحا به آن زمان نصب وابسته به توالی کارها اطلاق میشود. زمان دسترسی به کارها زمانی است که یک کار وارد کارگاه شده و آماده دریافت سرویس های لازم از ماشین های تولیدی است. این زمان، زودترین زمانی است که می توان عملیات پردازش را به روی یک کار آغاز نمود هر کار با در نظر گرفتن موقعیت آن در توالی پردازش کارها بر روی ماشین مربوطه پس از سپری شدن زمان نصب و زمان پردازش تکمیل می شود.هر کدام از کارها دارای موعد تحویل متمایز می باشند و میزان انحراف زمان تکمیل کارها از موعد تحویل به صورت زود کرد و دیر کرد زمانی محاسبه می شود.به زمان های زود کرد و دیر کرد هر کدام از کارها وزن هایی به صورت ضرایب متمایز نسبت داده می شود که بیانگر هزینه زمان های زود کرد و دیر کرد می باشند.مجموع این زمان های به عنوان معیار بهینه سازی مسئله محسوب شده و در نتیجه تابع هدف مسئله کمینه سازی هزینه های زود کرد و دیر کر کارها می باشد.
۳-۳- فرضیات مسئله:
فرضهای در نظر گرفته شده در این مسئله به صورت زیر است:
۱-زمان نصب وابسته به توالی هنگام تعویض کارها بر روی ماشینها وجود دارد
۲-هر کدام از کارها تنها بر روی زیر مجموعه ای از مجموعه ماشینها می تواند پردازش شوند
۳-تمامی کارها در ابتدای افق زمانبندی در دسترس نمی باشد به عبارتی پردازش کار نمی تواند قبل از زمان دسترسی آغاز شود
۴-تمامی ماشینها به طور مستمر دسترس هستند و امکان خرابی ماشینها وجود ندارد
۵-هر ماشین در هر لحظه قادر به پردازش تنها یک کار می باشد
۶-هر کار در طول زمان پردازش خود تنها بر روی یک ماشین پردازش می شود
۷-زمان های پردازش،نصب،موعد تحویل و ضرایب هزینه زود کرد و دیر کرد زمانی و زمان دسترسی به کارهامعین می باشد
۸-بیکاری ماشینها مجاز است
۹-کار مجازی نوع صفر مفروض است.این کار همواره در اولین موقعیت بر روی تمامی ماشینها پردازش می شود.زمان پردازش این کار صفر منظور می شود و شروع پردازش آن نیازی به انجام عملیات نصب ماشین ندارد
۳-۴- مدل ریاضی پیشنهادی:
در این بخش مدل ریاضی خطی پیشنهادی با رویکرد برنامه ریزی عدد صحیح برای مسئله مورد بررسی ارائه می گردد.پیش از ارائه مدل،به شرح پارامترهای ورودی ، متغیرهای تصمیم گیری،محدودیتها و تابع هدف آن پرداخته می شود:
۳-۴-۱- پارامترهای ورودی (ورودی مدل) :
مقادیر ورودی که باید در ابتدای حل مدل ریاضی مشخص شوند عبارتند از :
:تعداد کارها
: تعداد ماشینها
:زمان پردازش کار نوع j بر وری ماشین i

نظر دهید »
فایل ها در رابطه با : بررسی فساد ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • نبود انگیزه ناشی از عدم وجود نظام تشویق و تنبیه مناسب
      • انحصار فعالیت های اداری برای گروه های خاص

    (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

  • ضعف ساختارهای نظارتی و فقدان هماهنگی های لازم در بعد نظارت
  • نبود شفافیت و پاسخگویی در فعالیت های نظام اداری
  • عوامل فرهنگی و اجتماعی

- فقدان وجدان کاری، انضباط اجتماعی و عدم توجه به مبانی ارزشی جامعه
- ناآگاهی یا آگاهی کم افراد از حدود وظایف و فعالیت های دستگاه های گوناگون
- نظام تأمین اجتماعی ناکارآمد به ویژه برای حمایت از کارکنان دولت
ج- عوامل سیاسی:
ساختار سیاسی اجتماع، میزان قدرت و مسئولیت سیاست مداران را مشخص می‌کند، آنان از این طریق بر منافع و هزینه هایی نظارت می‌کنند. سه متغیر عمده سیاسی و موثر بر فساد عبارتند از:
- نحوه تقسیم قدرت سیاسی
- میزان آزادی های سیاسی به ویژه قدرت نقد حاکمیت
- میزان ثبات سیاسی
د- عوامل اقتصادی:
در این دیدگاه نیز بر نقش دولت در جایگاه کارفرمای بزرگ و به عنوان تنظیم کننده ، تولید کننده و توزیع کننده اصلی، در شکل گیری و گسترش فساد اداری تأکید شده است. همچنین رشد اقتصادی پایین را از علل پدید آورنده فساد بویژه در جوامع کم تر توسعه یافته می‌دانند(عباس زادگان،۱۳۸۹، ص ۲۴-۲۳).
در مجموع می‌توان گفت هر تعداد علل و عوامل که برای فساد اداری ذکر شود؛ در زیر مجموعه یکی از بخش های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حقوقی و کیفری، اداری و سازمانی و در نهایت اخلاقی و شخصی قرار خواهد گرفت.
۳-۲- عوامل فساد اداری از دیدگاه قرآن و حدیث
۳-۲-۱- عوامل شخصی
این دسته از علل، به ساختار وجودی و ماهیت نوع انسان و انواع نیازمندیهای او بر می‌گردد. یک روانشناس انسان گرای آلمانی به نام آبراهام مازلو، نیازهای آدمی را در قالب هرمی دسته بندی نموده و معتقد است که هر فرد دارای تعدادی نیازهای ذاتی است که فعال کننده و هدایت کننده رفتار‌های اوست. «این نیازها غریزی‌اند یعنی ما با آن‌ها به دنیا می‌آییم. اما رفتارهایی که ما برای ارضای آن‌ها به کار می‌بریم، اکتسابی هستند»(کریمی، ۱۳۸۴، ص۱۷۲). نیازهای انسان در هرم مازلو براساس اهمیت به ترتیب زیر قرار می‌گیرند:
۱- نیازهای فیزیولوژیکی.۲- نیاز به ایمنی .۳- نیازهای عشق وتعلق داشتن.۴- نیاز به احترام.۵- نیاز خودشکوفایی شامل: تحقق توانایی‌های بالقوه و قابلیت‌های شخص که مستلزم دانش واقع‌بینانه نسبت به نقاط ضعف و قوت خود می‌باشد(شولتز،۱۳۸۴، ص۳۸۷).
چهار طبقه اول هرم، نیاز‌های پایه یا نیاز‌های فقدانی نام دارند که این نیازها در صورتی که تأمین شوند؛ حس خاصی به فرد نمی‌دهند. اما در صورتی که تامین نشوند؛ او را دچار اضطراب و نگرانی می‌کنند. و نیاز به خودیابی و خودشکوفایی نیز به عنوان نیازهای رشد دهنده یا نیاز‌های متعالی، شناخته می‌شود. با این تعریف از ماهیت نیازهای آدمی، عوامل شخصی به وجود آورنده فساد اداری از این قرار خواهند بود:
۳-۲-۱-۱- تأمین نیازهای زیستی
منظور از نیازهای زیستی، نیازهایی است که ادامه حیات و بقای انسان به عنوان یک موجود زنده، بستگی به تهیه و تأمین آن ها دارد؛ که شامل دو دسته اول هرم مازلو یعنی؛ نیازهای فیزیولوژیکی و نیاز به ایمنی می‌شود. چنانچه میزان حقوق دریافتی یک کارمند دولت، نسبت به نرخ تورم و میزان هزینه های زندگی کم تر باشد؛ فرد قادر به تأمین نیازهای اولیه‌ای همچون خوراک ، پوشاک، مسکن، درمان و… برای خود و خانواده خویش نخواهد بود. در چنین شرایطی دست یازیدن به راه های نامشروع، جهت تأمین نیازهای اساسی، اقدامی غریزی و به نوعی طبیعی خواهد بود. این نوع بزهکاری قدمتی به اندازه تشکیل اولین اجتماعات انسانی دارد و از دزدیدن قرص نانی برای رفع گرسنگی و سرقت اموال دیگری برای درمان یک عزیز، تا خیانت در اموال دولتی برای دستیابی به رفاه شخصی و خانوادگی را در بر می‌گیرد. در نظر گرفتن این مسئله، همواره نحوه برخورد با چنین مجرمانی را به یک چالش اخلاقی و قانونی تبدیل کرده و آن را دستمایه خلق آثار ادبی بسیاری در به تصویر کشیدن این واقعیت تلخ نموده است. به همین دلیل است که قانون مجازات اسلامی نیز سرقتی که از روی اضطرار باشد را از مجازات حدّ معاف دانسته است. اضطرار در اینجا به معنای اجبار معنوی با ریشه درونی، تعریف شده است که تشخیص آن با قاضی پرونده می‌باشد(گلدوزیان، ۱۳۸۴، ص ۴۷۲). بنابراین فقر و تنگدستی و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه، یکی از علل پیدایش فساد و ارتکاب جرم می‌باشد. در روایات اسلامی، بسیار در مورد آثار مخرب پدیده فقر هشدار داده شده است و حتی معصومین(ع) نیز از شرّ آن به خداوند پناه برده اند. امام زین العابدین(ع) ناتوانی در تأمین نیازهای زیستی همچون سلامتی و امنیت و توانگری کفافی را مایه اخلال در زندگی و زوال عقل معرفی می‌کند که می‌تواند منجر به فساد و تباهی گردد:
وَ قَالَ ع خَمْسُ خِصَالٍ مَنْ فَقَدَ مِنْهُنَّ وَاحِدَهً لَمْ یَزَلْ نَاقِصَ الْعَیْشِ زَائِلَ الْعَقْلِ مَشْغُولَ الْقَلْبِ فَأَوَّلُهَا صِحَّهُ الْبَدَنِ وَ الثَّانِیَهُ الْأَمْنُ وَ الثَّالِثَهُ السَّعَهُ فِی الرِّزْقِ …(مجلسی، ۱۴۰۴، ج ۷۵، ص ۱۹۴ ؛ طبرسی، ۱۴۱۲، ص ۱۹۹) پنج ویژگی‏اند که هر کس یکی از آن‏ها را نداشته باشد؛ همواره زندگی‏اش کاستی دارد؛ عقلش زوال می‏پذیرد؛ و دلش دغدغه دارد؛ اول تندرستی، دوم امنیت، سوم گشایشِ روزی….
امام علی(ع) می فرماید:
ما ضرب الله العباد بسوط أوجع من الفقر(ابن بی الحدید، ج ۲۰، ص ۳۰۱). خداوند، بندگان را با تازیانه‏ای درد آورتر از فقر نمی‏زند.
طلب روزی حلال و گشایش معاش از خداوند، در تعالیم رسول خدا(ص) و سایر معصومین(ع) گواه بر اهمیت مسئله مسکنت و تبعات آن برای فرد و جامعه می‌باشد. در همین راستا پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند:
اللّهُمَّ إنّی أعوذُ بِکَ أن أفتَقِرَ فی غِناکَ(ابن طاوس، ۱۴۱۱، ص ۱۰۲). بار خدایا! هر آینه به تو پناه می‏جویم از این که در [سایه ] توانگری‏ات، دچار فقر شوم.
امام باقر (ع) نیز فرموده اند:
اللّهُمَّ … لا تَرزُقنی رِزقا یطغینی ولا تَبتَلِنی بِفَقرٍ أشقی بِهِ مُضَیقا عَلَی،
أعطِنی … مَعاشا واسِعا هَنیئا مَریئا فی دُنیای، ولا تَجعَلِ الدُّنیا عَلَی سِجنا( ابن طاووس، ۱۳۶۷،ص۴۰). بار خدایا… مرا روزی‏ای مده که سرکشم سازد و به فقری دچارم مکن که به سببِ ابتلا در تنگنا به تیره بختی افتم… مرا در دنیایم زندگانی گشاده و شیرین و گوارا عطا فرما و دنیا را زندانِ من مساز.
امام علی(ع) در رابطه با آثار شوم نیازمندی و مسکنت در بوجود آوردن انحراف و فساد می‌فرمایند:
ضروره الفقر تبعث على فظیع الأمر(تمیمی آمدی،۱۳۶۶، ص ۳۶۵). ناچاریِ فقر، انسان را به کار[های] زشت و وحشت‏انگیز وا می‏دارد.
آن حضرت در نامه خود به مالک اشتر ضمن دستور به تأمین کارگزاران دولت، دلایل این امر را اینگونه بیان می‌دارند:
فَإِنَّ ذَلِکَ قُوَّهٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلَاحِ أَنْفُسِهِمْ وَ غِنًى لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَیْدِیهِمْ وَ حُجَّهٌ عَلَیْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَکَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَک‏(نهج البلاغه/ نامه ۵۳) که با گرفتن حقوق کافی در اصلاح خود بیشتر می‌کوشند و با بی نیازی، دست به اموال بیت المال نمی زنند و اتمام حجتی است بر آنان اگر فرمانت را نپذیرند یا در امانت تو خیانت کنند.
در مجموع از بحث فوق می‌توان چنین نتیجه گرفت که کارمندان دولت نیز از قاعده مذکور مستثنی نبوده و در صورت عدم دریافت حقوق مُکفی، به سوی فساد و انحراف سوق می‌یابند. هر چند که بواسطه یقه آبی بودن مرتکبان، این جرائم از نوع فساد خرد به شمار می‌روند که شعاع و برد کمتری دارند و راحت تر پیگیری می‌شوند، اما چنانچه این پدیده، تمام دستگاه ها و بدنه اداری یک جامعه را مبتلا به خود سازد، در این صورت با فساد نظام مند و رواج یافته مواجه می‌شویم که کنترل آن به هیچ وجه کار ساده‌ای نخواهد بود.
۳-۲-۱-۲- کسب منزلت و قدرت
بر اساس هرم نیازهای انسان، نیاز به جلب عواطف و کسب احترام، ریشه در ذات انسان دارد. برخلاف نیازهای زیستی، تداوم بقای انسان به وجود این عوامل بستگی ندارد اما در زمره مهم ترین گرایش های فطری انسان اند که باید به آن ها پاسخ داده شود. قرآن کریم نیز وجود این گرایش ها را در نهاد انسان تأیید کرده است:
و رفعنا لک ذکرک (شرح/ ۴)و نام نکوی تو را (در عالم) بلند کردیم.
«رفع ذکر به معنای بلند آوازه کردن کسی است»(طباطبایی، ۱۳۷۴ش ، ج۲۰،ص۵۳۲).
«خداى تعالى نام تو را بلند آوازه نمود. تا آنجا که نام او در طول حیاتش بین عرب و عجم شنیده شد. و پس از وفاتش جمیع بلاد و کشورها شنیدند»( گنابادى ، ۱۴۰۸ق ، جلد ۴ ، ص ۴۶۳).
وجود چنین امیالی در درون انسان بر می‌گردد به کرامت ذاتی وی(إسراء/ ۷۰) و برخورداری از مقام خلافت الهی(انعام/ ۱۶۵)که باعث سجده ملائکه در برابر او شد.(بقره/ ۳۴) و این همه به دلیل آن است که خداوند از روح خود در آدمی دمیده و نهاد انسان صبغه خدایی دارد(حجر/ ۲۹) و مقصد نهایی او نیز، بازگشت به مبداء و مرجع همه کمالات یعنی خداوند متعال می‌باشد.(انبیاء/ ۹۳) اما مسئله آن است که انسان به واسطه زندگی دنیوی و برخورداری از بعد مادی، از متعلقّ حقیقی این گرایش ها منحرف شده و آن ها را در امور زینت شده و قابل مشاهده این جهانی جستجو می‌کند! به عنوان مثال انسانی که در کانون توجهات قرار گرفته و از توانایی تأثیرگذاری و تغییر برخی از امور(سیاسی، اقتصادی، اجتماعی) برخوردار می شود: صاحب منزلت اجتماعی و صاحب قدرت قلمداد می‌گردد. به همین دلیل است که بدست آوردن شهرت و کسب قدرت، از آرزوهای دیرینه انسان در طول تاریخ بوده است. از این رو اقدام به فعالیت های نامشروع و غیر قانونی به منظور فراهم نمودن مقدمات و لوازم این امر، برای افرادی که در موقعیت و جایگاه اداری قرار می‌گیرند، همواره محتمل خواهد بود. رابطه عوامل مذکور با فساد اداری را می‌توان اینگونه ترسیم نمود:
گرایش به جلب توجه و احترام  ضرورت دستیابی به لوازم منزلت و قدرت  فساد اداری
صورت افراطی و منحرف شده نیاز فطری به جلب توجه و احترام دیگران، در قالب رذایل اخلاقی‌ای همچون تفاخر، استکبار، برتری جویی، تحقیر دیگران و در نهایت طغیان، فساد و تباهی نمودار می‌گردد. از بارزترین نمونه های استکبار و فساد در قرآن کریم، فرعون می‌باشد:
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِی الْأَرْضِ… إِنَّهُ کانَ مِنَ الْمُفْسِدینَ(قصص/۴) همانا فرعون در زمین (مصر) تکبر و گردنکشى آغاز کرد … همانا فرعون مردى بسیار مفسد و بد اندیش بود.
در آیه فوق رابطه برتری جویی و فساد، در ارتباط دو کلمه علا و المفسدین نمایان است. مشتقات این دو واژه در جاهای مختلفی از قرآن کریم در کنار هم قرار گرفته اند مانند آیه ۴ سوره اسراء، آیه ۱۴ سوره نمل وآیه ۸۳ سوره قصص. در آیه ۸۳ سوره قصص می خوانیم:
تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقینَ:آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند. و فرجام (خوش‏) از آنِ پرهیزگاران است‏. برخی از مفسرین از جمله علامه طباطبایی و صاحب تفسیر نمونه، علو و استکبار را از مصادیق فساد برشمرده اند و برخی دیگر همچون آقای قرائتی فساد را نتیجه و ثمره استکبار و برتر ی جویی دانسته اند. صاحب تفسیر جامع البیان نیز این دو واژه را اینگونه تفسیر نموده است:
لایریدون علواً: للذین لا یریدون تکبرا عن الحق فی الأرض و تجبرا عنه وَ لا فَساداً: و لا ظلم الناس بغیر حق، و عملا بمعاصی الله فیها(طبرى، ۱۴۱۲، ج ۲۰، ص ۷۸). لایریدون علواً: برای کسانی است که سرکشی از حق در زمین و سلطه جویی را نمی خواهند. و لا فساداً: ستم به مردم به نا حق و انجام گناهان در آن(در زمین را نمی خواهند).
سیوطی نیز از رسول خدا(ص) در معنای این دو عبارت نقل می‌کند که حضرت می‌فرمایند:
التجبر فی الأرض و الأخذ بغیر الحق(سیوطى، ۱۴۰۴، ج ۵، ص ۱۳۹).(به معنای )سلطه گری و برتری جویی در زمین و گرفتن به ناحق است.

نظر دهید »
پژوهش های پیشین در مورد مقایسه نشست میکروپایل ها ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

۲ – ۹ - طول غلاف نشده ریز شمع
بارهای مجاز کششی و فشاری (SLD) و مقاومت طراحی (LFD) برای ریز شمع های با طول غلاف نشده در این بخش بررسی می شوند .از این جهت که بخش غلاف نشده در طول پیوند، از لحاظ سازه ای ضعیف تر است (به طور معمول)، بخش بالایی غلاف شده طول پیوند باید دارای ظرفیت ژئوتکنیکی در پیوند دوغاب و خاک باشد[۱](Plang length).این ظرفیت( SLD برای  و LFD برای  ) به ظرفیت سازه ای بخش غلاف نشده ریز شمع، جهت پایداری در برابر بار طراحی (SLD) و یا مقاومت طراحی(LFD)، اضافه میگردد. راه دیگر برای درنظر گرفتن  آنست که، می توان آن را به عنوان ظرفیت پیوند دوغاب و خاک در طول پلانج در نظر گرفت که جهت کاهش بار ریز شمع در طراحی طول غلاف نشده ریز شمع بکار گرفته می شود .در فرایند طراحی مقدار  به طور تیپیک تخمین زده شده و در نهایت ارزیابی می گردد. از  در جهت محافظه کارانه، ممکنست چشم پوشی شود و برای ظرفیت بار بری کف ریز شمع بکار نرود. و در عین حال برمبنای ضریب α (ضریب مقاومت اسمی پیوند) در سراسر ناحیه شناوری و نفوذ غلاف(طول پلانج) در دوغاب بدست می آید. مقدار  فشاری برای حالت LFD (  )، نیز انتخاب می گردد.تا بدین صورت ضریب اطمینانی مشابه به مقدار فشاری حالت SLD، بدست آید.انتخاب مقادیر بزرگتر  ، (  ) نیز توجیه پذیر است به این خاطر که طول غلاف نشده، از یک میله فولادی احاطه شده از دوغاب که کاملاً توسط خاک حمایت می شود تشکیل می گردد. با توجه به سازگاری کرنش ها بین اعضای سازه ای که در مورد آن بحث خواهد شد، ممکن است بتوان کمتر از مقادیر مقاومت طراحی حقیقی مصالح استفاده نمود.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲ – ۹ – ۱ - طول غلاف نشده ریز شمع(بار طراحی یا بار سرویسSLD) :
(۲- ۱۴)
بار مجاز مربوط به طول پیوند غلاف شده(plang length)
(۱۵-۲)
طول غلاف شدهامتداد یافته در دوغاب (Plang length)ابتدا فرض شده و سپس محاسبه می گردد.
بار مجاز کششی :
(۲- ۱۶ ) :
نکته :۵۵/۰ در جدول ۱۰٫۳۲٫۱A آشتو
بار مجاز فشاری :
( ۲- ۱۷) :
(که ۴/۰مطابق با ۸٫۱۵٫۲٫۱٫۱ آشتو و۴۷/۰ مطابق با آشتو۴۷/۰ =۱۲/۲ ⁄ ۱ می باشد)
۲ – ۹ – ۲ - طول غلاف نشده ریز شمع (طراحی با بار ضریب دار LFD)
مقاومت طراحی طول پیوند غلاف شده طول پلانج(Plang length):
(۲- ۱۸) :
طول پلانج معمولاً فرض می شود و در آخر محاسبه می گردد. در معادلات بالا  در طراحی های معمول و در صورت عدم حضور بار های لرزه ای و با کالیبره کردن نسبت به SLD بدست می آید.و برای بار های لرزه ای برابر با ۱ در نظر گرفته می شود.
مقاومت طراحی کششی:
(۲- ۱۹)
۹/۰ در D1-1 AISC LRFD در نظر گرفته شده است.
مقاومت طراحی فشاری :
( ۲- ۲۰ )
در فرمولهای مربوط به مقاومت طراحی برای طول غلاف نشده ریز شمع که در بالا نشان داده شده اند، مقادیر مربوط به φ سازه ای (۹/۰درکشش و ۷۵/۰ در فشار )از مقادیر  بکار رفته در  متفاوت اند.مقدار۱=  برای گروه بارهای لرزه ای ،تنها برای مقادیر ژئوتکنیکی  مجاز می باشد.
۲ – ۱۰ - ظرفیت باربری ژئوتکنیکی کف
عموماً ظرفیت باربری کف برای ریز شمع های مستقر بر سنگ طراحی می شود. این طراحی می تواند یا شبیه به طراحی ظرفیت باربری شمع های درجا و راندنی صورت گیرد و یا بر اساس آزمایشهای بارگذاری مشابه بر روی ریز شمعها، صورت یابد .
۲ – ۱۱ - تاثیر گروه بر ریز شمع های تحت بار محوری
طراحی سیستم های پشتیبان فنداسیون با ترکیبی از ریز شمع ها نیازمند نصب گروهی از ریز شمع های نزدیک به هم است . با ریز شمع های متعارف، بسته به نوع ریز شمع، روش اجرا و شرایط خاک، ظرفیت گروه ریز شمع ها به طور اساسی می تواند کوچکتر و نشست گروه می تواند به ترتیب بزرگتر از ظرفیت و نشست مربوط به ریز شمع های تکی تحت بار میانگین یکسان وارده بر هر ریز شمع باشد. این تاثیر در انواع دیگر ریز شمع های از پیش حفاری شده (درجا) اساسی تر و دارای اهمیت بیشتری است . بطوری که گشایش یک حفره استوانه ای با قطری بزرگ تنش مؤثر اعمال شده بر دیواره ها وکف ریز شمع های نصب شده در مجاروت را کاهش می دهد . اثرات گروه برای انواع دیگر ریز شمع نظیر ریز شمع های راندنی یا ریز شمع های تحت تزریق فشاری، اهمیت کمتری دارد، حتی در اینگونه موارد سودمند نیز می باشد زیرا در ریز شمع های راندنی به دلیل جابه جا کردن خاک تنش مؤثر افزایش می یابد و در ریز شمعهای تزریقی تحت فشار، خاک به دلیل فشار تزریق متراکم می شود .
در ریز شمع های راندنی، بخش ۴ . ۶ . ۵ . ۴ AASHTO هیچگونه کاهش ظرفیت را برای ریز شمع های تکی در گروه ریز شمعها پیشنهاد نمی کند، به استثنای ریز شمع های اصطکاکی در خاکهای چسبنده، که یک ضریب کارآیی ۷/۰ باید برای ریز شمع ها بکار برده شود و فاصله مرکز به مرکز آنها نباید کمتر از ۳/۰ برابر قطر ریز شمع باشد . برای ریز شمع های تزریقی تحت فشار (نوع D,C,B ) با قطر تزریق ۲۰۰ میلی متر و مینیمم فاصله مرکز به مرکز آنها در رنجی مابین ۷۵ /۰ تا ۱ متر، توجه به اثرات ضریب کاهندگی گروه تحت چنین معیاری ، ضروری نمی باشد. در ریز شمع های نوع A (تزریق ثقلی) باید با توجه به تأثیرات روش نصب و نوع خاک بر تنش موثر خاک احاطه کننده ریز شمع ها و ظرفیت گروهی آنها، روشی مشابه به آنچه برای ریز شمع های درجا بکار برده می شود، بکار گرفت.
۲-۱۲-ضرایب اطمینان
ضرایب اطمینان و بارهای مربوط به آزمایشهای ارزیابی در محل و شاهد به صورت زیر پیشنهاد می شوند:
۲-۱۲-۱- ژئوتکنیکی:
بار مربوط به آزمایش ارزیابی و بار متعلق به آزمایش شاهد، از ماکزیمم بار های آزمایشی هستند که با معیارهای زیر و با توجه به گروه بارهای لرزه ای و غیر لرزه ای محاسبه می شوند.
SLD – تنها برای گروه هایی بار لرزه ای و غیر لرزه ای بکار می رود:
FSDLآزمایش ارزیابی = DL 5/2 = بار آزمایش ارزیابی
FSDL آزمایش شاهد =DL 67/1 = بار آزمایشی شاهد
LFD– برای گروه های بار لرزه ای و غیر لرزه ای بکار می رود.
DL 5/2= (DLLF)φG = مقاومت اسمی مورد نظر= بار مربوطه به آزمایش ارزیابی
که در آن DLLF بار کنترل شده ضریب دار ریز شمع
۶/۰=φG در طراحی تیپیک برای گروهای بار غیر لرزه ای بکار می رود و۱=φG برای گروه های بار لرزه ای به کار می رود.
مقاومت اسمی یا بار مربوطه به ارزیابی ۵/۲۶۷/۱= بار مربوط به آزمایش شاهد
DLLF = یا بار آزمایش شاهد
شکل(۳-۲ ) کاربرد موارد بالا را نشان می دهد.
آزمایش ارزیابی اصولاً به قصد تأیید طول پیوند انتخاب شده برای ریز شمع، روشها و شیوه های اجرایی برای ایجاد مقاومت اسمی مورد نیاز در طول پیوند، انجام می گیرد.آزمایش ارزیابی ریز شمع عبارتست از آزمایش یک ریز شمع واسطه پیش از آنکه ریز شمع های مورد بهره برداری، اجرا شوند.آزمایش های شاهد نیز مشخص می کنند که روش های اجرایی دارای کفایت می باشند یا خیر و همچنین مشخص می کنند که آیا ریز شمع های ساخته شده، تحمل بارهای سرویس مورد نیاز طراحی، بدون تغییر مکانهای بیش از حد و در طولانی مدت را دارند.آزمایش های شاهد معمولاً بر روی ریز شمع های مورد بهره برداری انجام می شوند. هر دو آزمایش، جهت حصول اطمینان از اینکه آیا سایر ریز شمع های آزمایش نشده، تأمین کننده بار مجاز مورد نیاز در روش SLD و مقاومت طراحی مورد نیاز در روش LFD می باشند یا خیر، مورد نیاز هستند .اساس و پایه انتخاب، ضرایب اطمینان ژئوتکنیکی پیشنهاد شده برای ریز شمع ها ،برمبنای مقایسه با ضرایب اطمینان بکار رفته در میخ کوبی[۲] ها و انکرهای دائمی می باشد که هر دوی آنها شباهت هایی با ریز شمع ها دارند.در ادامه در جدول۴-۲، مقایسه ای مربوط به استاندارد های صنعتی برای ماکزمیم بارهای بکار برده شده در آزمایش بارگذاری برای میخ کوبی ها و انکرها که برای ریز شمع ها نیز پیشنهاد شده خواهیم داشت.[FHWA. 1997]
شکل( ۲-۳) : مقایسه ای از ماکزیمم بار های آزمایشهای مربوط به ریز شمع و میخ کوبی، و انکر[FHWA. 1997]
جدول ( ۲ – ۴ ) : ماکزیمم بارهای بکار برده شده در آزمایش ریز شمعها، میخ کوبیها و انکرها

آزمایش شاهد
نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد درباره : اعتبار شرط داوری ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

به موجب این نظریه، که از سال ۱۸۶۸میلادی وضع شده و بعداً در قوانین اساسی پارهای از کشورهای آمریکای لاتین بهعنوان یک اصل پذیرفته شده است، هر نوع شرکت خارجی که در این کشورها به فعالیت مشغول میگردد، با این عمل خود بهطور ضمنی و رسمی از حمایت دیپلماتیکی که ممکن است از آن برخوردار باشد عدول کرده و صلاحیت انحصاری دادگاهها و حقوق داخلی کشورهای مزبور را میپذیرد. اساس این نظریه بر دو چیز استوار است: اول اینکه اصل بر این است که میان اشخاص تابع دولت و اشخاص خارجی نباید تفاوت رفتار قائل شد. دوم اینکه در حقوق بین الملل عمومی عدول از حمایت دیپلماتیک کاملا قانونی و معتبر است و شخص خصوصی حق دارد از اینکه دولتش از وی حمایت کند چشم بپوشد و دولتی که چنین شخصی تابع آن است نمیتواند این حمایت را اعمال کند، مگر به درخواست شخص تابع با وجود انتقادات شدیدی که از نظریه کالوو بهعمل آمده است، نظریه مزبور هنوز هم در آمریکای لاتین مورد قبول است و حتی در موافقتنامهی موسوم به آندن[۸۱] که منتهی به تنظیم یک مجموعه قانون راجع به سرمایهگذاریهای خارجی گردیده مورد تایید قرار گرفته است[۸۲] به موجب این تصمیم، کشورهای عضو نمیتوانند امتیازاتی به خارجیان اعطاء کنند که اشخاص تابع از آن برخوردار نیستند. بدین ترتیب جز در مورد تعداد نادری از کشورهای آمریکای لاتین نظریه کالوو هنوز معتبر و پابرجا و مورد عمل است. ( اسکینی، ۱۳۶۹: ص۷۸-۳۱)،(جنیدی، ۱۳۷۶: ص۴۲)

قبول محدود داوری

در برخی کشورها اصل بر این است که دولت و سازمانهای دولتی میتوانند، در روابط تجاریشان با شرکتهای خارجی، به داوری مراجعه کنند، مشروط بر اینکه رعایت پارهای شرایط و احتیاط ها را که به موجب قانون معین شده است بنمایند. ماهیت این شرایط و احتیاط ها متفاوت است. در کلمبیا، دادگاه عالی این کشور چنین نظر داده است که ((مراجعه به داوری بین المللی ممکن است، مشروط بر اینکه داوری در کلمبیا صورت گیرد)). این اصل در کشورهای اکوادور و پرو نیز اعمال میشود، هر چند اخیراً در پارهای قراردادهای نفتی پیش بینی شده است که داوری طبق مقررات داوری اطاق بازرگانی بین المللی و در لندن انجام خواهد شد. در مصر، داوری داخلی و بین المللی هر دو مورد قبول است اما در قراردادهای نفتی زمانی که دولت خود امضاء کننده قرارداد است و موردی که خود دولت این مهم را انجام نمیدهد فرق قائل هستند: در صورت نخست داوری حتماً باید در مصر و براساس آیین داوری داخلی این کشور انجام پذیرد. برعکس، در صورتیکه دولت از طریق شرکت ملی نفت مصر قرارداد را تهیه و امضاء کند، اغلب به مقررات داوری اطاق بازرگانی بین المللی مراجعه میشود این سنتی است که مصر از زمان عقد قراردادهایش با بعضی شرکتهای غربی نظیر فیلیپس رعایت نموده است. در الجزایر، داوری بین المللی بهطور اصولی مورد قبول قرارگرفته است لیکن در پارهایی زمینه ها نظیر معاملات نفتی این شیوه رسیدگی به اختلافات ممنوع گردیده است. در مواردی که این کشور در جستجوی کسب سرمایه های خارجی بوده است، قراردادهای منعقده داوری را پذیرفته و بهطور وسیعی به مقررات داوری اطاق بازرگانی بین المللی اشاره نمودهاند. (اسکینی، ۱۳۶۹: ص۷۸-۳۱)در مورد قراردادهای راجع به نفت، اختلافات باید، به موجب قانون ۱۲ آوریل ۱۹۷۱، انحصاراً در دادگاههای عمومی الجزایر مورد رسیدگی قرار گیرند معذالک این بدان معنی نیست که الجزایر اصل قبول داوری بین المللی را در مورد قراردادهای نفتی کلا اجراء نکرده باشد.
اما دولتها با توسل به چه عللی محدودیتها بر داوریپذیری دعاوی خاص را وضع و توجیه میکنند؟ قوانین ملی داوری بازتابی از شرایط و اوضاع و احوال حاکم بر کشور ذیربط است. از اینرو محدودیتها و استثناهایی که در زمینه موضوعات قابل ارجاع به داوری در قوانین ملی داوری وضع شده است انعکاسی از عوامل گوناگون اقتصادی،‌ اجتماعی و فرهنگی کشورهاست. به همین علت، اختلاف زیادی در نظامهای حقوقی ملی در زمینه داوریپذیری وجود دارد. بهطورکلی،‌ این اختلاف ناشی از آن است که کشورها نگرش یکسانی به مسائل متضمن منافع مهم و اساسی ندارند. برخی از مسائل در یک کشور چنان حساس شمرده میشوند که دعاوی مربوط به آنها فقط از طریق اختیارات و صلاحیت محاکم و مراجع دولتی قابل حل است. بنابراین، برخی از اختلافاتی که مطابق قانون یک کشور قابل ارجاع به داوری نیست ممکن است در کشور دیگر بهعلت اهمّیت کمتر که به آنها داده میشود قابل فیصله با داوری باشد. با وجود این، برخی موضوعات وجود دارد که تقریباً در همه کشورها قابل ارجاع به داوری نیست. مثال بارز آن دعاوی کیفری است که عموماً از حوزه داوری مستثنی بوده و در قلمرو انحصاری دادگاههای ملی است. (حبیبی مجنده، ۱۳۹۰: ص۳۲۶)به هر تقدیر، ‌عدم قابلیت ارجاع دعوی به داوری می تواند متأثر از دو مبنا باشد. ۱- منافع عمومی و عدالت توزیعی ۲- دیگری عدالت تصحیحی و لزوم حمایت از طرف ضعیفتر. دعاوی که قابلیت ارجاع به داوری ندارد مورد اشاره قرار گرفتهاند که شامل دعاوی مربوط به اموال عمومی و دولتی، دعاوی مربوط به ورشکستگی، نکاح، طلاق، نسب میباشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

با توجه به بررسی و تقسیم بندی ای که از نحوه نگرش نظام های حقوقی مختلف بیان کردیم، نظام حقوقی ایران را با توجه به اصل ۱۳۹ق.ا. و ماده ۴۵۷ ق.آ.د.م باید جزء آن دسته از نظام هایی دانست که قائل به قبول محدود ارجاع اختلافات به داوری می باشد. لکن این محدودیت و ممنوعیت عدم ارجاع به داوری به طور نسبی ومنوط به رعایت الزامات و تشریفات قانونی یاد شده می باشد.

اختیار دولت و سازمان های دولتی در ارجاع به داوری بین المللی

بررسی موضوع از نظر حقوق بین الملل عمومی

وقتی صحبت از اختیار دولت و سازمانهای دولتی میشود، منظور این نیست که چه مقامی از مقامات دولتی و یا چه فردی از مسئولین فلان سازمان دولتی حق امضاء قرارداد داوری را دارد. این سؤالی است اصولاً هر کشوری خود و به موجب قوانین داخلی خودش معین میکند که چه مقام و یا مسئولی و تحت چه شرایطی حق امضاء و قبول یک شرط داوری را دارد.
منظور از اختیار دولت و سازمانهای دولتی اجازه خود دولت و سازمانها است که بهعنوان اشخاص حقوقی ممکن است حق ابراز اراده خود را به قبول داوری داشته یا نداشته باشند. هیچ قاعده بین المللی یافت نمیشود که بهطور کلی و صرفنظر از محتوای حقوق داخلی کشورها، دولتها را به قبول داوری بین المللی در روابط تجاری شان با اشخاص خارجی مجبور نماید. معذلک دولتهای مختلف میتوانند، از طریق انعقاد کنوانسیونهای بین المللی و یا توافقهای دو جانبه متعهد شوند که منازعاتشان را از طریق مراجعه به داوری حل و فصل نمایند و آرائی را که بر همین اساس صادر میشوند به مرحله اجراء درآورند. هرگاه چنین کنوانسیونهائی وجود داشته باشند، دولتهای امضاء کننده باید مفاد آنها را مورد عمل قرار دهند. برعکس در مواردی که اجرای چنین کنوانسیونهائی بر مورد متنازع فیه قابل اعمال نباشد، باید دید مقررات چه سیستم حقوقی را به مرحله اجراء در آوریم تا معلوم شود که دولت و یا سازمان دولتی امضاء کننده قرارداد داوری، قرارداد صحیحی امضاء کرده است.

راه حل مسأله از نظر حقوق بین الملل قراردادی[۸۳]

مطالعه کنوانسیونهای مهم راجع به داوری نشان میدهد که مسأله اختیار دولت و سازمانهای دولتی در ارجاع به داوری، مورد توجه چندانی قرار نگرفته است. کنوانسیون نیویورک مورخ ۱۰ ژوئن ۱۹۵۸ برای شناسائی و اجرای آرای داوری خارجی در خصوص این موضوع ساکت است. تنها چیزی که کنوانسیون در این رابطه عنوان میکند این است که مرجعی که از او درخواست اجرای حکم داوری شده است حق ندارد از شناسائی و صدور اجرائیه[۸۴] خودداری کند، مگر آنکه طرفی که حکم علیه او ارائه میشود ثابت کند که طرفین قرارداد (داوری)، به موجب قانون حاکم بر آنها، فاقد اهلیت میباشند (اسکینی، ۱۳۶۹: ص۷۸-۳۱) این صراحتاً بدین معنی است که هر کشوری دراین خصوص قاعدهای را انتخاب میکند که ضروری تشخیص میدهد. بهعبارت دیگر، این خود کشورها هستند که _ بدون اینکه هیچگونه تعهد بین المللی آنان را موظف کند _ تصمیم خواهند گرفت که آیا دولت و سازمانهای دولتی یا شرکتهای تحت کنترل دولت اهلیّت مراجعه به داوری خواهند داشت یا خیر؟ بهنظر نمیرسد که عدم اشاره کنوانسیون به الزام کشورهای تصویب کننده به قبول داوری بین المللی ناشی از عدم تمایل دولتهای جهان به داوری بین المللی بوده باشد. آنچه احتمال میرود این است که کشورها نخواستهاند به قبول شرطی تن دردهند که بهطورکلی آنان را در کلیه روابط تجاریشان مکلف به مراجعه به داوری بین المللی میکند.
کنوانسیون دیگری که در آن اختیار دولتها و سازمانهای دولتی به مراجعه به داوری بین المللی شناخته شده است، کنوانسیون تنظیمی بانک بین المللی ترمیم و توسعه میباشد که مرکز بین المللی برای حل و فصل اختلافات ناشی از سرمایهگذاری میان دولتها و اتباع دولتهای دیگر را تأسیس نموده است. بدیهی است کنوانسیونی که صراحتاً برای رفع اختلافات میان دولتها و اشخاص خصوصی ایجاد شده است نمیتواند چیزی جز قبول داوری بین المللی میان اشخاص مزبور را بپذیرد و کشورهائی که آن را امضاء کرده و میکنند باید برای دولت و اشخاص حقوقی عمومی خود این حق را بشناسند که در صورت بروز اختلافات با اشخاص خارجی خصوصی دعوی خود را نزد مرکز داوری موضوع کنوانسیون مطرح نمایند. (اسکینی، ۱۳۶۹: ص۷۸-۳۱) همانطورکه ملاحظه میشود، حقوق بین الملل قراردادی در مجموع نقش چندانی در یکسان کردن راهحل مسألهای که ما را بهخود مشغول نموده نداشته است و در هر حال تنها در نادر مواردی بهکار گرفته میشود که بتواند حاکم بر قرارداد تلقی شود.
توضیح اینکه مقررات کنوانسیونهای موجود در مورد اکثر کشورهای جهان قابل اجراء نیستند و در خصوص قراردادهائی که در رابطه با این کشورها منعقد میگردد تنها مقررات حقوق بین الملل خصوصی و بهعبارت مشخصتر قواعد تعارض قوانین است که تعیین میکند، که برای تشخیص اختیار دولت و سازمانهای دولتی در ارجاع به داوری چه قانون داخلی قابل اجراء خواهد بود.

بررسی موضوع از نظر حقوق بین الملل خصوصی

از نقطه نظر حقوق بین المللی خصوصی به معنی سنتی آن _ یعنی سیستم تعارض قوانین_ برای آنکه معلوم شود دولت یا سازمان دولتی طرف قرارداد داوری میتوانسته است شرط داوری را امضاء کند یا خیر؟ باید ابتدا قانون ملّی حاکم بر شرط را پیدا کنیم و سپس با مطالعه قانون مزبور نظر دهیم که شرط داوری صحیحاً ایجاد شده است یا خیر؟ اما، این روش سنتی مراجعه به سیستم تعارض قوانین امروز آهسته آهسته در میان داوران بین المللی متروک میشود.

راه حلّ مسأله در سیستم تعارض قوانین

در یک قرارداد بین المللی، شرطی گنجانده میشود که به موجب آن در صورت بروز اختلاف میان طرفین در خصوص اجرای قرارداد، مسأله به داوری ارجاع شود و حال آنکه قانون دولت امضاء کننده_ هرگاه خود دولت امضاء کننده قرارداد باشد_ و یا قانون دولت متبوع یکی از طرفین، مراجعه به داوری بین المللی را ممنوع و یا موکول به تصویب هیأت وزیران و یا مجلس نموده است. چه اعتباری بر شرط داوری منعقده مترتب است؟ برای تشخیص این مسأله باید ابتدا معین نمود چه قانون بر شرط داوری حکومت میکند، هرگاه قانون ملی حاکم بر شرط، اعتبار آن را مورد تأکید قرار دهد طرفین مکلف به مراجعه داوری خواهند بود و الا شرط باطل خواهد بود. اما چه قانونی حاکم بر صحت و اعتبار شرط داوری است؟

تئوری مصونیت قضائی دولت ها

در کشورهای انگلوساکسون مسأله بیشتر در لفاف تئوری مصونیت قضائی دولتها مورد بررسی قرار گرفته است. به موجب این تئوری، دولتی که از روی اراده میپذیرد که در صورت بروز اختلاف، در اجرای قراردادی که با شرکت خارجی منعقد نموده است اختلاف به داوری یک یا چند داور واگذار شود، الزاماً از حاکمیت خود صرفنظر نموده و بدین ترتیب نمیتواند بعداً، به استناد اینکه قانون داخلیاش او را از مراجعه به داوری ممنوع نموده است، از قبول داوری خودداری کند.
در انگلستان، قبل از قانون موسوم به State Immunity Act قبول داوری به وسیله دولت دلیل عدول وی از مصونیت قضائی محسوب نمیشد، مگر بعد از بروز نزاع. ولی راهحل قانون فعلی در این خصوص متفاوت است یعنی چه قبل و چه بعد از بروز نزاع، قبول داوری از ناحیه دولت امضاء کننده قرارداد به منزله عدول از مصونیت قضائی محسوب میشود.
در آمریکا قانون موسوم به Foreign Sovereign Immunity Act صراحتاً قید کرده است که قبول داوری به وسیله یک دولت دلیل عدول وی از مصونیت قضائی و البته مصونیت داوری است. رویه قضائی بر این است که چنین دولتی نمیتواند بعداً به بهانه حق اعمال حاکمیت و داشتن مصونیت قضائی در داوری شرکت نکند. این نظر بعداً در پرونده اختلاف میان دولت لیبی و یک شرکت آمریکائی لیبیائی و نیز در پرونده مربوط به اختلاف میان جمهوری گینه و یک مؤسسه آمریکائی، مورد تأیید قرار گرفته است، در تمام پروندههای مورد بحث، دولتهای معامله برای عدم شرکت در داوری متوسل به اصل حاکمیت و مصونیت قضائی خود شدهاند (اسکینی، ۱۳۶۹: ص۷۸-۳۱) و نه به مصونیت و یا محدودیت قانون شخصی خود.
در فرانسه، برعکس، مسأله اختیار دولت و سازمان دولتی در مراجعه به داوری از دیدگاه قواعد تعارض قوانین، بسیار مورد بحث بوده است. پاره ای از آراء دادگاههای این کشور اختیار دولت را به اهلیت اشخاص خصوصی تشبیه کرده و در نتیجه آن را تابع قانون شخصی دولت دانسته اند. یکی از معروفترین این آراء، رأی دادگاه شهرستان سن است، در پرونده موسوم به Myrtoom Steamship به موجب این پرونده، دولت فرانسه در سال ۱۹۴۰ میلادی از شرکت یونانی Myrtoom Steamship یک کشتی اجاره کرده بود. قرارداد متضمن یک شرط داوری بود و داوری میبایست در لندن واقع میشد. داوری انجام گرفت بدون آنکه طرف فرانسوی در جلسات شرکت نماید. پس از حکم، دولت فرانسه از اجرای آن خودداری نمود. رئیس دادگاه سن دستور اجرای حکم داوری را صادر نمود که مورد اعتراض دادستان قرار گرفت. استدلال دادستان در عدم قبول حکم این بود که مطابق مواد ۱۰۰۴ و ۸۳ قانون آئین دادرسی مدنی فرانسه _ یعنی قانون شخصی (ملی) دولت طرف پرونده _ دولت و نیز سازمانها و شرکتهای دولتی مجاز به قبول و امضای شرط داوری نیستند و چون امضای شرط داوری در قرارداد مورد اختلاف، برخلاف قانون صورت گرفته است، شرط مزبور باطل است و در نتیجه دادگاه حق نداشته است بر اساس یک شرط باطل به پرونده رسیدگی کرده و دستور اجرای رأی را صادر نماید. دادگاه استیناف پاریس این نظر را مردود دانست و اعلام نمود که صدور دستور اجرای حکم از ناحیه دادگاه نخستین صحیح بوده است، زیرا دولت فرانسه که حین قرارداد به اجرای قانون انگلیس _ قانون قرارداد _ تن داده بود می بایست محتوای این قانون را در مورد اهلیت دولت در مراجعه به داوری محترم شمارد و نمیتواند به بهانه اینکه قانون شخصیاش او را از مراجعه به داوری ممنوع میسازد، از زیر بار تعهداتی که قرارداد به عهدهاش گذاشته است شانه خالی کند. بهنظر دادگاه عدم اهلیت دولت، محدود به قراردادهای داخلی است و قابل اعمال در خصوص قراردادهائی که جنبه بین المللی داشته باشند، نیست. پرفسور گلدمن پیشنهاد میکند که دادگاهها نباید اصلاً به سیستم تعارض قوانین برای جستجوی قانون حاکم بر شرط داوری متوسل شوند بلکه باید مستقیماً قاعدهای را برشرط حاکم کنند که جنبه بین المللی دارد و به موجب آن ممنوعیت دولت در مراجعه به داوری یک قاعده داخلی است و قابل اجراء در روابط بین المللی دولت فرانسه نیست. این نظری است که دیوان کشور فرانسه سرانجام در رأی موسوم به Galakis اتخاذ کرده است. در این رأی که در تأیید رأی ۲۱ فوریه ۱۹۶۹ میلادی دادگاه استیناف پاریس مطرح شده است، دیوان کشور به این اکتفا میکند که دادگاه تالی تنها میبایست به این سؤال پاسخ دهدکه آیا ممنوعیت دولت در مراجعه به داوری، خاص قراردادهای داخلی است یا در مورد یک قرارداد بین المللی که برای رفع نیازهای بین المللی و مطابق شرایط مورد قبول عرف تجارت دریائی منعقد گردیده است، نیز صادق است. البته متن مواد قانون آئین دادرسی مدنی تفاوتی میان روابط داخلی و بین المللی نگذاشته است. لیکن، رویه قضائی فرانسه در موارد دیگر نیز میان روابط داخلی و بین المللی تفاوت قائل شده است (اسکینی، ۱۳۶۹: ص۷۸-۳۱).
همانطورکه گفته شد، در پارهای از کشورها قانونگذار داخلی صراحتاً مراجعه به داوری بین المللی را برای دولت ممنوع و یا محدود میسازد. در ایران محدودیت در مراجعه به داوری برای دولت به اندازهای مهم تلقی گردیده است که جایش در قانون اساسی گنجانده شده است. ممنوع یا محدود کردن دولت در این خصوص بهخاطر الزامات اقتصادی و تجاری این کشورهاست. در چنین حالتی آیا میتوان دولت ممنوع کننده را محق دانست که در روابط بین المللیاش به قانون شخصی خود متوسل شود و از مراجعه به داوری خودداری کند؟

راه حل مسأله از نظر داورهای بین المللی
رویّه داوری های بین المللی راجع به ایراد عدم اهلیّت و اختیار

تاکنون دیدیم در برخی از کشورها دادگاهها خود به ایراد عدم اهلیت دولتها پاسخ دادهاند، مثلاً کشور فرانسه عدم اهلیت دولت را صرفاً محدود به قراردادهای داخلی کردهاند. ما این کشورها را جزء کشورهای فاقد محدودیت طبقهبندی کردهایم. در مورد این کشورها مشکلی وجود ندارد ولی در مورد قراردادهای داوری منعقده توسط مؤسسات دولتی (کشورهای دسته دوم)، همیشه مشکل عدم اعتبار قرارداد داوری و به تبع ایراد به صلاحیت داور یا هیئت داوری پیش میآید. گرایش کلی در رویه داوریهای بین المللی به رد این ایراد است. گلدمن در این زمینه مینویسد ((گرچه موضع نظامهای حقوقی مختلف راجع به اهلیت دولتها در مراجعه به داوری مختلف است. مثلاً در فرانسه کلاً اهلیت را پذیرفته اند، در بلژیک دولت و مؤسسات دولتی بهطور کلی اهلیّت ندارند و ممنوع اندو در برخی کشورها بین مؤسسات عمومی دولتها تفکیک قائل شده اند ولی این ممنوعیتها و تفکیکها در داوریهای بین المللی اعمال نمیشود، زیرا اکنون این امر بهطور عام پذیرفتهشده است که به محض اینکه دولت یا یک سازمان و مؤسسه دولتی راجع به داوری به توافق رسید، دیگر نمیتواند با استناد به عدم اهلیّت خود، صلاحیت داور را انکار کند)) (جنیدی، ۱۳۷۶: ص۴۷).

مبانی رد ایراد

مبانی رد ایراد یا بهعبارتی دیگر رویّهای که داوران براساس آنها اینگونه ایرادها را رد میکنند نوعاً بدین قرار است:
اعمال اصل حسن نیت.
اعمال مفهوم سوء استفاده از حق.
اعمال مفهوم منع تناقضگویی یا (منع انکار بعد از اقرار)
اعمال مفهوم نظم عمومی فراملی
در رویّه داوریهای بین المللی، آرائی دیده میشود که با استناد به مفهوم نظم عمومی (فرملی) که برتر از نظم ملی است، ایراد عدم اهلیّت را قابل قبول ندانستهاند. مهمترین شاهد مثال در این رابطه یکی از آراء معروف اتاق بازرگانی بین المللی در دعوای یک شرکت ایتالیایی علیه یک شرکت دولتی اتیوپیاپی است. به موجب ماده ۳۱۵ قانون آیین دادرسی مدنی اتیوپی دولت یا اشخاص عمومی را از رجوع به داوری ممنوع کرده بود. با وجود اینکه این ماده واجد خصیصه نظم عمومی بود، داور سوئیسی آن را نسبت به دادگاه بین المللی الزامآور ندانست. در قسمتی از این رأی آمده است: ((نظم عمومی بین المللی بهطور قوی این نظریه را رد میکند که یک سازمان دولتی طرف معامله با خارجیان، عالماً و عامداً و با آزادی شرط داوریای را قبول نماید که طرف قرارداد به آن اعتماد و اتکاء کرده است و آنگاه در جریان داوری یا در جریان اجراء به بطلان و بیاعتباری وعده خویش استناد کند)).
در سالهای اخیر در برخی دیگر از دعاوی مشابه، آراء مشابهی صادر شده است. البته مستند همه این آراء نظم عمومی فراملی یا بین المللی نبوده است، در برخی از آنها بر دیگر مبانی رد ایراد، تأکید و تکیه شده است این روش دادگاههای بین المللی، به صراحت مورد تأیید برخی از اسناد بین المللی قرار گرفته است، مثلاً ماده ۵ قطعنامه ۱۹۸۹ انستیتوی حقوق بین الملل مقرر میدارد: ((یک دولت، شرکت دولتی و یا واحد دولتی میتواند بهمنظور عدم شرکت در داوری که خود با آن موافقت کرده است به عدم اهلیت خود برای انعقاد موافقتنامه داوری استناد کند)) (جنیدی، ۱۳۷۶: ص۴۹).
داورهای بین المللی در توجیه نظریات خود مبنی بر عدم مقبول ممنوعیت و یا محدودیتهای پیشبینی شده توسط قوانین داخلی استدلالات متفاوتی نمودهاند. در پارهای از تصمیمات، داوران جستجو کردهاند ببینند آیا ممنوعیت دولت امضاء کننده شرط داوری، از مراجعه به داوری از لحاظ بین المللی نیز قابل اجراء است یا خیر؟ آندره پانشو[۸۵] در یکی از آراء خود میگوید که حقوق داخلی کشور امضاء کننده شرط داوری چیزی جر آنچه که حقوق مشترک[۸۶] کشورها را تشکیل میدهد نیست. بهنظر وی، وقتی که دولت مورد بحث قرارداد را تحت شرایط موجود در حقوق خصوصی و با هدفی کاملا تجاری منعقد میکند قادر است قانوناً برای رفع اختلافات ناشی از چنین قراردادی به داوری مراجعه نماید (اسکینی، ۳۶۹٫: ص۷۸-۳۱).
در بعضی از آراء داوری چنین اظهار شدهاند، دولتی که قبول نموده در صورت بروز اختلاف در اجرای قراردادی به داوری مراجعه نماید نمیتواند خود را در معرض ایراد قرار دهد. چنین رفتاری طبق اصول کلی حقوق مردود شناخته شده است. بهعبارت دیگر چنین رفتاری از ناحیه دولت، مخالف اصل حسن در امور تجاری شناخته میشود و محکوم است. اغلب این آراء بهطور سیستماتیک ادعای دولتها را مبنی بر اینکه مجاز به مراجعه به داوری نیستند مردود اعلام کردهاند. پروفسور Jimeny de Arechage رئیس سابق دادگاه بین المللی دادگستری در این مورد چنین مینویسد: ((رویه های قضائی گذشته نشان می دهند که دولتی که شرط داوری را امضاء می کند قانوناً نمیتواند به اراده یکطرفه و با تغییر محتوای حقوق داخلی خود و یا فسخ یک جانبه قرارداد و یا امتیاز، از زیر بار تعهدی که شرط داوری به دوش او گذاشته است شانه خالی کند)). احمد صادق القشیری، احترام به شرط داوری را از ناحیه دولت ها پس از تصویب مقامات دولتی صالح، از تعهدات اساسی دولت امضاء کننده قرارداد می داند. بدین ترتیب اکثریت داوران و نویسندگان حقوق براساس اصل احترام به تعهدات، دولت ها را همچون اشخاص خصوصی تلقی کرده و آنها را مکلف به اجرای شرط داوری می کنند که مقامات صالح امضاء نموده اند بدون آنکه این سئوال را ابتدائاً مطرح کنند که قانون حاکم بر اعتبار شرط داوری_ از جهت اهلیت دولت و سازمان های تابعه آن _ چه قانونی است. پاره ای از نویسندگان حقوق[۸۷]چنین می گویند که این مسأله که دولت ها نمیتوانند به استناد ممنوعیت و یا محدودیت های حقوقی داخلی خود شرط داوری منعقده توسط آنها را از اعتبار ساقط کنند، یک قاعده ماهوی حقوقی بین المللی خصوصی تلقی میشود، این نظری است که در سال های اخیر در یکی از آراء داوری اطاق بازرگانی بین المللی عنوان شده است. به موجب این رأی نظم عمومی بین المللی با حدت و شدت مخالفت این امر است که یک ارگان دولتی، که با اشخاص خارجی معامله می کند، بتواند بصورت آشکار و با علم و اراده شرط داوری را امضاء کند تا اعتماد طرف مقابل را جلب نماید و سپس ادعا کند که قول خود وی باطل بوده است، خواه این مسأله در جریان رسیدگی داوری مطرح شود و خواه در مرحله اجرای حکم داوری. (اسکینی، ۱۳۶۹: ص۷۸-۳۱).

مراجعه به داوری تجاری بین المللی در نظام حقوقی ایران

پس از مطالعه راه حل هائی که سیستم های حقوقی کشورهای مختلف جهان اتخاذ کرده اند، میتوان روش کشور ما را در رابطه با این موضوع معین کرد. این روش در اصل ۱۳۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیش بینی شده است که به موجب آن مراجعه به داوری در اختلافات میان دولت ایران و سازمان های دولتی ایرانی و طرف های خارجی موکول به تصویب هیات وزیران و مجلس گردیده است.
به طور کلی همه اشخاص مجاز به رجوع به داوری هستند، مگر اینکه قانون آنها را از رجوع به داوری ممنوع کرده باشد(که در فصل پیشین به آن پرداختیم). برای توضیح مطلب، بحث در مورد اشخاص حقیقی را از اشخاص حقوقی جدا می کنیم.

رجوع اشخاص حقیقی به داوری

به طور کلی اشخاص حقیقی در رجوع به داوری مختارند.این اصل را ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی اعلام کرده است: ((کلیه اشخاصی که اهلیّت اقامه دعوی را دارند، می توانند اختلافات خود را قبل یا بعد از بروز آن. به داوری ارجاع دهند.)) این ماده ترجمه ماده ۲۰۵۹ قانون مدنی فرانسه است که می گوید: ((کلیه اشخاص میتوانند در خصوص حقوقی که در آنها آزادانه می توانند تصرف کنند،‌ بعد از بروز اختلاف، به داوری توافق کنند)).
ملاحظه می شود قانون مدنی فرانسه توافق برای مراجعه به داوری را تنها در مورد اختلافاتی صحیح می داند که بروز کرده باشند و توافق به حل اختلافات آتی از طریق داوری را مجاز نمی داند. در حالیکه ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی ایران آن را مجاز می شمارد. یعنی در ایران اختلافات، قبل و بعد از بروز آن، قابل ارجاع به داوری است.
نکته دیگر که در مقام مقایسه این دو ماده می توان مطرح کرد این است که قانونگذار ایران به جای عبارات (تصرف آزاد در حقوق) را که شرط رجوع به داوری در قانون فرانسه است، با عنوان (اهلیّت اقامه دعوی) تعبیر کرده است. علت این امر هم این است که در زمان تصویب قانون آیین دادرسی مدنی اشخاصی که حق تصرف در اموال و حقوق خود را نداشتند، فاقد اهلیّت اقامه دعوی تلقی می شدند (اسکینی، ۱۳۹۰: ص۳۳- ۴۵) و بند ۳ ماده ۸۴ ق.آ.د.م. مصوب ۱۳۷۹ این اشخاص را معین می کند که عبارتند از: صغار،‌ غیر رشید، مجنون و ورشکسته. این اشخاص به تعبیر بند ۳ ماده اخیر فاقد ((اهلیّت قانونی برای اقامه دعوی)) هستند.
با توجه به ماده یاد شده این سؤال مطرح می شود که، آیا فقط خود این اشخاص نمی توانند به داوری توافق کنند یا نمایندگان آنها نیز نمی توانند؟ آقای دکتر ربیعا اسکینی معتقد است فقدان اهلیت در مورد صغار،‌ غیر رشید و مجنون مسلم است و قانونگذار هم خود و هم نمایندگان قانونی این اشخاص را از توافق به داوری ممنوع کرده است. در واقع، در زمان وضع این ماده (که ماده ۶۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی سابق بوده است) دادرسی های مدنی راجع به این اشخاص، می بایست در حضور دادستان یا نماینده او انجام می شد تا از حقوق آنان در برابر طرف دعوی محافظت و دفاع می شد. این مورد که یکی از موارد ابلاغ تلقی می شد در بند ۴ ماده ۱۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی ۱۳۱۸ آورده شده بود که در سال ۱۳۸۵ منسوخ گردید[۸۸]. از این رو معتقدند، با توجه به علت وجودی وضع این ماده قانون آیین دادرسی مدنی، هنوز هم ولی یا قیم اجازه ندارند در رابطه با حقوق مولی علیه به داوری رجوع کنند(اسکینی، ۱۳۶۹: ص۷۸-۳۱). البته در مورد ورشکسته وضع قدری متفاوت است، زیرا او شخصی نیست که حضور دادستان در هیچ زمان و مقطعی در دعاوی مدنی له و علیه او ضروری بوده باشد، هر چند که حق تصرف در اموال خود را ندارند و به این علت به اصطلاح فاقد اهلیّت اقامه دعوی است [۸۹]و امور مالی و قراردادی او به مدیر تصفیه واگذار شده است (ماده ۴۱۸ ق.ت). در مورد ورشکستگی نیز این سؤال مطرح است که آیا مدیر تصفیه که به عنوان نماینده قانونی ورشکسته عمل می کند،‌ می تواند در مورد دعاوی احتمالی که او علیه اشخاص ثالث طرح می کند و یا اشخاص ثالث علیه تاجر طرح می کنند، به داوری توافق کند؟
بهنظر میرسد که مدیر تصفیه بتواند، در دعاوی راجع به اموال تاجر ورشکسته به داوری توافق کند. لیکن رأی داور نباید با قواعد آمره راجع به ورشکستگی و تصفیه در تناقض باشد، والا، در آن قسمت که متناقض است باطل و بلااثرخواهد بود. این چیزی است که در فرانسه به آن معتقدند و با توجه به ماده ۴۹۶ قانون آیین دادرسی مدنی ایران ما نیز می توانیم به آن معتقد باشیم. در واقع، این ماده تنها دعویی ورشکستگی را قابل ارجاع به داوری ندانسته است.
از طرف دیگر، ماده ۴۵۸ قانون تجارت مقرر کرده است: ((نسبت به تمام دعاوی که هیأت طلبکارها در آن ذینفع می باشند مدیر تصفیه با اجازه عضو ناظر می تواند دعوی را به صلح خاتمه دهد اگر چه دعاوی مزبور راجع به اموال غیر منقول باشد و در این مورد تاجر ورشکسته باید احضار شده باشد)). اصطلاح ((ختم دعوی به صلح)) در معنی وسیع آن باید تفسیر شود که به معنی موافقت با داوری نیز هست. بنابراین، رجوع به داوری توسط مدیر تصفیه با اجازه عضو ناظر اشکالی ندارد.
به هر حال،‌ اگر چه گفته شد،‌ همه اشخاص،‌ در صورت داشتن اهلیّت اقامه دعوی، حق رجوع به داوری دارند، جز اشخاصی که قانون آنها را ممنوع کرده است.

رجوع اشخاص حقوقی به داوری

گفته شد که اشخاص حقوقی را می توان به دو دسته تقسیم کرد: ۱- اشخاص حقوقی حقوق خصوصی ۲- اشخاص حقوقی حقوق عمومی.
۱- اشخاص حقوقی خصوصی: این اشخاص به موجب قوانین اغلب کشور های جهان، حق رجوع به داوری برای حل و فصل اختلافات خود با اشخاص ثالث را دارند. در حقوق ایران مبنای این حق در ماده ۵۸۸ قانون تجارت نهفته است که مقرر می کند:
((شخص حقوقی می تواند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است، مگر حقوق و وظایقی که بالطبعیه فقط، انسان ممکن است دارای آن باشد…))
مقررات ماده ۴۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی شامل اشخاص حقوقی نیز هست. آنچه باید البته به آن توجه شود این است که قانون حاکم بر این اشخاص و یا اساسنامه آنها، ممکن است این اشخاص را از رجوع به داوری منع کند، در چنین صورتی رجوع به داوری برای آنها مجاز نخواهد بود. البته در عمل مواردی که اساسنامه اشخاص حقوق خصوصی آنها را از رجوع به داوری منع کرده باشند نادراست، آنچه معمولاً در اساسنامه های این اشخاص معین می شود، شرایطی است که مدیر یا مدیرعامل می تواند تحت آنها با اشخاص ثالث توافق به داوری کند.
۲- اشخاص حقوقی حقوق عمومی: وضع این اشخاص متفاوت است. در عمل این مسأله به خصوص در مورد دولت ها و سازمان های دولتی مطرح است.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 81
  • 82
  • 83
  • ...
  • 84
  • ...
  • 85
  • 86
  • 87
  • ...
  • 88
  • ...
  • 89
  • 90
  • 91
  • ...
  • 414

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 کسب درآمد ثابت اینترنتی
 خصوصیات گربه اسکاتیش فولد
 تغییر شخصیت در روابط عاشقانه
 حقایق سگ پامرانین
 نشانه‌های نارضایتی همسر
 درآمد از ویرایش ویدئو آنلاین
 آموزش Leonardo AI پیشرفته
 افزایش رضایت مشتری
 معیارهای انتخاب همسر مردان
 درآمد از پست‌های هوش مصنوعی
 آموزش Vyond حرفه‌ای
 موفقیت در پادکست‌سازی
 انتخاب پوشک سگ
 اشتباهات طراحی لباس سفارشی
 بازسازی پس از خیانت
 آموزش Leonardo AI کامل
 درآمد از آموزش برنامه‌نویسی
 مشکلات درآمد طراحان گرافیک
 افزایش درآمد دوره های آنلاین
 شکست درآمدزایی مقالات آنلاین
 کسب درآمد فروش گیاهان آپارتمانی
 سگ های آپارتمانی بدون ریزش مو
 گربه های موکوتاه شورت هیر
 آموزش استفاده از Jasper AI
 نشانه های سگ آلفا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • ✔️ توصیه های مهم درباره آرایش برای دختران
  • نکته های طلایی درباره آرایش
  • ☑️ ترفندهای ضروری و کلیدی درباره آرایش برای دختران
  • ✔️ ترفندهای آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای ضروری و اساسی درباره میکاپ
  • هشدار زیان حتمی برای رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش
  • توصیه های ضروری و کلیدی درباره آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • نکته های ضروری و کلیدی درباره آرایش
  • ✅ این موارد را درباره آرایش جدی بگیرید
  • ☑️ راهنمای جامع درباره آرایش
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان