مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
راهنمای نگارش مقاله در مورد مبانی فقهی حقوقی حق ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

نگارنده سعی کرده است جهت اعتبار و به روز بودن رساله حاضر از منابعی استفاده نماید که به قلم بزرگان فقه و حقوق و نیز اقتصاددانان برجسته حقوق خانواده نگارش یافته است. غالب منابع فقهی با بهره گرفتن از نرم افزار کم نظیر «جامع فقه اهل البیت ع ۲» مورد تتبع قرار گرفته است.[۲۱] منابع خارجی غالباً از طریق کتابخانه های دیجیتال در دسترس و سایت­های ارائه مقالات علمی همچون jstore, Heinonline, Westlaw و lexinexis مورد مطالعه قرار گرفته است.
بررسی تطبیقی دو رویکرد علمی
به باور نگارنده بررسی صرف اقتصادی حقوق خانواده و خصوصاً حقوق مالی زوجه و عدم توجه به تحلیل فقهی و حقوقی موضوعات مورد بررسی، امری عقیم است. هر چند نمی­ توان فواید نظری تحلیل اقتصادی صرف را نادیده گرفت اما برای تأثیر عملی کنکاش صورت گرفته باید دو هدف را در کنار هم مد نظر قرار داد؛ مشروعیت و کارآیی. دو بال تحلیل نوین و جامع حقوق است. به نظر می­رسد اصرار بر هر یک از این اهداف بدون توجه به دیگری، پرواز شاهین اندیشه را مشکل و شاید در عصر حاضر ناممکن می­سازد. بنابر این در دو بخش از رساله حاضر، با دو رویکرد به تحلیل موضوعات مشابهی پرداخته­ایم و در نهایت سعی کرده­ایم با تلفیق این دو رویکرد، نتایج «مشروع» و «کارآمد» به دست آوریم.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

    1. طرح رساله

مندرجات رساله حاضر در دو بخش تعبیه شده است. مبنای تقسیم بندی بخش­ها تقابل «مشروعیت» و «کارآمدی» است. در بخش اول از منظر فقهی به تحلیل حقوق مالی زوجه پرداخته­ایم. در این بخش سعی شده است در حد امکان، در احکام فقهی و حقوقی مربوط به حقوق مالی زوجه اجتهاد صورت گیرد و نظریه­ای که از منظر فقهی مشروعیت دارد، ارائه گردد. در این بخش فارغ از مصلحت انگاری و جانبداری نسبت به عواطفی همچون میل به انصاف و عدالت و صرفاً با روش فقهی محض، مسائل مربوط را بررسی نماییم. بخش اول شامل ۴ فصل می­باشد. در چهار فصل مزبور به ترتیب مهر، نفقه، ارث و سایر حقوق مالی زوجه مورد تحلیل فقهی قرار گرفته است.
بخش دوم عهده دار نگاه مصلحت بینانه اقتصادی به حقوق مالی زوجه است. در این بخش که در ۷ فصل مدون گردیده، ابتدا ماهیت اقتصادی و کارکردها و الگوهای ازدواج مورد بررسی قرار می­گبرد. بررسی اقتصادی قرارداد ازدواج از آن جهت ضرورت دارد که تأثیر مستقیم بر تحلیل­های بعدی از نهادهای مالی درون و پیرامون ازدواج همچون مهر، نفقه و … می­نهد. پس از آن هر یک از حقوق مالی زوجه مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در نهایت لازم است در یک نگاه جامع نگر به کلیه حقوق مالی زوجه نگریسته شود که در فصل هفتم، حقوق مالی زوجه به این شیوه، مورد بررسی و نقد قرار گرفته است.

بخش اول: تحلیل فقهی حقوقی حقوق مالی زوجه

«آدم گفت: بار الها این مخلوق زیبا کیست که همنشینى و دیدارش مرا آرام دل گشته؟ خداوند فرمود: این کنیز من حوّاست، آیا دوست داری همدم تو باشد؟ … او را از من خواستگاری کن!»[۲۲]
بخش اول: تحلیل فقهی حقوقی حقوق مالی زوجه
ازدواج «میثاق غلیظ»[۲۳] و «سر عظیم»ی[۲۴] است که ماهیت آن یکی از معماهای پیچیده حقوقی است و هر یک از دانشمندان به تعبیری از آن میپردازد؛ برخی، شاید بر اساس توصیه شدید و اکید شارع و اجر معنوی بسیار زیاد مترتب بر نکاح، آن را قراردادی عبادی معرفی میکنند[۲۵] و در برابر، عده ای ایراد می­ کنند که در عبادات، قصد تقرب شرط صحت است ولی در نکاح، شرایط عمومی صحت قراردادها کفایت می­ کند.[۲۶] در برخی نظام­های حقوقی، از تعبیر قرارداد برای نکاح دست کشیده و آن را «نهاد اجتماعی»[۲۷] یا «موقعیت»[۲۸] معرفی می­ کنند.[۲۹]
فارغ از اینکه بسیاری از این اختلافات ناشی از شرح اسم است و برخی در نتیجه عدم رعایت ملاحظات منطقی[۳۰]، قطعاً می­توان ادعا نمود که توازن موجود در نکاح به نحوی است که غالباً حقوق مالی، نصیب زوجه می­باشد و حقوق غیر مالی از آن زوج. در نتیجه نکاح، حق تمکین، ریاست بر خانواده، ولایت بر فرزندان، حق تعیین محل سکونت و … به زوج تعلق میگیرد و مهر، نفقه و اجرت المثل به زوجه. با این وصف نوعی توازن در حقوق ناشی از نکاح وجود دارد که پیشی گرفتن و تورم هر طرف موجب عدم توازن در این نهاد جادویی دیرآشنا می­ شود. عدم توازن در یک قرارداد، هم ناعادلانه است و هم غیرکارا و در بلند مدت رو به اصلاح و تعدیل خواهد گذاشت. در تحلیل حقوق مالی زوجه نباید فراموش کرد که یکسویه قضاوت کردن و جانبدارانه تحلیل کردن، نتیجه مطلوبی برای پژوهشگر ندارد.
از دیگر سو، برای کامیابی در تحقیق باید اعتدال در روش تحقیق را در نظر داشت. علت غایی حقوق، عدالت است و هدف تحلیل اقتصادی، کارایی.[۳۱] نه جزم اندیشی فقهی و حقوقی، راه را برای تحول ارتقا بخش در نظام حقوقی می­گشاید و نه منفعت گرایی صرف، ذهن عدالت جوی بشر را قانع می­ کند. پس از سویی تحلیل فقهی-حقوقی حقوق مالی زوجه لازم است و از دیگر سو تحلیل اقتصادی آن. در نهایت به هدف جمع استعلایی این اهداف (عدالت و کارآمدی) باید به سنجش میزان اعتبار و نحوه اعتبار بخشیدن به تحلیل اقتصادی حقوق در منطق حقوق خانواده پرداخت. با این وصف در رساله پیش رو، از سویی به کارآمدی حقوق زوجه نظر داریم و از دیگر سو به عادلانه بودن آن. بخش اول رساله حاضر در پی تبیین و تحلیل فقهی حقوق مالی زوجه است. در این راستا در هر فصل از این بخش، یکی از حقوق مالی زوجه بررسی و تحلیل می­ شود.

فصل اول: مهر

مبحث اول: مفهوم شناسی
گفتار اول: تعریف
«مهر» واژه ای تازی و معادل «کابین» یا «دست پیمان» در زبان فارسی است.[۳۲] در زبان انگلیسی واژه marriage portion یا dower معادل واژه مهر است.[۳۳] عرب­ها واژگان متعددی برای بیان این معنا به کار میبرند؛[۳۴] علاوه بر عبارت «مهر»، از واژگان «صداق»، «نحله»، «فریضه»، «اجر»، «حلوان»، «نافجه» و «سیاق» به همین معنی استفاده شده است.
«مهر» به معنی اجر زن[۳۵] و کابین اوست و به تعبیر برخی نویسندگان، مالی است که مرد در عقد نکاح به زن می­دهد و تعیین مقدار آن منوط به تراضی طرفین است. به کار بردن واژه «صَداق» نیز بدین خاطر است که میل و شوق صادقانه بسیار زوج را در بخشیدن مالش نشان می­دهد[۳۶] یا به خاطر این که نشانه «صدق ایمان» است.[۳۷]
«نحله» نیز تعبیری از مهر است اما از آن جهت اهمیت دارد که واژه برگزیده خداوند متعال برای تعبیر کابین و مهر زنان می­باشد. پروردگار جهان در آیه ۴ سوره مبارک نساء می فرماید: «وَ آتُوا النِّسٰاءَ صَدُقٰاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‌ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنِیئاً مَرِیئاً»؛ (و مهر زنان را به عنوان یک عطیّه به آنان بپردازید (ولى) اگر آنها چیزى از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشد، حلال و گوارا مصرف کنید).
در این آیه شریفه، «الصدقه» اسم براى مهریه است. دربارۀ «النحله» نیز اقوال مختلفى وجود دارد؛ برخى گفته‌اند که این کلمه، از ریشۀ «انتحل کذا» مى‌باشد و وقتى گفته مى‌شود که شخص به چیزى بدهکار شود و به آن اعتقاد داشته باشد. معناى آیه این است که، «مهریۀ آنان را به خاطر دین و بدهى به دنیا، به آنان بدهید».
برخى نیز گفته‌اند معنى نحله در آیه شریف این است که «تا تفضّلى از طرف خدا بر زنان باشد»، که با این معنا «نحله» حال از «صدقه» است و نیز گفته شده است که «النحله» با کسر نون به معناى «عطیّه و بخششى است که با رضایت خاطر تمام و بدون هیچ طلبى در مقابلش، داده شود». همچنین گفته­اند که «نحله» یعنى «بدون عوض». [۳۸]
در اصطلاح فقهی و حقوقی، مهر به معنای مالی است که معمولا زوج به زوجه در عقد نکاح میپردازد یا به نفع زوجه بر ذمه زوج مستقر می­ شود.[۳۹] هر چند این تعریف را از جهتی می توان مورد مناقشه قرار داد چرا که «در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی[۴۰]، زن مستحق مهر المثل است» (ماده ۱۰۹۹ ق.م.) بنابر این، مهر المثل –که یکی از اقسام مهر است- در نکاح باطل نیز وجود دارد. لذا برخی حقوقدان ها چنین تعریفی را پیشنهاد می­ دهند: «مهر حقی مالی برای زن است که شارع مرد را مکلف به پرداخت آن در عقد ازدواج صحیح یا وطی به شبهه یا عقد فاسد، نموده است»[۴۱]
البته این تعریف نیز مصون از نقد نیست چرا که نکاح باطل، اصولاً حقی برای زن پدید نمی­آورد. ماده ۱۰۹۸ قانون مدنی بر همین مبنا بیان می­دارد: « در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر می‌تواند آن را استرداد نماید».
بنابر این هر عقد نکاح فاسدی موجب استحقاق زن برای دریافت مهریه نمی­ شود. ولی در مواردی که وطی به شبهه صورت می­پذیرد، زن مستحق مهر المثل میگردد.[۴۲] به همین دلیل مهر را تعریف نموده ­اند به: «مالی که با نزدیکی غیر از زنا یا نکاح یا اتلاف قهری بضع واجب می­ شود»[۴۳]
به نظر می­رسد چنانچه مهر المثل را از اقسام مهرها بدانیم، تعریف اخیر تعریف دقیق­تری باشد ولی چنانچه مانند برخی نویسندگان، مهر المثل را صرفاً خسارت غیرقراردادی و منحصر به نزدیکی ناشی از عقد فاسد بدانیم،[۴۴] «مهر مالی است که معمولا زوج به زوجه در عقد نکاح میپردازد یا به نفع زوجه بر ذمه زوج مستقر می­ شود».[۴۵] این تعریف سابقه فقهی نیز دارد؛ شیخ مفید در تعریف مهر بیان می­دارد: «مهر چیزی است که زوج پرداختش را به زوجه هنگام عقد عهده دار می­ شود.»[۴۶]
ظاهر احادیثی که مهر را تعریف نموده است، تعریف اخیر را تقویت می­ شود. حضرت صادق علیه السلام فرمود: «مهر چیزی است که مردم بر آن تراضی می­نمایند …»[۴۷] حضرت باقر علیه السلام نیز در تعریف و میزان مهر فرمودند: «صداق چیزی است که مردم بر آن تراضی می­نمایند، چه کم باشد و چه زیاد؛ این است صداق»[۴۸]
ممکن است ایراد شود که استناد به چنین احادیثی برای تقویت تعریف اخیر، چندان مستحکم نیست چرا که احادیث مزبور در مقام بیان[۴۹] تعریف و ماهیت مهر نیست بلکه در مقام بیان میزان مهر است. اما واقعیت اینگونه نیست؛ در برخی احادیث راوی از ماهیت مهر پرسش میکند و معصوم علیه السلام در پاسخ می­فرماید: «چیزی است که مردم در مورد آن تراضی نمایند.»[۵۰]
گفتار دوم: اقسام مهر
استقراء در مجموع احکام مربوط به مهر در قانون مدنی و احکام فقهی، پنج قسم مهر را روشن می­سازد:
بند اول: مهر المسمی
الف) تعریف
چنانچه میزان مهر، هنگام نکاح معین و ذکر شده باشد به آن مهر المسمی می­گویند.[۵۱] برخی نویسندگان بیان داشته اند که مهر المسمی، آن مهری است که هنگام عقد و یا پس از عقد و پیش از نزدیکی، مهر به تراضی تعیین شود[۵۲] ظاهراً نظر اخیر مبتنی بر ماده ۱۰۸۷ قانون مدنی است که بیان می­دارد: «اگر در نکاح دائم، مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد، نکاح صحیح است و طرفین می­توانند بعد از عقد مهر را به تراضی تعیین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنها نزدیکی واقع شود، زوجه مستحق مهر المثل خواهد بود».
به نظر می­رسد زوجین پس از نزدیکی نیز می­توانند بر میزان مهر تراضی نمایند و قسمت اخیر ماده ۱۰۸۷ ق.م. دلالت بر زوال چنین حقی ندارد. بنابراین تعریف آقای دکتر کاتوزیان از مهر المسمی دقیق­تر به نظر می­رسد. ایشان در تعریف مهر المسمی می­گوید: اگر مهر ضمن عقد نکاح یا پس از آن به تراضی معین شود به آن مهر المسمی گویند[۵۳]
ب) اقسام مهر المسمی
علاوه بر مهر المسمی به معنی خاص خود که در بحث فوق مطرح شد، مهر السنه نیز یکی از اقسام مهر المسمی است. همچنین ممکن است زوجین، اختیار تعیین مهر را به یکی از طرفین یا دیگری تفویض نموده باشند. از دیدگاه تحلیلی مهری که توسط یکی از طرفین یا شخص ثالث تعیین شود نیز مهر المسمی محسوب می­ شود.
مهر السنه
مهر السنه، مهر معینی است که حضرت رسول صلی الله علیه و آله کابین همه همسران و دختران خویش قرار داد.[۵۴] میزان مهر السنه به اجماع فقها و روایت صحیح، پانصد درهم نقره است و هر درهم معادل ۶/۱۲ نخود نقره شرعی است (ماده ۲۹۷ ق.م.ا. سابق).[۵۵] البته منظور از نقره شرعی، نقره مسکوک است که مسکوک بودن بر قیمت آن می­افزاید. برخی فقها در خصوص میزان مهر السنه نوشته اند: «هر مثقال نقره هزار تومان است که پانصد درهم دویست و پنجاه هزار تومان است و اگر مسکوک بودن را هم اضافه کنیم حدود سیصد هزار تومان مى‌شود».[۵۶]
مشهور فقها قائل به استحباب تعیین مهر به میزان مهر السنه هستند و در برابر، سید مرتضی بر این نظر و فتوا بوده است که تعیین مهر بیش از میزان مهر السنه صحیح نیست و مازاد بر آن باید مسترد گردد.[۵۷] دلیل سید مرتضی بر این حکم اجماع و روایتی می­باشد که به تعبیر صاحب ریاض روایت ضعیفی است.[۵۸] همچنین استناد ایشان به اجماع، مورد تردید و شگفتی صاحب نظران قرار گرفته است[۵۹] چرا که بر حکم مخالف این نظر نیز ادعای اجماع شده است و اجماع مخالف به منطق فقه و ادله شرعی، نزدیک­تر است.
مهر المفوضه
گاهی عرف و عادت اجتماع یا احترام و ریش سفیدی بزرگان باعث می­ شود زوجین از چانه زنی و تعیین مهر پیش از ازدواج دست بردارند و اختیار تعیین مهر را به دیگری بسپارند. همچنین ممکن است اختیار تعیین مهر را به زوج یا زوجه اعطا کنند. در این وضع، مهر به نحو اجمال و ابهام در عقد تعیین شده است اما تعیین میزان آن تفویض می­گردد.[۶۰]
مشروعیت تفویض تعیین مهر
فقهای اهل سنت، تفویض تعیین مهر را مطلقاً باطل می­دانند و در صورت تفویض، احکام مهر باطل را بر آن مترتب می­نمایند.[۶۱] در فقه امامیه اصل تفویض مورد پذیرش همه فقها است و اختلافات مطرح شده، در خصوص فروعات و تفاصیل آن می­باشد.[۶۲] البته ادعای اجماع بر پذیرش «تفویض مهر»، که از سوی برخی فقها مطرح شده،[۶۳] مشکل است؛ چرا که مسأله در آثار برخی متقدمین از جمله سید مرتضی، سلار، قطب راوندی و ابن زهره مطرح نگردیده است ولی در این باره شهرت قوی وجود دارد.[۶۴]
قانون مدنی تفویض مهر را در ماده ۱۰۸۹ به رسمیت شناخته است و بیان می­دارد: «ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث می ­تواند میزان مهر را هر قدر بخواهد معین کند».
قسمت اول ماده ۱۰۸۹ با دقت تنظیم نشده است چرا که اختیار تعیین مهر، قابل تفویض به زوجه نیز می­باشد و تنها تفاوت آن با تفویض به زوج یا شخص در این است که در صورت تفویض، زوجه «نمی­تواند بیش از مهرالمثل را معین نماید» (ماده ۱۰۹۰ ق.م.) بنابر این بهتر بود در قسمت اول ماده ۱۰۸۹ ق.م. بیان می­داشت: «ممکن است اختیار تعیین مهر به یکی از زوجین یا شخص ثالثی داده شود…»
میزان مهرالمفوضه
همانگونه که ملاحظه شد، میزان مهرالمفوضه با توجه به شخص تعیین کننده متفاوت است. چنانچه زوج یا شخص ثالثی اختیار داشته باشند، به هر میزان که اراده نمایند نافذ است و چنانچه به زوجه چنین اختیاری تفویض گردد، نمی­تواند بیش از مهرالمثل تعیین نماید. این ترتیب از نگاه عقل متعارف عادلانه نیست. اگر اساس و مبنای تحدید اختیار زوجه محافظت از زوج در برابر تعهد بیش از حد متعارف است، چرا از زوجه چنین حمایتی صورت نمی­پذیرد و اگر اصل بر آزادی اراده فرد مختار است، چرا زوجه از چنین اصلی مستثنا شده است؟
به نظر می­رسد تحدید اختیارات مفوض الیهم منطقی­تر و منصفانه­تر از آزادی اراده ایشان یا نابرابری باشد. به هر حال برای بررسی تفصیلی این مسأله، میزان مهرالمفوضه را در سه صورت بررسی می­نماییم؛ الف) در صورت تفویض تعیین مهر به زوج، ب) در صورت تفویض تعیین مهر به زوجه و ج) در صورت تفویض تعیین مهر به شخص ثالث.
میزان مهرالمفوضه در صورت تفویض تعیین مهر به زوج

نظر دهید »
پژوهش های پیشین در مورد رابطه هوش استراتژیک ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

تجزیه و تحلیل داده‌ها
 
مقدمه:
تجزیه و تحلیل داده‌ها برای بررسی صحت و سقم فرضیات برای هر نوع پژوهش از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه در بیشتر پژوهش‌هایی که متکی بر اطلاعات جمع آوری شده از موضوع مورد پژوهش است، تجزیه و تحلیل اطلاعات از اصلی‌ترین و مهم‌ترین بخش‌های پژوهش محسوب می‌شود. داده‌های خام با بهره گرفتن از نرم افزار آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرند و پس از پردازش به شکل اطلاعات در اختیار استفاده کنندگان قرار می‌گیرند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

برای تجزیه و تحلیل داده‌های جمع آوری شده آمار تحلیلی به دو صورت آمار توصیفی و استنباطی مطرح می‌گردد. در ابتدا با بهره گرفتن از آمار توصیفی، شناختی از وضعیت و ویژگی‌های جمعیت شناختی پاسخ دهندگان حاصل می‌شود و در ادامه در آمار استنباطی پژوهش، به بررسی روابط علّی بین متغیرهای موجود در مدل مفهومی پژوهش می‌پردازد.
تجزیه و تحلیل داده‌های آماری در این پژوهش بوسیله نرم افزارهای SPSS22 و Lisrel 8.5 انجام شده است. دراین بخش سعی شده است که تمام عملیات آماری انجام شده بر روی پرسشنامه در قالب دسته بندی معین، ارائه شود.
۴-۱. تحلیل توصیفی پژوهش:
در این قسمت، وضعیت پاسخ دهندگان شامل جنسیت، سن، میزان تحصیلات ، سابقه خدمت و سمت سازمانی آن‌ها به طور خلاصه بیان شده است.
۴-۱-۱.وضعیت جنسیت پاسخگویان
با توجه به جدول شماره۴-۱، از مجموع ۱۵۳ نفر اعضای نمونه، ۹۹ نفر معادل ۷/۶۴ درصد آقا و ۵۴ نفر معادل ۳/۳۵ درصد خانم بوده‌اند.
جدول۴-۱: توزیع فراوانی و درصدی پاسخگویان بر حسب جنسیت

جنسیت فراوانی درصد فراوانی
مرد ۹۹ ۷/۶۴
زن ۵۴ ۳/۳۵
مجموع ۱۵۳ ۱۰۰

توزیع فراوانی متغیر وضعیت جنسیت اعضای تحت نمونه در نمودار شماره۴-۱ نیز قابل مشاهده است.
نمودار۴-۱: توزیع فراوانی متغییر جنسیت
۴-۱-۲. وضعیت سنی پاسخگویان: با توجه به جدول شماره۴-۲، از مجموع ۱۵۳ نفر اعضای نمونه پژوهش، ۲۹ نفر معادل ۱۹ درصد دارای سن کمتر از ۳۰ سال، ۵۸ نفر معادل ۹/۳۷ درصد دارای سن ۳۰ تا ۴۰ سال و ۶۶ نفر معادل ۱/۴۳ درصد دارای سن بالای ۴۰ سال بوده‌اند.
جدول۴-۲: توزیع فراوانی و درصدی پاسخگویان بر حسب سن

سن فراوانی درصد فراوانی
زیر ۳۰ سال ۲۹ ۱۹
۳۰ تا ۴۰ سال ۵۸ ۹/۳۷
نظر دهید »
مطالب پایان نامه ها درباره :مبانی اعتقادی مردم ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

امیرالمومنین علی (علیه السلام) این رویداد را چنین شرح داده اند:
« حَتَّى مَضَى الْأَوَّلُ لِسَبِیلِهِ فَأَدْلَى بِهَا إِلَى فُلَانٍ بَعْدَهُ ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الْأَعْشَى شَتَّانَ مَا یَوْمِی عَلَى کُورِهَا وَ یَوْمُ حَیَّانَ أَخِی جَابِرِ فَیَا عَجَباً بَیْنَا هُوَ یَسْتَقِیلُهَا فِی حَیَاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَیْهَا فَصَیَّرَهَا فِی حَوْزَهٍ خَشْنَاءَ یَغْلُظُ کَلْمُهَا وَ یَخْشُنُ مَسُّهَا وَ یَکْثُرُ الْعِثَارُ فِیهَا وَ الِاعْتِذَارُ مِنْهَا فَصَاحِبُهَا کَرَاکِبِ الصَّعْبَهِ إِنْ أَشْنَقَ لَهَا خَرَمَ وَ إِنْ أَسْلَسَ لَهَا تَقَحَّمَ فَمُنِیَ النَّاسُ لَعَمْرُ اللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِرَاضٍ فَصَبَرْتُ عَلَى طُولِ الْمُدَّه وَ شِدَّهِ الْمِحْنَهِ »
« تا آنکه نخستین، راهی را که باید پیش گرفت و دیگری را جانشین خویش گرفت. (سپس امام مثلی بر زبان راند و این بیت أعشی برخواند که:) «روز مرا با حیّان، برادر جابر، چه مشابهت و این دو را با هم چه مناسبت. من، همه روز در گرمای سوزان بر پشت شتر بوده و او آسوده، به راحت در خانه غنوده.» شگفتا کسی که در زندگی می‏خواست خلافت را واگذارد، چون اجلش رسید کوشید تا آن را به عقد دیگری در آرد. - خلافت را چون شتری ماده دیدند - و هر یک به پستانی از او چسبیدند، و سخت دوشیدند، و - تا توانستند نوشیدند - سپس آن را به راهی در آورد ناهموار، پر آسیب و جان آزار، که رونده در آن هر دم به سر در آید، و پی در پی پوزش خواهد، و از ورطه به در نیاید. سواری را مانست که بر بارگیر توسن نشیند، اگر مهارش بکشد، بینی آن آسیب بیند، و اگر رها کند سرنگون افتد و بمیرد. به خدا که مردم چونان گرفتار شدند که کسی بر اسب سرکش نشیند، و آن چارپا به پهنای راه رود و راه راست را نبیند. من آن مدّت دراز را با شکیبایی به سر بردم، رنج دیدم و خون دل خوردم.»[۱۷]
۲.۲.۳. نحوۀ روی کار آمدن خلیفه سوم:
هنگامیکه عمر بر اثر ضربه ابولؤلؤ در بستر مرگ قرار داشت، امر خلافت را میان شش نفر از اصحاب پیامبر خدا شورى قرار داد: على بن ابى طالب، عثمان بن عفان، عبد الرحمن بن عوف، زبیر بن عوام، طلحه بن عبید الله و سعد بن ابى وقاص. در شورایی که نتیجه آن از قبل مشخص بود. تا جایی که عباس به على (علیه السلام) گفت : خلافت از دست ما خارج شد ؛ این مرد مى‏خواهد عثمان خلیفه باشد. امام على (علیه السلام) فرمود: من هم این موضوع را مى‏دانم ، ولى با آنان در شورى شرکت مى‏کنم، زیرا عمر اکنون مرا هم سزاوار خلافت دانسته است و در حالی که قبلاً مى‏گفت : پیامبر (صلى‏الله ‏علیه‏ وآله‏وسلّم‏) فرموده‏اند: نبوت و امامت در یک خانواده جمع نمى‏شود. بنابراین من در شورى شرکت مى‏کنم تا براى مردم نقض گفتار و رفتار عمر آشکار شود[۱۸]. عبدالرحمن که با امتیاز خاص عمربن خطاب در شورا نقش تعیین کننده یافته بود، برای علی (علیه السلام) و عثمان بن عفان شروطی گذاشت: عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏)، و عمل به سنت دو خلیفه پیشین. حضرت علی (علیه السلام) فقط عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را پذیرفت، ولی عثمان تمام شروط را قبول کرد، پس مردم با وی به عنوان خلیفه سوم بیعت کردند.[۱۹]
( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

امیرالمومنین علی (علیه السلام) در مورد شورا و دوران حکومت عثمان فرمودند:
« حَتَّى إِذَا مَضَى لِسَبِیلِهِ جَعَلَهَا فِی جَمَاعَهٍ زَعَمَ أَنِّی أَحَدُهُمْ فَیَا لَلَّهِ وَ لِلشُّورَى مَتَى اعْتَرَضَ الرَّیْبُ فِیَّ مَعَ الْأَوَّلِ مِنْهُمْ حَتَّى صِرْتُ أُقْرَنُ إِلَى هَذِهِ النَّظَائِرِ لَکِنِّی أَسْفَفْتُ إِذْ أَسَفُّوا وَ طِرْتُ إِذْ طَارُوا فَصَغَا رَجُلٌ مِنْهُمْ لِضِغْنِهِ وَ مَالَ الْآخَرُ لِصِهْرِهِ مَعَ هَنٍ وَ هَنٍ إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَیْهِ بَیْنَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یخضمون مَالَ اللَّهِ خضم الْإِبِلِ نِبْتَهَ الرَّبِیعِ إِلَى أَنِ انْتَکَثَ عَلَیْهِ فَتْلُهُ وَ أَجْهَزَ عَلَیْهِ عَمَلُهُ وَ کَبَتْ بِهِ بِطْنَتُهُ»
« چون زندگانی او (عمر) به سر آمد، گروهی را نامزد کرد، و مرا در جمله آنان در آورد. خدا را چه شورایی من از نخستین چه کم داشتم، که مرا در پایه او نپنداشتند، و در صف اینان داشتند، ناچار با آنان انباز، و با گفتگوشان دمساز گشتم. امّا یکی از کینه راهی گزید و دیگری داماد خود را بهتر دید، و این دوخت و آن برید، تا سوّمین به مقصود رسید و همچون چارپا بتاخت، و خود را در کشتزار مسلمانان انداخت، و پیاپی دو پهلو را آکنده کرد و تهی ساخت. خویشاوندانش با او ایستادند، و بیت المال را خوردند و برباد دادند. چون شتر که مهار برد، و گیاه بهاران چرد، - چندان اسراف ورزید - که کار به دست و پایش بپیچید و پرخوری به خواری، و خواری به نگونساری کشید.»[۲۰]
۲.۲.۴. انتخاب خلیفه چهارم:
بعد از کشته شدن عثمان به دست انقلابیون مردم هیچ تردیدى نداشتند که پس از عثمان متولّى امر خلافت على بن ابى طالب است‏. یک دسته با شتاب نزد على (علیه السلام) رفتند ولی او به خانه خود رفت و گفت: «این به دست شما نیست، به دست اهل بدر است.» عمّار یاسر با فریاد گفت: اى جماعت انصار و اى گروه مهاجر، عثمان را نیکو نگریستید که در میان شما چگونه زیست. خویشتن را دریابید که با چون اویى مواجه نگردید. اینک علىّ مرتضى (علیه السلام) در میان شماست. قربت او را با رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) شناخته‏اید و سبقت او را در اسلام می‏دانید. از تفرقه جماعت بپرهیزید و در بیعت با او شتاب کنید. در جواب عمّار یاسر جماعت مهاجر و انصار هم گفتند: اى عمّار درست گفتى. سخن حق جز این نیست. سپس همگی به خدمت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) رفتند و گفتند: اى ابوالحسن، خلیفه را کشتند و تو می‏دانى که چاره‏ای جز داشتن خلیفه نیست وکسی جز تو اهلیّت این کار را ندارد. قبول کن تا با تو بیعت کنیم. امیرالمؤمنین على (علیه السلام) گفت: اى مردم، من به این کار رغبتى ندارم، و نمى‏خواهم که کسى با من بیعت کند. ولی بعد از اصرارهای فراوان از جانب مردم و اتمام حجت از طرف علی (علیه السلام) ایشان بر منبر رفتند و مردم با او بیعت کردند.[۲۱]
امیرالمومنین علی (علیه السلام) در مورد چگونگی بیعت مردم با ایشان می فرمایند:
« فَمَا رَاعَنِی إِلَّا وَ النَّاسُ الى کَعُرْفِ الضَّبُعِ یَنْثَالُونَ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ جَانِبٍ حَتَّى لَقَدْ وُطِئَ الْحَسَنَانِ وَ شُقَّ عطافى مُجْتَمِعِینَ حَوْلِی کَرَبِیضَهِ الْغَنَمِ فَلَمَّا نَهَضْتُ بِالْأَمْرِ نَکَثَتْ طَائِفَهٌ وَ مَرَقَتْ أُخْرَى وَ فسق آخَرُونَ کَأَنَّهُمْ لَمْ یَسْمَعُوا اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعُوهَا وَ وَعَوْهَا وَ لَکِنَّهُمْ حَلِیَتِ الدُّنْیَا فِی أَعْیُنِهِمْ وَ رَاقَهُمْ زِبْرِجُهَا أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَ بَرَأَ النَّسَمَهَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أن لا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّهِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ»
« و ناگهان دیدم مردم از هر سوی روی به من نهادند، و چون یال کفتار پس و پشت هم ایستادند، چندان که حسنان فشرده گشت و دو پهلویم آزرده به گرد من فراهم و چون گله گوسفند سر نهاده به هم. چون به کار برخاستم گروهی پیمان بسته شکستند، و گروهی از جمع دینداران بیرون جستند و گروهی دیگر با ستمکاری دلم را خستند. گویا هرگز کلام پروردگار را نشنیدند - یا شنیدند و کار نبستند -، که فرماید: «سرای آن جهان از آن کسانی است که برتری نمی‏جویند و راه تبهکاری نمی‏پویند، و پایان کار، ویژه پرهیزگاران است» آری به خدا دانستند، لیکن دنیا در دیده آنان زیبا بود، و زیور آن در چشمهایشان خوشنما. به خدایی که دانه را کفید و جان را آفرید، اگر این بیعت کنندگان نبودند، و یاران، حجّت بر من تمام نمی‏نمودند، و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده بشتابند، رشته این کار را از دست می‏گذاشتم و پایانش را چون آغازش می‏انگاشتم و چون گذشته، خود را به کناری می‏داشتم، و می‏دیدید که دنیای شما را به چیزی نمی‏شمارم و حکومت را پشیزی ارزش نمی‏گذارم»[۲۲]
همچنین در جایی دیگر وقایع تاریخی آن زمان را چنین شرح داده ‏اند:
« أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی أُخْبِرُکُمْ عَنْ أَمْرِ عُثْمَانَ حَتَّى یَکُونَ سَمْعُهُ کَعِیَانِهِ إِنَّ النَّاسَ طَعَنُوا عَلَیْهِ فَکُنْتُ رَجُلًا مِنَ الْمُهَاجِرِینَ أُکْثِرُ اسْتِعْتَابَهُ وَ أُقِلُّ عِتَابَهُ وَ کَانَ طَلْحَهُ وَ الزُّبَیْرُ أَهْوَنُ سَیْرِهِمَا فِیهِ الْوَجِیفُ وَ أَرْفَقُ حِدَائِهِمَا الْعَنِیفُ وَ کَانَ مِنْ عَائِشَهَ فِیهِ فَلْتَهُ غَضَبٍ فَأُتِیحَ لَهُ قَوْمٌ قَتَلُوهُ وَ بَایَعَنِی النَّاسُ غَیْرَ مُسْتَکْرَهِینَ وَ لَا مُجْبَرِینَ بَلْ طَائِعِینَ مُخَیَّرِینَ»
« امّا بعد، من سرنوشت عثمان را برای شما به گونه‏ای گزارش کنم که گویی خود ناظر آن بوده‏اید: مردم در آغاز از او انتقاد کردند و عیوبش برشمردند، و من از مهاجران کسی بودم که بیشترین سعیم نرنجاندن و کمتر سرزنش کردن او بود. امّا «طلحه» و «زبیر»، رام‏ترین حرکتشان در باره او «دویدن» و نرم‏ترین راندنشان «دواندن» بود. «عایشه» نیز در مورد عثمان گرفتار خشم نابهنگام شد و در نتیجه زمینه قتل او به دست مردم خشمگین فراهم آمد، و آنگاه از روی میل و رغبت بدون هیچ اکراه و اجباری با من بیعت کردند.»[۲۳]
همانطور که شرح داده شد چهار نفر بعد از پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) به عنوان خلیفه مسلمین انتخاب شدند. ولی ما سعی داریم شیوه صحیح انتخاب امام را از منظر اسلام شرح دهیم، زیرا که در واقع مهمترین عامل ایجاد تفاوت در مذاهب اسلام ، مسئله انتخاب امام و پیشوای امت است. قبل از آنکه به بررسی نظرات اهل تسنن و امامیه در خصوص انتخاب امام بپردازیم ، لازم است در ابتدا جایگاه امام و منصب خلیفه در اسلام را بررسی کنیم تا با توجه به شأن امام از منظر اسلام بتوانیم روش انتخاب آن را تحلیل کنیم.
۲.۳. تبیین اصطلاحات :
اصطلاحات امام، پیشوا، اولی الامر، وصی و خلیفه با آنکه در معنای لغوی تفاوت های جزئی با یکدیگر دارند، ولی از آنجا که در عرف مسلمانان معمولاً در یک معنا بکار برده می‏شود، ما هم به ناچار این واژه‏ ها را در کنار هم قرار می‏دهیم. برای تبیین جایگاه امامت لازم است کاربرد قرآنی و تاریخی این واژها را بررسی کنیم.
۲.۳.۱. امام:
امام آنست که از وى پیروى و بوى‏اقتدا شود، خواه انسان باشد یا کتاب یا غیر آن، حق باشد یا باطل جمع آن ائمّه است. در قاموس گفته امام آنست که از وى پیروى شود رئیس باشد یا غیر آن، ریسمانى که بنّا به دیوار می کشد تا راست بنا کند، راه، متولّى امر، قرآن، پیغمبر، خلیفه، فرمانده لشگر، و آنچه بچّه هر روز یاد می‏گیرد، و نمونه‏ای که از روى آن نظیر آنرا می‏سازند. ناگفته نماند معنى جامع، همان مقتدا بودن است، ریسمانی که بنّا از آن پیروى می کند و طبق آن بنا می کند، راهیکه انسان در امتداد آن قدم بر میدارد، کتابی که می خواند همه امام و پیشوا و مقتدایند.[۲۴] چنانکه در قرآن کریم آمده است:
﴿ یَوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُوْلَئِکَ یَقْرَؤُونَ کِتَابَهُمْ وَلاَ یُظْلَمُونَ فَتِیلًا وَمَن کَانَ فِی هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِی الآخِرَهِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِیلًا ﴾[۲۵]
«روزى که هر گروهى را با پیشوایشان فرا بخوانیم و کسانى که نامه عملشان به دست راستشان داده شود، نامه خود را مى‏خوانند و به اندازه تار موئى ستم نمى‏شوند. و کسى که در این دنیا کور [دل] و نابینا باشد، در آخرت نیز کور و نابینا و گمراهتر خواهد بود.»
و درباره امام ظالم فرموده:
﴿فَقَاتِلُواْ أَئِمَّهَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَیْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنتَهُونَ ﴾[۲۶]
«با پیشوایان کفر پیکار کنید که آنها را پیمانى نباشد، شاید که بازایستند».
امام در اسلام، هادى و هدایتگر راه خدا به فرمان خداست. چه انسان باشد و چه کتاب. چنانکه درباره انسان فرموده:
﴿وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِین ﴾[۲۷]
«و هنگامى که خداوند ابراهیم را با بلاها و کلماتى آزمود و او به خوبى از عهده آنها برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم ابراهیم گفت: از دودمان من نیز. فرمود: پیمان به تبهکاران نمى‏رسد.»
و نیز فرموده: ﴿ وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا… ﴾[۲۸]
«و آنها را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى‏کردند…»
و درباره امامت کتاب فرموده:
﴿وَمِن قَبْلِهِ کِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَهً… ﴾[۲۹]
«و پیش از آن، کتاب موسى که پیشوا و رحمت بود…»
از مضمون آیات فوق درمى‏یابیم که شرط امام بودن در اسلام این است که: اگر «کتاب» است، باید نازل شده از سوى خدا بر پیامبران براى هدایت مردم باشد. مانند کتاب حضرت محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله وسلّم‏) : قرآن کریم، و پیش از آن کتاب موسى تورات، و دیگر کتب آسمانى سایر انبیاء (علیهم السلام) و اگر «انسان» است، باید از سوى خداى متعال تعیین شده که به هیچ روى ظالم و ستمگر نیست.
چنانکه فرمود: ﴿إنى جَاعِلُکَ لِلناسِ إمَامَا ﴾ «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم» و فرمود: ﴿لا یَنالُ عَهدى الظالمین ﴾ «پیمان من به ستمکاران نمى‏رسد».[۳۰]
۲.۳.۲. خلیفه:
خلافت در زبان عرب به معانى نیابت از دیگرى است.[۳۱]
این واژه با همین معنا در آیات بسیارى از قرآن کریم نیز آمده است. چنانکه مى‏فرماید:
﴿ وَاذکُرُواْ إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ… ﴾[۳۲]
«به یاد آورید هنگامى که شما را جانشین قوم نوح قرار داد… »
﴿وَاذْکُرُواْ إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ عَادٍ… ﴾[۳۳]
«به یاد آورید هنگامى که شما را جانشین قوم عاد قرار داد…»
﴿فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُواْ الْکِتَابَ… ﴾[۳۴]
«پس جانشینانى جاى آنها را گرفتند که وارث کتاب شدند…»
و مى‏فرماید: ﴿فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاهَ… ﴾[۳۵]
«پس جانشینانى جاى آنها را گرفتند که نماز را تباه کردند…»
همچنین در احادیثی از پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) آمده است:
« أَللّهُمَّ ارحَم خُلَفائی ثَلاثَا، قیلَ یا رَسولَ اللَّه و مَن خُلَفائِکَ قالَ: اَلَّذینَ یُبَلِّغونَ حَدیثی وَ سُنَّتی ثُمََََّ یعلّمونَها أُمَّتی.»
«رسول خدا (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) سه بار فرمود: خدایا جانشینان مرا مورد رحمت خود قرار ده. پرسیدند: اى پیامبر خدا! جانشینان تو چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: آنان که حدیث و سنّت مرا تبلیغ نموده و آن را به امّتم مى‏آموزند.»[۳۶]
همچنین در جایی دیگر پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود:« مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَرْکَبَ سَفِینَهَ النَّجَاهِ وَ یَسْتَمْسِکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقى‏ وَ یَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِینِ فَلْیُوَالِ عَلِیّاً بَعْدِی وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ وَ لْیَأْتَمَّ بِالْهُدَاهِ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلَفَائِی وَ أَوْصِیَائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی وَ سَادَهُ أُمَّتِی وَ قَادَهُ الْأَتْقِیَاءِ إِلَى الْجَنَّهِ حِزْبُهُمْ حِزْبِی وَ حِزْبِی حِزْبُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّیْطَانِ»
« هر که دوست دارد سوار کشتى نجات شود و دستاویز استوار را چنگ زند و به ریسمان محکم خدا بچسبد باید على را بعد از من دوست بدارد و دشمنش را دشمن و پیرو ائمه هدى از فرزندانش باشد آنها جانشینان و اوصیاء منند و حجت خدا بر خلق پس از من و سرور امت و رهبر پرهیزگاران‏بجانب بهشت حزب ایشان حزب من و حزب من حزب خدا است و حزب دشمنان آنها حزب شیطان است.»[۳۷]
امّا بعد از پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) ، بعد از آنکه «ابوبکر» خلافت را غصب کرد، خلیفه رسول اللّه‏ نامیده مى‏شد و عمر ابتدا خلیفه خلیفه رسول اللّه‏، و سپس امیرالمؤمنین نامیده شد. و این عنوان تا پایان دوره خلفاى عثمانى در ترکیه متداول و جارى بود. همچنین پیروان مکتب خلفا از ابتداى عصر اموى تا عصر عباسى حاکم بزرگ را «خلیفه اللّه‏» مى‏نامیدند.[۳۸]
امّا پیروان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بر اساس احادیث رسیده از پیامبر (صلى‏الله‏ علیه‏ وآله‏ و سلّم‏) مصادیق خلیفه و جانشین پیامبر(صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را، علی (علیه السلام) و فرزندانش می‏دانند.
۲.۳.۳. امر و اولی الامر:
در لغت عرب، در عرف مسلمانان و در نصوص اسلامى، کتاب و سنت، مراد و مقصود از کلمه «امر» تنها امامت و حکومت بر مسلمانان است. بنابراین، واژه «امر» در شریعت اسلام به همان معنایى است که در زبان عرب و عرف مسلمانان به کار رفته است، و واژه اولی‏الامر که مصطلح شرعى است به معنای امام پس از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) است. ولى «مصداق اولى الامر» بین دو مکتب مورد اختلاف است. زیرا: مکتب اهل‏البیت (علیهم السلام)مى‏گوید: «چون مقصود از «اولى الامر» امامان هستند، بناچار باید منصوب خدا بوده و معصوم باشند.» و مکتب خلفا مى‏گوید: «هر کس که مسلمانان با او به حکومت بیعت کنند، او «اولى الامر» است.[۳۹]
اما واژه اولی الامر در کلام پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) چنین آمده است.

نظر دهید »
پژوهش های پیشین با موضوع :بررسی اثرات اجرای طرح هادی ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع
  • مطیعی لنگرودی ، حسن ؛ یاری ، ارسطو، ۱۳۸۹ ، حفاظت محیط زیست و برنامه ریزی توسعه فیزیکی روستا با تاکید بر ارزیابی طرح های هادی روستایی ، مجله جغرافیا و برنامه ریزی محیطی ، سال ۲۱ ، شماره پیاپی ۳۹ ، شماره سوم
  • مظفر ، فرهنگ و همکاران ، ۱۳۸۷ ، ارزیابی اثرات اجرای طرحهای هادی بر محیط زیست روستاهای ایران ، فصلنامه علوم محیطی سال پنجم ، شماره سوم
      • معصومی اشکوری ، سید حسن ، ۱۳۶۷، برنامه ریزی منطقه ای چشم اندازهای نوین برای حل مسایل شهری ، مجله علمی شهرسازی و معماری ، شماره دوم

    (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

  • موسوی قهدریجانی ، محمد ، ۱۳۷۴ ، ارزشیابی اثرات اجتماعی طر های بهسازی روستایی در استان اصفهان ، پایان نامه کارشناسی ارشد علوم اجتماعی ، استادراهنما ، دکتر فرامرز رفیع پور ، دانشگاه شهید بهشتی
  • مولائی هشتجین ، نصرالله ، ۱۳۸۱ ،مقاله تحلیلی پیرامون اهداف ، ضرورت ها و فرایند تهیه ، تصویب و اجرای طرح هادی روستایی با تاکید بر استان گیلان ، فضای جغرافیایی ، سال دوم ، شماره ۶
  • مهدوی ، مسعود ، ۱۳۷۷ ، مقدمه ای بر جغرافیای روستایی ایران ، تهران ، انتشارات سمت
  • مهندسان مشاور DHV از هلند ، ۱۳۷۱ ، رهنمودهایی برای برنامه ریزی روستایی ، ترجمه سید جواد میر و دیگران ، انتشارات مرکز تحقیقات و بررسی مسایل و مشکلات
  • نصیری ، اسماعیل ، ۱۳۸۸ ، ارزیابی اثر بخشی طرح هادی روستایی سکونتگاه های روستایی ، اولین کنفرانس ملی مسکن و توسعه کالبدی روستا ، تهران
  • عیلزاده ، زینب ، ۱۳۸۹ ، بررسی اثرات و پیامدهای اجرای طرح هادی روستایی در بخش مرکزی شهرستان رودسر ، پایان نامه کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ، استاد راهنما ، دکتر عیسی پور رمضان ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
  • عاشقی ، اردشیر ، ۱۳۸۸ ، بررسی اثرات اجرای طرح هادی روستایی در شهرستان میاندواب ، پایان نامه کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی ، استاد راهنما ، دکتر نورالدین عظیمی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
  • چراغی ، مهدی : محمدی یگانه ، مهدی :نباتی ، عباس ، ۱۳۹۱ ، تبیین اثرات اجرای طرح هادی بر بهبود کیفیت زندگی در نواحی روستایی ( مطالعه موردی : دهستان کرانی- شهرستان بیجار ) ، مسکن و محیط روستا ، شماره ۱۳۹
  • Bartlett,William & et al ,(2010) , The Quality of Life and Regional Development in FYR Macedona , Croatian Economic Survey ; Vol . 12
  • Buss, D.M. (2000). The evalution of happiness . American Pcychologist , Vol 55
  • Epley , D, and Menon , M.(2008) . A method of assembling cross-sectional indicators into a community of life . Social Indicators Research
  • Fahey,Tony , Brian Noland and Christopher T . Whelan , (2003). Monitoring quality of life in Europe , Luxembourg :European Foundation for the Improvement of Living and Working Conditions , Office for Official Publications of the European Communities
  • Gelatt, H.b.(1989). Positive uncertainty : Anew decision – making framework for counseling . Journal of Counseling Psychology ,Vol 36
  • Hayo ,Bernd and Wolfgang Seifert,(2003).”Subjective economic well-being in Eastern Europe ”, Journal of Economic Psychology , Vol . 24
  • Layard, R.(2005). Happiness: lessons from a new science . New York and London : Penguin . Layard , Rethinking Public Economics : the Implications of Rivalry and Habit
  • Peruniak ,Geoffrey s. (2008) .The promise of quality of life , Journal of Employment Counseling, Vol . 45
  • Pukeliene , Violeta and Viltorija Starkauskiene , (2009) , Quality of Life : Factors Determining its measurement Complexity , Inzinerine Ekonomika Engineering Economics
  • Pukeliene , Violeta and Viltorija Starkauskiene , (2011) , Quality of Life concept , measurement and challenges , SISTEMINIAI TYRIMAI .
  • Quaghebeur, K, Masschelein , J and Nguyen , N. (2004) . Paradox of participation : Giving or taking part? Journal of Community and Applied Social Psychology
  • Rahman , Tauhidurand et al , (2001) , Measuring quality of life across countries :A multiple indicators and multiple causes approach , The Journal of Socio-Economics 40
  • Rana, Masud & et al , (2009). Impact of health education on health –related quality of life among elderly persons : results from a community – based intervention study in rural Bangladesh , Health Promotion International, vol .24
  • Ricardo Grau and Mitchell Aide , (2007). Are Rural Urban Migration and Sustainable Development Compatible in Mountain Systems?. Mountain Research and Development
  • Sanfey , Peter and Urku Teksoz,(2007). “Does transition make you happy?”, Economics of Transition , Vol 15
  • Sink , J. R . (2000). Why can`t we measure happiness ? American Psychologist , Vol 55
  • Sirgy , j and Cornwell , T. (2002), How neighbourhood feature affect quality of life . Social Indicator Research, Vol 59
  • Sirgy , j and et al . (2008) , How does resident`s satisfaction with community services influences quality of life (QOL) outcomes? Social Indicator Research, Vol 3
  • Stafford M and Marmot M . (2003) , Neighborhood deprivation and health : does it affect us all equally ? Int J Epidemiol
  • Wilkinson, R and Pickett , K . (2009) . The Spirit Level :Why Greator Equality Makes Societies Stronger . New York : Bloomsbury Press

پیوست ها
« بنام خدا »
پرسشنامه روستاهای دارای طرح هادی اجرا شده بخش مرکزی شهرستان رشت
پرسشنامه حاضر صرفاً به منظور تهیه و تدوین پایان نامه با عنوان « تحلیل اثرات اجرای طرح هادی در بهبود 

نظر دهید »
پژوهش های پیشین در مورد بررسی تاثیر توانمندسازی روانشناختی ...
ارسال شده در 8 آذر 1400 توسط فاطمه کرمانی در بدون موضوع

رهبری تسهیل کننده : واحد اساسی تشکیل دهنده سازمان توانمند ، فرد نیست بلکه یک گروه از افراد هماهنگ بعنوان عامل اصلی هستند . رهبری تسهیل کننده را باید یک معلم ، مشوق و مربی دانست که همچون پل ارتباطی گروه ها را به هم مرتبط می کند .
ساختن گروه های توانمند : این گروه در جایی که توانمندسازی رشد می کند قرار دارد(اسکات و ژاف ، ۱۹۹۴، ترجمه ایران نژاد،ص۶۸ ).
۲-۱-۱۰-۳- الگوی روان شناسان جامعه نگر
این گروه برای روشن کردن مفهوم توانمندسازی عواملی را شناسایی کردند که باعث افزایش آن می شود .تعیین کننده های محیط اجتماعی در توانمندسازی نقش مهم تری از شخصیت فردی دارند . توانمندسازی شامل فرایندی است که درون گروه های بزرگ سازمانی یا بافت جامعه رخ می دهد و برخی از عواملی که با توانمندسازی ارتباط دارند در فرایند سازمان وارد می شوند . پژوهشی که توسط میتون و سالم[۶۰] ( ۱۹۹۵ ) انجام گرفت عوامل زیر را در یک مجموعه توانمند شده شرکت دادند را مشخص کردند .
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

وضوح بخشی : اعضاء نسبت به آن که دیگران از آن ها انتظار دارند تا وظیفه ای را انجام دهند ، از محدودیت های خود در داشتن اختیار در تصمیم گیری و این که چگونه قضاوت کند آگاه هستند .
خودگردانی : اعضاء مهارتهای زیادی بر روی کارهای خود که شامل روش ها ، فرایند و … دارند
تاثیرگذاری: اعضاء قادرند کوشش موثری در کار خود برای یکپارچگی در راهبرها ، قواعد اجرایی و روش های عملیاتی داشته باشند .
حمایت اجتماعی - هیجانی : یک نظام حمایت کننده از همتایان و یک حس قوی اجتماعی پشتیبان افراد توانمند می باشد .
دستیابی به اطلاعات راهبردی : اعضاء اطلاعاتی درباره روند کاری مجموعه ، بهره وری ، محیط بیرونی و راهبردهای مدیران رده بالا دارند .
رهبری تقسیم شده : یعنی رهبران دیگران را توسط تقسیم وظیفه رهبری توانمند می کنند (چرنیس[۶۱] ،۱۹۹۷، ص ۱۵۰).
۲-۱-۱۱- اهداف توانمندسازی
هدف اصلی توانمندسازی ، تقویت عملکرد سازمان ها از طریق استفاده کامل تر از دانش ، مهارت ، تجربه نیروی انسانی سازمان می باشد . هدف از توانمندسازی نیروی انسانی آزاد کردن همه منابع انسانی موجود در سازمان و تمرکز آن ها بر روی عملکرد و بهبود عملکرد است .
هدف توانمندسازی بکار گرفتن افکار نیروی انسانی به منظور اتخاذ بهترین تصمیمات ممکن و پیدا کردن شیوه هایی برای اتخاذ تصمیمات . هدف بلند مدت توانمندسازی بهبود مستمر در عملکرد کلی یک سازمان است و هدف فوری آن بکارگیری صلاحیت هایی است که در اعضای سازمان وجود دارد (کینلا ،۱۹۸۹، ترجمه ایران نژاد پاریزی).
هدف از توانمندسازی ارائه بهترین منافع فکری مربوط به هر زمینه از عملکرد سازمان است
همچنین هدف این است که شایسته ترین افراد در سازمان بیشترین نفوذ را در مناسب ترین شیوه ها اعمال کنند (اسکات و ژاف ، ۱۹۹۴ ، ایران نژاد ، ۱۳۷۵ ، به نقل از خاطری، ص ۳۵).
۲-۱-۱۲- فرهنگ توانمندسازی
فرهنگ عنصری پیچیده است و به سادگی قابل بیان نیست . عده ای فرهنگ سازمانی را اساس شکل گیری توانمندسازی می دانند . سازمان هایی موفق به اجرای فرایند توانمندسازی می شوند که دارای اصول ارزشی (ارزش ها تقویت کننده فعالیت ها هستند) تعریف شده باشند . مدیرانی که از ارتباط میان توانمندسازی با فرهنگ سازمانی آگاهی دارند قادرند که کارکنان خود را تشویق به توانمندسازی کنند . شما وقتی گروه کاری موفق دارید که محیطی فراهم سازید تا کارکنان بتوانند با به کارگیری استعدادها ، دانش ، مهارت و تجربیاتشان برای تحقق اهداف گام بردارند . به این فرایند فرهنگ توانمندسازی می گویند(آقایار ، ۱۳۸۲، ص۳۱)
فرهنگ توانمندسازی از کارکنان رده پایین و عملیاتی سازمان آغاز و بصورت گام به گام تا مدیریت عالی پیش می رود . توانمندسازی کارکنان هیچگاه مترادف با ناتوانی مدیریت نبوده ، بلکه کارکنان توانمند قادرند از دو عامل زمان و انرژی به نحو موثر استفاده کنند .
۲-۱-۱۳- مزایا و فواید توانمندسازی نیروی انسانی
بطور کلی مزایا و فواید بکارگیری توانمندسازی را می توان در دو طبقه تقسیم نمود :
مزایای سازمانی
مزایای فردی
۲-۱-۱۳-۱- مزایای سازمانی
بسیاری از نویسندگان که بر مزایای سازمانی توانمندسازی تمرکز کرده اند اعتقاد دارند که در پس تلاش هایی که موجب توانمند شدن محیط کار می شود یک نیروی محرکه وجود دارد . رقابت زمانی و محیط متغیر کاری ، تغییرات سازمانی را برای پاسخ به فشارهای فزاینده در زمینه بهبود کارایی و عملکرد ، اجتناب ناپذیر نموده اند . به خصوص سازمان ها در زمینه های کنترل ، هزینه ، انعطاف پذیری ، کیفیت ، مجبور به توسعه و بهبود می باشند . در واقع سازمان ها می توانند شاهد بهبودهای زیادی در زمینه های عملکرد اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و … باشند .
۲-۱-۱۳-۲- مزایای فردی
در حالی که توانمندسازی دارای مزایای سازمانی است ، منافع بسیاری نیز برای نیروی انسانی به همراه دارد . افرادی که خودشان را توانمند می بینند تضاد و ابهام کمتری را در نقش گزارش می کنند و همچنین در محیط کار خود کنترل بیشتری را بر محیط اعمال می کنند . به عقیده آن ها چنین امری باعث کاهش محدودیت های عاطفی می شوند . در یک تحقیق و نتایج به دست آمده حاکی از رضایت شغلی ، انگیزش و وفاداری بیشتر به سازمان در افراد توانمند می باشد(کاظمی ، ۱۳۸۵ ،ص ۴۵).
بطور کلی توانمندسازی نیروی انسانی :
احساس مالکیت کارکنان را نسبت به فرایند کاری افزایش می دهد .
باعث ابتکارات خلاق می شود که فواید و مزایای آن به سازمان برمی گردد .
باعث افزایش رضایت افراد ، بهره وری و ارزش عملکرد می شود .
باعث ادای حق افراد می شود . مثل داشتن حق اطلاعات ، رفاه ، پاداش .
باعث رسیدن به هدف های اجتماعی مطلق می شود ( فورد و فوتلر[۶۲] ،۱۹۹۵)
۲-۱-۱۴- علل گرایش سازمانها به توانمندسازی
محرک های درونی و بیرونی متعددی سازمانها را بر توانمندسازی کارکنانشان ترغیب نموده است؛ مهمترین محرک های درونی عبارتند از:
۲-۱-۱۴-۱- بهره وری
هرگاه از کیفیت و بهره وری سخن به میان می آید برنامه های توان افزایی در زمره اجزای تفکیک ناپذیر موضوع قرار می گیرد. ارتباط توانمندسازی و بهره وری سازمانی را می توان یک ارتباط دو سویه تلقی کرد. بدین ترتیب که تحلیل مسئولیت ها، تعیین وظایف و اختیارات و بهبود سطح دانش تخصصی کارکنان برای انجام مسئولیت های تعریف شده نه تنها به ارتقای توان کاری سازمان و نهایتا بهبود بهره وری خواهد انجامید؛ بلکه کارکنان را از یک مدل ذهنی انعطاف پذیر و پویا که همواره پذیرای ایده ها و راه حل های جدید خواهند بود نیز برخوردار می سازد.
از طرف دیگر برنامه های توانا سازی موجب تغییر در مسئولیت مدیریت و کارکنان نیز می گردد. زمانی که توانایی کارکنان افزایش می یابد سبک مدیریت از نظارت نزدیک به سمت نظارت هدایتی و تفویضی تغییر می یابد. این تغییر سبک باعث تغییر در مسئولیت پذیری کارکنان می گردد. چرا که آنان با آزادی عملی که در انجام کارها بدست می آورند خلاق و خود مدیر می گردند و این همان حلقه گمشده ای است که در ایجاد بهره وری سازمانی می بایست مورد توجه قرار گیرد.
۲-۱-۱۴-۲- ایجاد تحول در سازمان
یکی از مهمترین مبانی تحول سازمانی بکارگیری مدل مشارکت در توانمندسازی است. مشارکت در برنامه های تحول سازمانی مختص نخبگان یا افراد سطح بالای سازمان نیست؛ بلکه باید بطور وسیعی در سراسر سازمان گسترش یابد. افزایش مشارکت و توانمندسازی از عمده ترین اهداف اصلی و ارزشهای والای حوزه تحول سازمانی می باشد.
۲-۱-۱۴-۳- امنیت شغلی
منظور از امنیت شغلی این است که سازمان موجبات تواناسازی فرد را فراهم کند بطوریکه از نظر تخصصی و توانمندی سازمان وابسته به فرد شود و در بیرون نیز به تخصص و توانمندی فرد نیاز باشد و این مستلزم آن است که سازمانها بستر لازم را فراهم نمایند تا کارکنان از ابعاد مختلف بالندگی لازم را کسب کنند.
بخش دوم : سرمایه روانشناختی
۲-۲- سرمایه و انواع آن
مهمترین و با ارزش‌ترین دارایی‌های هر سازمانی دارایی‌های نامشهود آن سازمان -توانمندیهای نیروی انسانی- است که اغلب به روش‌های حسابداری معمول قابل اندازه‌گیری و مشاهده نیستند و به عنوان سرمایه نامشهود نقش یک مزیت رقابی را برای سازمان ایفا میکنند تاکنون دو نوع سرمایه مهم یعنی سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی مورد توجه مدیران و محققان سازمانی بوده است که جدیدترین نوع سرمایه یعنی سرمایه روانشناختی نیز به آن اضافه شده است( جمشیدیان و فروهر، ۱۳۹۰،ص ۱).
۲-۲-۱- سرمایه انسانی
تئوری سرمایه انسانی در ابتدا جهت برآورد میزان درآمد افراد بر حسب سرمایه‌گذاری که روی خود صورت داده‌اند مطرح شد (بکر[۶۳] ، ۱۹۶۴). سرمایه انسانی اغلب به عنوان سرمایه فکری تلقی می‌گردد و به نوعی شامل مهارت ها، توانایی‌ها و دانش و تجاربی است که یک شخص با خود به سازمانی می‌آورد (انویک[۶۴]، ۲۰۰۵). مطابق نظر بکر (۱۹۶۴) سرمایه انسانی را به عنوان مهارت‌ها و دانشی که افراد از طریق سرمایه‌گذاری بر روی تحصیلات، آموزش ضمن خدمت و سایر روش های کسب مهارت کسب می‌کنند تعریف می‌کنیم. با توجه به این تعریف سازمانهای موفق سازمانهایی هستند که در جذب، به کارگیری، توسعه و نگهداری بهترین کارکنان موفق باشند و از این رو یک دارایی انسانی قوی شکل دهند (تور[۶۵] و آفورای[۶۶] ، ۲۰۱۰).
۲-۲-۲- سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی به ارزش دارایی‌های واقعی یا بالقوه‌ای که فرد، در سازمان بر حسب اینکه چه کسانی را می‌شناسد، با چه شبکه‌های اجتماعی در ارتباط است و چه اعتباری در سازمان دارد، به دست می‌آورد اشاره دارد. اعتماد بین اعضای شبکه اجتماعی مفهوم اصلی سرمایه اجتماعی و عنصری ضروری برای نوآوری و رشد اقتصادی است (لورنز[۶۷] ، ۱۹۹۲). الوانی (۱۳۸۳) سرمایه اجتماعی را مجموعه‌ای از هنجارهای موجود در سیستم‌های اجتماعی که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه گردیده و همچنین سبب پایین آمدن سطح هزینه‌های تبادلات و ارتباطات می‌گردد تعریف میکند. از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی به عنوان شبکه‌ای از روابط ودیعه‌ای طبیعی یا اجتماعی نیست، بلکه در طول زمان برای کسب آن باید تلاش کرد. به تعبیر او سرمایه اجتماعی محصول نوعی سرمایه‌گذاری فردی یا جمعی، آگاهانه یا ناآگاهانه است که به دنبال تثبیت یا باز تولید آنگونه روابط اجتماعی است که مستقیماً در کوتاه مدت یا بلند مدت قابل استفاده هستند (شارع‌پور، ۱۳۸۴). به اعتقاد لنا و برن (۱۹۹۹) سرمایه اجتماعی سازمانی، یک دارایی محسوب می‌شود که هم برای سازمان (از طریق خلق ارزش برای سهامداران) و هم برای اعضای سازمان (از طریق ارتقای مهارت‌های کارکنان) مفید و سود‌مند است. اسنل[۶۸] (۲۰۰۲) استدلال کرد که در مدیریت منابع انسانی سرمایه‌های انسانی و سرمایه اجتماعی به یک اندازه باید مورد توجه قرار گیرند چرا که درحالی که مدیریت سرمایه‌های انسانی برای ایجاد اثر بخشی مهم هستند؛ مدیریت سرمایه اجتماعی کلیدی برای تولید محصول نهایی است (تور و آفورای، ۲۰۱۰).
۲-۲-۳- سرمایه روانشناختی

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 43
  • 44
  • 45
  • ...
  • 46
  • ...
  • 47
  • 48
  • 49
  • ...
  • 50
  • ...
  • 51
  • 52
  • 53
  • ...
  • 414

مجله علمی: آموزش ها - راه‌کارها - ترفندها و تکنیک‌های کاربردی

 کسب درآمد ثابت اینترنتی
 خصوصیات گربه اسکاتیش فولد
 تغییر شخصیت در روابط عاشقانه
 حقایق سگ پامرانین
 نشانه‌های نارضایتی همسر
 درآمد از ویرایش ویدئو آنلاین
 آموزش Leonardo AI پیشرفته
 افزایش رضایت مشتری
 معیارهای انتخاب همسر مردان
 درآمد از پست‌های هوش مصنوعی
 آموزش Vyond حرفه‌ای
 موفقیت در پادکست‌سازی
 انتخاب پوشک سگ
 اشتباهات طراحی لباس سفارشی
 بازسازی پس از خیانت
 آموزش Leonardo AI کامل
 درآمد از آموزش برنامه‌نویسی
 مشکلات درآمد طراحان گرافیک
 افزایش درآمد دوره های آنلاین
 شکست درآمدزایی مقالات آنلاین
 کسب درآمد فروش گیاهان آپارتمانی
 سگ های آپارتمانی بدون ریزش مو
 گربه های موکوتاه شورت هیر
 آموزش استفاده از Jasper AI
 نشانه های سگ آلفا
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟

آخرین مطالب

  • ✔️ توصیه های مهم درباره آرایش برای دختران
  • نکته های طلایی درباره آرایش
  • ☑️ ترفندهای ضروری و کلیدی درباره آرایش برای دختران
  • ✔️ ترفندهای آرایش دخترانه و زنانه
  • ترفندهای ضروری و اساسی درباره میکاپ
  • هشدار زیان حتمی برای رعایت نکردن این نکته ها درباره آرایش
  • توصیه های ضروری و کلیدی درباره آرایش دخترانه (آپدیت شده✅)
  • نکته های ضروری و کلیدی درباره آرایش
  • ✅ این موارد را درباره آرایش جدی بگیرید
  • ☑️ راهنمای جامع درباره آرایش
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان